زبان‌شناسی - آواشناسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به واجشناسی مانند "خوشه"، "آهنگ" و "دایگراف" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
coda [اسم]
اجرا کردن

بخش پایانی هجا

Ex: Linguists analyze syllables by dividing them into onset , nucleus , and coda .

زبان‌شناسان هجاها را با تقسیم آن‌ها به آغاز، هسته و پایان تحلیل می‌کنند.

nucleus [اسم]
اجرا کردن

the central sound unit of a syllable, usually formed by a vowel or vowel-like element, around which other sounds cluster

Ex: In the word " cat , " the vowel /æ/ serves as the syllable 's nucleus .
onset [اسم]
اجرا کردن

(زبان‌شناسی) آغازه

cluster [اسم]
اجرا کردن

خوشه همخوانی (آواشناسی)

epenthesis [اسم]
اجرا کردن

میان‌هِشت

Ex: Epenthesis can occur as a natural part of language evolution , contributing to phonetic changes and dialectal variation .

اپنتزیس می‌تواند به عنوان بخشی طبیعی از تکامل زبان رخ دهد، که به تغییرات آوایی و تنوع گویشی کمک می‌کند.

juncture [اسم]
اجرا کردن

پیوند

Ex: Linguists study juncture to understand how speech flows naturally .

زبان‌شناسان پیوند را مطالعه می‌کنند تا بفهمند که گفتار چگونه به طور طبیعی جریان می‌یابد.

metathesis [اسم]
اجرا کردن

قلب (زبان‌شناسی)

Ex:

جابجایی می‌تواند ناشی از خطاهای گفتاری یا تغییرات صوتی تاریخی باشد که منجر به تغییراتی در شکل کلمات می‌شود.

اجرا کردن

هماهنگی واکه‌ای

Ex: In Finnish , vowel harmony dictates that words generally contain either front vowels ( like ä and ö ) or back vowels ( like a and o ) , but not both .

در زبان فنلاندی، هماهنگی واکه‌ای حکم می‌کند که واژه‌ها معمولاً شامل واکه‌های جلو (مانند ä و ö) یا واکه‌های عقب (مانند a و o) باشند، اما نه هر دو.

imbrication [اسم]
اجرا کردن

درهم‌آمیختگی

Ex: The imbrication of regional dialects within the national language showcases the country 's rich cultural diversity .

درهم‌تنیدگی گویش‌های منطقه‌ای در زبان ملی، تنوع فرهنگی غنی کشور را به نمایش می‌گذارد.

syncope [اسم]
اجرا کردن

حذف حرف صدادار (آواشناسی)

digraph [اسم]
اجرا کردن

دونویسه (زبان‌شناسی)

Ex: " Wh " is a digraph commonly used in English to represent the /w/ sound , as in " whale " or " whisk . "

"Wh" یک دایگراف است که معمولاً در انگلیسی برای نشان دادن صدای /w/ استفاده می‌شود، مانند "whale" یا "whisk".

mora [اسم]
اجرا کردن

مورا (واحد تعیین وزن هجا)

اجرا کردن

استفاده از نام‌آوا

Ex: Children 's literature frequently uses onomatopoeia to engage young readers .

ادبیات کودکان اغلب از آواگری برای جذب خوانندگان جوان استفاده می‌کند.