کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره‌ای Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
athlete [اسم]
اجرا کردن

ورزشکار

Ex: The athlete 's resilience and perseverance inspired many young sports enthusiasts .

انعطاف‌پذیری و پشتکار ورزشکار بسیاری از علاقه‌مندان جوان به ورزش را الهام بخشید.

to handle [فعل]
اجرا کردن

(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن

Ex: The team handled the unexpected setback effectively .

تیم به طور موثر با عقب‌گرد غیرمنتظره برخورد کرد.

to face [فعل]
اجرا کردن

مواجه شدن

Ex: The team faced criticism for their performance during the championship .

تیم با انتقادهایی به خاطر عملکردشان در طول مسابقات روبرو شد.

intense [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She felt intense excitement as she approached the finish line .

او هنگام نزدیک شدن به خط پایان، هیجان شدیدی را احساس کرد.

اجرا کردن

روانی

Ex: The study revealed psychological patterns in decision-making .

مطالعه الگوهای روانشناختی در تصمیم‌گیری را آشکار کرد.

pressure [اسم]
اجرا کردن

فشار

Ex: Families often feel pressure from rising living expenses .

خانواده‌ها اغلب از افزایش هزینه‌های زندگی احساس فشار می‌کنند.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The competition for the best home-made cake is tomorrow .

مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار می‌شود.

British [صفت]
اجرا کردن

بریتانیایی

Ex:

خانواده سلطنتی بریتانیا توجه زیادی از سراسر جهان را به خود جلب می‌کند.

اجرا کردن

بازیکن تنیس

Ex: Many aspiring tennis players look up to Serena Williams as a role model .

بسیاری از تنیس‌بازان مشتاق، سرنا ویلیامز را به عنوان یک الگو می‌بینند.

to regulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: The organization regulated its financial records to comply with new regulations .

سازمان سوابق مالی خود را تنظیم کرد تا با مقررات جدید مطابقت داشته باشد.

breathing [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The doctor observed the patient 's breathing to monitor their health .

پزشک تنفس بیمار را برای نظارت بر سلامتی او مشاهده کرد.

اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex:

نویسنده محبوبیت کتاب را نسبت می‌دهد به شخصیت‌های قابل ارتباط آن.

performance [اسم]
اجرا کردن

عملکرد

Ex: The employee 's performance appraisal highlighted their strong work ethic and dedication to their job .

ارزیابی عملکرد کارمند، اخلاق کاری قوی و تعهد او به شغلش را برجسته کرد.

unavoidable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The teacher emphasized that completing the assigned homework was unavoidable for academic success .

معلم تأکید کرد که تکمیل تکالیف محوله برای موفقیت تحصیلی اجتناب‌ناپذیر بود.

factor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Lack of sleep can be a contributing factor to decreased productivity at work .

کمبود خواب می‌تواند یک عامل مؤثر در کاهش بهره‌وری در کار باشد.

to respond [فعل]
اجرا کردن

واکنش نشان دادن

Ex: He responded to the challenge by working harder to improve his skills .

او با سخت‌تر کار کردن برای بهبود مهارت‌هایش به چالش پاسخ داد.

event [اسم]
اجرا کردن

اتفاق

Ex: The sports event drew a large crowd of enthusiastic fans .

رویداد ورزشی جمعیت زیادی از طرفداران مشتاق را به خود جذب کرد.

typically [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: She typically drinks coffee in the morning .

او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشد.

resource [اسم]
اجرا کردن

منبع

Ex: She used her emotional resources to cope with the stressful situation .

او از منابع عاطفی خود برای مقابله با موقعیت استرس‌زا استفاده کرد.

to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.

concern [اسم]
اجرا کردن

نگرانی

Ex: The doctor expressed concern about the unusual rash on the child 's skin .

دکتر نگرانی خود را درباره بثورات غیرمعمول روی پوست کودک ابراز کرد.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

اجرا کردن

از طرف دیگر

Ex:

او در ریاضیات درخشان است. از سوی دیگر، مهارت‌های نوشتاری او نیاز به بهبود دارد.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

competitor [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The young competitor impressed everyone with his skills on the basketball court .

رقابت کننده جوان با مهارت‌هایش در زمین بسکتبال همه را تحت تأثیر قرار داد.

to believe [فعل]
اجرا کردن

فکر کردن

Ex: They firmly believe that equality is essential for a just society .

آنها به شدت باور دارند که برابری برای یک جامعه عادلانه ضروری است.

to control [فعل]
اجرا کردن

کنترل کردن

Ex: The board of directors will control the major decisions affecting the organization .

هیئت مدیره کنترل خواهد کرد تصمیمات عمده‌ای که بر سازمان تأثیر می‌گذارند.

اجرا کردن

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن

Ex: They are looking forward to the family reunion .

آن‌ها بی‌صبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.

اجرا کردن

شرایط

Ex:

در برخی شرایط، می‌توان استثناهایی برای قاعده در نظر گرفت.

to affect [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: Lack of proper nutrition can affect a child 's physical and cognitive development .

کمبود تغذیه مناسب می‌تواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.

to place [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن

Ex: The principal placed the school on lockdown as a safety precaution during the security threat .

مدیر به عنوان یک اقدام احتیاطی امنیتی در طول تهدید امنیتی مدرسه را در وضعیت قفل قرار داد.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: With her impressive qualifications and experience , she 's a likely candidate for the job .

با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.

buzz [اسم]
اجرا کردن

جو هیجان

Ex: There was a buzz in the room before the announcement .

قبل از اعلام، شور و هیجانی در اتاق بود.

to dictate [فعل]
اجرا کردن

دیکته کردن

Ex: The weather dictated our travel plans yesterday .

دیروز هوا تعیین کننده برنامه‌های سفر ما بود.

اجرا کردن

حالت چالش

Ex: He stayed in a challenge state throughout the tournament .

او در طول مسابقه در یک حالت چالش باقی ماند.

اجرا کردن

حالت تهدید

Ex: Pressure from the crowd created a threat state for the player .

فشار جمعیت یک حالت تهدید برای بازیکن ایجاد کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)