موافقت و مخالفت - توافق 3

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درک متقابل و رضایت مانند "هماهنگی"، "تمایل" و "وحدت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موافقت و مخالفت
handshake [اسم]
اجرا کردن

دست‌دادن

Ex: A handshake is a common greeting in business meetings .

دست دادن یک سلام رایج در جلسات تجاری است.

harmonious [صفت]
اجرا کردن

دوستانه

Ex: The two countries maintained a harmonious diplomatic relationship for decades .

دو کشور برای دهه‌ها روابط دیپلماتیک هماهنگ را حفظ کردند.

harmony [اسم]
اجرا کردن

سازگاری

Ex: The committee strives for harmony in decision-making .
hear, hear! [حرف ندا]
اجرا کردن

احسنت! احسنت!

Ex:

بشنوید، بشنوید! پیشنهاد افزایش بودجه برای آموزش مدتهاست که انتظار می‌رود.

to honor [فعل]
اجرا کردن

وفا کردن

Ex: The government honored its promise to increase funding for public education .

دولت به وعده خود برای افزایش بودجه آموزش عمومی عمل کرد.

to humor [فعل]
اجرا کردن

برای دلخوشی کسی کاری کردن

to incline [فعل]
اجرا کردن

سر تکان دادن

Ex: In the solemn moment of prayer , the congregation inclined their heads .

در لحظهٔ رسمی نماز، جماعت سرهای خود را خم کردند.

اجرا کردن

بی‌چون‌وچرا

Ex: Their commitment to the cause was incontestable , evident in their tireless efforts .

تعهد آنها به این هدف غیرقابل انکار بود، که در تلاش‌های خستگی‌ناپذیرشان آشکار بود.

اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: The historical documents provided incontrovertible evidence of the event .

اسناد تاریخی شواهد انکارناپذیری از این رویداد ارائه دادند.

اجرا کردن

مسلم

Ex: The video evidence presented in court was indisputable , clearly showing the defendant committing the crime .

مدارک ویدیویی ارائه شده در دادگاه غیرقابل انکار بود، به وضوح نشان می‌داد که متهم مرتکب جرم شده است.

اجرا کردن

مسلماً

Ex: The mathematical theorem was indisputably proven by the renowned mathematician .

قضیه ریاضی توسط ریاضیدان مشهور به طور غیرقابل انکاری اثبات شد.

in tune [عبارت]
اجرا کردن

سازگار

Ex: They remain in tune with the community 's expectations .
to like [فعل]
اجرا کردن

لایک کردن (فضای مجازی)

Ex: I liked your picture on Instagram .

من عکس شما در اینستاگرام را پسندیدم.

like [اسم]
اجرا کردن

لایک (فضای مجازی)

to make up [فعل]
اجرا کردن

آشتی کردن

Ex: I hope that you and your brother can make up soon .

امیدوارم تو و برادرت به زودی با هم آشتی کنید.

to [make] peace [عبارت]
اجرا کردن

آشتی کردن

Ex: After a heated argument , they decided to make peace and move forward in their relationship .
to mend [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: The community came together to mend divisions and work towards reconciliation after a divisive election .

جامعه برای ترمیم شکاف‌ها و کار به سوی آشتی پس از یک انتخابات تفرقه‌انگیز گرد هم آمد.

اجرا کردن

روابط خود را بهبود بخشیدن

Ex: Liza mended her fences by making amends with his family .
to nod [فعل]
اجرا کردن

سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)

Ex: She nodded in agreement with his statement .

او سر تکان داد به نشانه موافقت با گفته اش.

no kidding [حرف ندا]
اجرا کردن

جدی می‌گم

Ex: I was at a concert , and , no kidding , the lead singer pointed at me and handed me the microphone to sing a verse .

من در یک کنسرت بودم، و شوخی نیست، خواننده اصلی به من اشاره کرد و میکروفون را به من داد تا یک بیت بخوانم.

nor [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex:

فروشگاه میوه نمی‌فروشد، و نه سبزیجات.

of course [حرف ندا]
اجرا کردن

البته

Ex: Of course , I 'll let you know if there are any updates .

البته، اگر به‌روزرسانی‌هایی وجود داشته باشد به شما اطلاع خواهم داد.

OK [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه (در صورت موافقت با کاری یا چیزی)

Ex:

باشه، می‌تونیم به جای اون تو پارک همدیگه رو ببینیم.

on the same page [عبارت]
اجرا کردن

هم‌رای

Ex: The couple discussed their vacation plans and made sure they were on the same page about the destination and travel dates .