یقین و تردید - اطمینان 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اطمینان و اطمینان مانند "بررسی"، "بدون شک" و "اطمینان" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to guarantee that something specific will happen

قطعی کردن
عملکرد استثنایی تیم در فینال یک پیروزی قاطع را تضمین کرد.
displaying confidence in oneself and one's capabilities

مطمئن, خاطرجمع
رفتار مطمئن او در طول ارائه، مشتریان را تحت تأثیر قرار داد و تخصص او در این زمینه را نشان داد.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
برای مدت طولانی، من به داستانهای ماجراجویی اغراقآمیز او باور داشتم.
to firmly trust in the goodness or value of something

ایمان داشتن, باور داشتن
او باور ندارد به اعمال کدهای پوشش سختگیرانه در مدارس.
to express confidence or certainty in something happening or being the case

مطمئن بودن
او شرط بست که تیم مورد علاقهاش امسال قهرمانی را خواهد برد.
to express strongly and confidently that something is undoubtedly true or will certainly happen

مطمئن بودن, یقین داشتن
مطمئن باش تخفیف میخواهد.
in a way that is absolutely certain and cannot be questioned

مطمئناً, مسلماً، بیشک
likely to happen or sure to experience something

بهاحتمال زیاد, باید
او محتوم بود که در طول سفرش با چالشهایی روبرو شود، با توجه به زمین دشوار.
a feeling of hopefulness and confidence that makes one remain cheerful, especially in sad or unpleasant situations

زندهدلی, سرحالبودن
cheerful and lively in spirit

شاد و سرزنده
نگرش شاداب او روحیه همه را بالا برد.
used to express that something is possible or may happen, exist, or be true

امکان داشتن, ممکن بودن
آن ممکن است پاسخ مسئله نباشد.
not subject to change or doubt

محکم و قطعی, تغییرناپذیر، قطعی
او اعتقادی تزلزلناپذیر به ارزش کار سخت داشت.
without a doubt

قاطع, صریح
اظهار نظر قطعی او درباره حقایق هیچ جایی برای شک باقی نگذاشت.
feeling completely sure about something and showing that you believe it

مطمئن
او مطمئن بود که برنامه کار خواهد کرد.
the state of being sure about something, usually when there is proof

اطمینان, قطعیت
دانشمند نتایج را با اطمینان ارائه کرد، زیرا آزمایشها به طور کامل تست شده بودند.
the feeling of complete certainty

یقین, اطمینان، قطعیت
دانشمند اطمینان را در موفقیت آزمایش جدید ابراز کرد.
to discover information about something or someone by looking, asking, or investigating

بررسی کردن, تحقیق کردن
قبل از ترک، لطفاً جیبهای خود را برای کلیدهایتان بررسی کنید.
the act of ascertaining the validity, security, or suitability of something by inspecting it

بررسی, بازرسی، بازبینی
to check the wellbeing, truth, or condition of someone or something

وضع کسی یا چیزی را بررسی کردن, سر زدن
مدیر تصمیم گرفت پیشرفت پروژه را بررسی کند تا مطمئن شود که در مسیر تکمیل است.
to inspect something closely to ensure accuracy, quality, or its overall condition

بررسی کردن, چک کردن
او قبل از ارسال، گزارش را بررسی کرد.
to carefully inspect or examine something, especially one that consists of different parts

بررسی کردن, چک کردن
to examine something to confirm its quality and accuracy

بررسی کردن
آنها ماشینآلات را بررسی کردند تا مطمئن شوند که به خوبی کار میکنند.
