یقین و تردید - اطمینان 1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اطمینان و اطمینان مانند "بررسی"، "بدون شک" و "اطمینان" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
یقین و تردید
to assure [فعل]
اجرا کردن

قطعی کردن

Ex: With unanimous support , the proposal 's approval was assured .

با حمایت یک‌صدا، تصویب پیشنهاد تضمین شده بود.

assured [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: Despite the challenges , he remained assured of achieving his goals through hard work and perseverance .

علیرغم چالش‌ها، او از دستیابی به اهدافش از طریق سخت‌کوشی و پشتکار مطمئن باقی ماند.

to believe [فعل]
اجرا کردن

باور کردن

Ex: They were misled into believing the product was a miracle cure .

آنها فریب خوردند تا باور کنند که محصول یک درمان معجزه‌آسا است.

اجرا کردن

ایمان داشتن

Ex: We should all believe in the power of kindness to make the world a better place .

همه ما باید به قدرت مهربانی باور داشته باشیم تا دنیا را به جای بهتری تبدیل کنیم.

to bet [فعل]
اجرا کردن

مطمئن بودن

Ex: The expert bet that the stock prices would rise due to the positive quarterly earnings report .

متخصص شرط بست که قیمت سهام به دلیل گزارش مثبت درآمد سه‌ماهه افزایش خواهد یافت.

beyond doubt [عبارت]
اجرا کردن

مطمئناً

Ex: The evidence presented in court was beyond doubt , leading to a unanimous verdict .
bound [صفت]
اجرا کردن

به‌احتمال زیاد

Ex:

با توجه به فداکاری و کار سخت او، او محکوم به موفقیت در نقش جدید خود است.

buoyant [صفت]
اجرا کردن

شاد و سرزنده

Ex: Her buoyant personality made her popular among colleagues .
can [فعل]
اجرا کردن

امکان داشتن

Ex: Mistakes can happen when you 're tired .

اشتباهات می‌توانند رخ دهند وقتی خسته هستید.

cast-iron [صفت]
اجرا کردن

محکم و قطعی

Ex: That contract is cast-iron ; no room for negotiation .

آن قرارداد تغییرناپذیر است؛ هیچ جایی برای مذاکره وجود ندارد.

categorical [صفت]
اجرا کردن

قاطع

Ex: The judge made a categorical decision , firmly closing the case .

قاضی تصمیمی قطعی گرفت و پرونده را محکم بست.

certain [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: If you are certain of his loyalty , you can tell him your secret .

اگر از وفاداری او مطمئن هستید، می‌توانید راز خود را به او بگویید.

certainty [اسم]
اجرا کردن

اطمینان

Ex: The doctor ’s certainty in the diagnosis provided comfort and clarity to the patient .

قطعیت پزشک در تشخیص، آرامش و وضوح را برای بیمار فراهم کرد.

certitude [اسم]
اجرا کردن

یقین

Ex: The historian ’s certitude in the dates of historical events was backed by thorough evidence .

اطمینان مورخ در مورد تاریخ رویدادهای تاریخی با شواهد دقیق پشتیبانی می‌شد.

to check [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: He checked the map to confirm the route .

او نقشه را بررسی کرد تا مسیر را تأیید کند.

to check on [فعل]
اجرا کردن

وضع کسی یا چیزی را بررسی کردن

Ex: The journalist promised to check on the facts before publishing the story to ensure accuracy .

روزنامه‌نگار قول داد قبل از انتشار داستان برای اطمینان از صحت، واقعیت‌ها را بررسی کند.

اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: She spent hours checking over the accounts for any discrepancies .

او ساعت‌ها صرف بررسی حساب‌ها برای یافتن هرگونه اختلاف کرد.

اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: Let 's check up on the progress of the project this afternoon .

بیایید بعدازظهر پیشرفت پروژه را بررسی کنیم.