یقین و تردید - ارزیابی و گمانهزنی 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارزیابی و تخمین مانند "آگاه کردن"، "محاسبه کردن" و "شرط بندی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to estimate or assess the value, quality, or performance of something or someone

برآورد کردن, ارزشیابی کردن
مدیر عملکرد اعضای تیم خود را در طول بررسی سهماهه ارزیابی کرد.
the act of evaluating someone or something in order to form an opinion or judgment about them

ارزیابی, برآورد
to form a judgment on the quality, worth, nature, ability or importance of something, someone, or a situation

ارزیابی کردن
معلم درک دانشآموزان را از طریق آزمونها و امتحانات ارزیابی میکند.
the act of judging or evaluating someone or something carefully based on specific standards or principles

ارزیابی, ارزشیابی
شرکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی، یک ارزیابی کامل از وضعیت مالی خود انجام داد.
an opinion, view, or assumption about something

دیدگاه, نظر
شرط او بر روی آخر هفتهای آفتابی است.
to form an opinion by considering the information at hand

تخمین زدن, تخمین زدن
او محاسبه کرد که آنها میتوانند با بودجه فعلی خود خانه جدید را بپردازند.
the process of thinking carefully about risks, outcomes, or effects before making a decision or taking action

تحلیل, محاسبه
تأخیر آنها به نظر یک محاسبه سیاسی میرسید.
an ending to an episode of a series that keeps the audience in suspense

پایان نفسگیر, پایان نفسگیر
فصل پایانی رمان با یک cliffhanger جذاب به پایان رسید، که خوانندگان را مجبور کرد صفحه را ورق بزنند و حل و فصل پیچش داستان پرتعلیق را کشف کنند.
(of a situation, movie, etc.) having an unclear ending that makes it enticing

هیجانآور, هیجانانگیز
used to refer to an attempt or a guess that was close to achieve success but failed to do so

خیلی نزدیک بود
used in children's games to indicate that a player is far from locating a hidden item or guessing the correct answer
![[معادل "دور شدی" در بازی حدس]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[معادل "دور شدی" در بازی حدس]
اما اتاق نشیمن را گشت و شنید که دوستانش میگویند، "سرد دوباره!"
primarily based on pure guess-work rather than definite knowledge

فرضی, حدسی
توضیح کارآگاه حدسی بود، زیرا هیچ شاهدی پیش نیامده بود.
an idea that is based on guesswork and not facts

حدس, گمان
بخش زیادی از مقاله حدس حدسی بدون منابع قابل اعتماد بود.
to form an idea or opinion about something with limited information or unclear evidence

حدس زدن, گمان کردن
بدون جزئیات روشن، رسانهها گمانهزنی کردند که استعفای ناگهانی چهره سیاسی ممکن است به جنجالهای افشا نشده مرتبط باشد.
a detailed judgment of something, such as a work of art, a political idea, etc.

نقد, انتقاد
روزنامهنگاران انتقاد تندی از سیاستهای اقتصادی دولت ارائه کردند و تأثیر بالقوه آنها بر طبقه متوسط را برجسته کردند.
to carefully examine something in a detailed manner

نقد کردن, انتقاد کردن
کار او به طور گسترده توسط محققان در این زمینه نقد و تحلیل شده است.
to guess or deduce information using intuition or an inexplicable sense of inner knowledge

تخمین زدن, حدس زدن
آنها سعی کردند معنای پیام مرموز را حدس بزنند.
a guess that is made according to one's experience or knowledge thus is more likely to be true

حدس قریببهیقین
حدس آگاهانه دانشمند درباره نتیجه آزمایش درست از آب درآمد.
to guess the value, number, quantity, size, etc. of something without exact calculation

تخمین زدن, برآورد کردن
آیا میتوانید تخمین بزنید که هزینهی خریدهای هفتهی ما چقدر خواهد شد؟
a judgment or calculation of the size, extent, value, etc. of something without knowing the exact details or numbers

برآورد, تخمین، حدس
ارزیاب یک تخمین از ارزش بازار خانه ارائه داد.
| یقین و تردید | |||
|---|---|---|---|
| اطمینان 1 | اطمینان 2 | اطمینان 3 | شک 1 |
| شک 2 | امکان و احتمال | ارزیابی و گمانهزنی 1 | ارزیابی و گمانهزنی 2 |
| ارزیابی و گمانهزنی 3 | |||
