یقین و تردید - امکان و احتمال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به امکان و احتمال مانند "فرض"، "چشم انداز" و "انتظار" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to let something happen or exist

ممکن ساختن, امکان دادن
محل بزرگ میتواند بپذیرد تعداد قابل توجهی از مخاطبان را برای کنسرت.
using the previous knowledge, reasoning, or general facts to decide the likely result of something

استنتاجی, بر اساس دانش قبلی
used to indicate that something is equally probable to happen or not happen

used to indicate that something is equally probable to happen or not happen, ممکن است
to be likely for someone to succeed in doing something

شانس چیزی را داشتن
in a manner that suggests something could very well happen or be true

بهاحتمال زیاد
آنها میتوانند به راحتی قهرمانی امسال را به دست آورند.
anticipated or predicted to happen based on previous knowledge or assumptions

محتمل
زمان رسیدن انتظاررفته قطار ساعت 3:00 بعدازظهر است، اما ممکن است به دلیل تعمیرات مسیر تأخیرهایی وجود داشته باشد.
to add information or details to something in order to make it seem more credible or probable

اعتبار بخشیدن, امکان وقوع چیزی را بیشتر کردن
having a possibility of happening or being the case

احتمالی, محتمل
ابرهای تیره نشان دهنده احتمال محتمل بارش در طول روز هستند.
to be likely to occur or to appear to be the case

بهنظر رسیدن
به نظر میرسد امروز باران ببارد.
used to say that something is likely to happen or is true

بدون شک, قطعاً, بیشک
او به جلسه دیر خواهد رسید، بدون شک به دلیل ترافیک.
used to emphasize the fact that someone's expectations or wishes are very unlikely to be fulfilled

کم بودن احتمال چیزی
used to talk about what one expects or likes to happen

باید
پروژه باید تا پایان ماه تکمیل شود، طبق برنامه.
one's thoughts or expectations regarding what will happen in the future

دورنما, چشمانداز
عملکرد قوی تیم در مسابقات اخیر، چشمانداز مربی را برای قهرمانی آینده بهبود بخشیده است.
appearing contradictory or conflicting but potentially true

متناقض, دارای تضاد یا تناقض
کار هنرمند اغلب به کاوش در مضامین پارادوکسیکال میپردازد، مانند همزیستی زیبایی و زوال.
used to express possibility or likelihood of something

شاید
شاید هوا تا زمانی که رویداد فضای باز خود را شروع کنیم بهبود یابد.
possibility refers to the state or condition of being able to happen or exist, or a potential likelihood of something happening or being true

امکان, احتمال
able to exist, happen, or be done

ممکن, مقدور
من از شما به هر روش ممکن حمایت خواهم کرد.
used to say that the something is believed to be true based on available information or evidence

احتمالاً, بهاحتمال زیاد
بلیط های کنسرت به سرعت فروخته شد، احتمالا به دلیل محبوبیت اخیر گروه.
based on the likelihood of an event or outcome occurring

احتمالاتی
استدلال احتمالی به تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت کمک میکند.
the likelihood or chance of an event occurring or being true

احتمال
بر اساس پیشبینی هوا، احتمال بارندگی فردا زیاد است.
having a high possibility of happening or being true based on available evidence or circumstances

محتمل, احتمالی
اقتصاددان پیشبینی میکند که احتمال افزایش نرخ تورم در سهماهه آینده وجود دارد.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
a thing that is extremely likely to be true or happen

گزینه مطمئن, تقریباً قطعی
اگر سارا بگوید دیر میرسد، تقریباً مطمئن باش منظورش دستکم نیم ساعت است.
prepared or likely prepared for something

آماده, حاضر
تیم پس از هفتهها تمرین سخت و تمرین، برای مسابقه آماده احساس کرد.
to have a likelihood of success or achieving a desired outcome

شانس داشتن, امید موفقیت داشتن
بدون تمرین، در مسابقه هیچ شانسی ندارد.
(particularly of something bad) assumed to have happened or be the case without having any proof

احتمالی, مفروض
مدیر به دلیل ظن نقض سیاست شرکت، کارمند را اخراج کرد، علیرغم عدم وجود شواهد محکم.
extremely likely

به احتمال زیاد, به گمان قوی
با این هوا، به احتمال زیاد قطار تأخیر دارد.
| یقین و تردید | |||
|---|---|---|---|
| اطمینان 1 | اطمینان 2 | اطمینان 3 | شک 1 |
| شک 2 | امکان و احتمال | ارزیابی و گمانهزنی 1 | ارزیابی و گمانهزنی 2 |
| ارزیابی و گمانهزنی 3 | |||
