یقین و تردید - اطمینان 2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اعتماد به نفس و اطمینان مانند "اطمینان حاصل کردن"، "قطعی"، و "با اطمینان" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
یقین و تردید
cinch [اسم]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Given his track record , securing the promotion was a cinch .

با توجه به سابقه او، گرفتن ترفیع کار راحتی بود.

to cinch [فعل]
اجرا کردن

قطعی کردن

Ex: The reservation was cinched after the confirmation email arrived .
concrete [صفت]
اجرا کردن

حقیقی

Ex: Historians rely on concrete historical records and artifacts to reconstruct events from the past .

تاریخ‌دانان برای بازسازی رویدادهای گذشته به اسناد و آثار تاریخی ملموس تکیه می‌کنند.

confidence [اسم]
اجرا کردن

اعتمادبه‌نفس

Ex: Despite facing challenges , she tackled every task with confidence .

علیرغم مواجهه با چالش‌ها، او هر وظیفه‌ای را با اعتماد به نفس انجام داد.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

confidently [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: The athlete confidently crossed the finish line first .

ورزشکار با اطمینان اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

conviction [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد راسخ

Ex: Her deep religious convictions guided her moral decisions and actions throughout her life .

اعتقادات عمیق مذهبی او تصمیمات و اقدامات اخلاقی او را در طول زندگی اش هدایت کرد.

convinced [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: He became convinced that his idea would revolutionize the industry .

او متقاعد شد که ایده‌اش صنعت را متحول خواهد کرد.

to count on [فعل]
اجرا کردن

روی کسی یا چیزی حساب کردن

Ex: Clients need to count on the quality of our services for long-term satisfaction .

مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.

اجرا کردن

دوباره چک کردن

Ex:

برای جلوگیری از خطاها، آنها هر ورودی در پایگاه داده را بررسی متقابل می‌کنند.

decidedly [قید]
اجرا کردن

به طور قطعی

Ex: The new policy is decidedly more efficient than the old one .

سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.

definite [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Now that she has accepted the job offer , her relocation to New York next month seems definite .

حالا که او پیشنهاد کار را پذیرفته است، نقل مکان او به نیویورک ماه آینده قطعی به نظر می‌رسد.

definite [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: He gave a definite " no " without hesitation .

او بدون تردد یک قطعی "نه" داد.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

اجرا کردن

اعتماد کردن

Ex: As a leader , it 's crucial to build a team that you can depend on .

به عنوان یک رهبر، بسیار مهم است که تیمی بسازید که بتوانید روی آن حساب کنید.

dogmatic [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: If you keep a dogmatic attitude , you may miss valuable insights from people around you .

اگر نگرش جزمی داشته باشید، ممکن است بینش‌های ارزشمند اطرافیان خود را از دست بدهید.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

اجرا کردن

نتیجه مسلم

Ex: The way the voting trends were going , it was a foregone conclusion that the incumbent mayor would be reelected .

با توجه به روند رای‌دهی، این یک نتیجه قطعی بود که شهردار فعلی دوباره انتخاب شود.

اجرا کردن

چیزی را فهمیدن

Ex: I want to get things straight between us ; there seems to be some miscommunication .
اجرا کردن

تضمین کردن

Ex: The thorough training program guarantees that employees will be well-prepared to handle any situation .

برنامه آموزشی جامع ضمانت می‌کند که کارمندان برای مقابله با هر موقعیتی به خوبی آماده خواهند بود.