قطعی
با توجه به سابقه او، گرفتن ترفیع کار راحتی بود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اعتماد به نفس و اطمینان مانند "اطمینان حاصل کردن"، "قطعی"، و "با اطمینان" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قطعی
با توجه به سابقه او، گرفتن ترفیع کار راحتی بود.
حقیقی
تاریخدانان برای بازسازی رویدادهای گذشته به اسناد و آثار تاریخی ملموس تکیه میکنند.
اعتمادبهنفس
علیرغم مواجهه با چالشها، او هر وظیفهای را با اعتماد به نفس انجام داد.
بااعتمادبهنفس
خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.
بااطمینان
ورزشکار با اطمینان اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.
اعتقاد راسخ
اعتقادات عمیق مذهبی او تصمیمات و اقدامات اخلاقی او را در طول زندگی اش هدایت کرد.
مطمئن
او متقاعد شد که ایدهاش صنعت را متحول خواهد کرد.
روی کسی یا چیزی حساب کردن
مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.
دوباره چک کردن
برای جلوگیری از خطاها، آنها هر ورودی در پایگاه داده را بررسی متقابل میکنند.
به طور قطعی
سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.
قطعی
حالا که او پیشنهاد کار را پذیرفته است، نقل مکان او به نیویورک ماه آینده قطعی به نظر میرسد.
مطمئن
او بدون تردد یک قطعی "نه" داد.
قطعاً
کنسرت قطعاً یکی از بهترینهایی بود که تا به حال حضور داشتهام.
اعتماد کردن
به عنوان یک رهبر، بسیار مهم است که تیمی بسازید که بتوانید روی آن حساب کنید.
متعصب
اگر نگرش جزمی داشته باشید، ممکن است بینشهای ارزشمند اطرافیان خود را از دست بدهید.
اطمینان حاصل کردن
آشپز اطمینان حاصل میکند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.
نتیجه مسلم
با توجه به روند رایدهی، این یک نتیجه قطعی بود که شهردار فعلی دوباره انتخاب شود.
چیزی را فهمیدن
تضمین کردن
برنامه آموزشی جامع ضمانت میکند که کارمندان برای مقابله با هر موقعیتی به خوبی آماده خواهند بود.