یقین و تردید - شک 2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عدم اطمینان مانند "متقاعد نشده"، "لرزان" و "معروف" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
یقین و تردید
reputed [صفت]
اجرا کردن

پنداشته‌شده

Ex:

این شرکت به دلیل شیوه‌های اخلاقی خود معروف است.

reputedly [قید]
اجرا کردن

گفته می‌شود که

Ex: The manuscript is reputedly worth a small fortune .

دستنویس به گفته‌ها ارزش یک ثروت کوچک را دارد.

to shake [فعل]
اجرا کردن

متزلزل کردن

Ex: The criticism from experts began to shake the credibility of the research findings .

انتقادات کارشناسان شروع به تکان دادن اعتبار یافته‌های تحقیق کرد.

shaky [صفت]
اجرا کردن

نامطمئن

Ex: She gave a shaky answer when asked about the missing funds .

وقتی دربارهٔ پول‌های گمشده از او پرسیده شد، پاسخ مرددانه‌ای داد.

should [فعل]
اجرا کردن

انتظار داشتن

Ex: She should pass the exam , considering how well she studied .

او باید در امتحان قبول شود، با توجه به اینکه چقدر خوب درس خوانده است.

somehow [قید]
اجرا کردن

به‌طریقی

Ex: I do n't know how , but she somehow completed the task on time .

من نمی‌دانم چطور، اما او به نحوی کار را به موقع تمام کرد.

supposedly [قید]
اجرا کردن

فرضاً

Ex: The treasure map supposedly leads to a hidden island with untold riches .

نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروت‌های بی‌شمار منتهی می‌شود.

tentative [صفت]
اجرا کردن

موقت و نامشخص

Ex: The report offered a tentative conclusion , with more research needed to solidify the findings .

گزارش یک نتیجه‌گیری موقت ارائه داد، با تحقیقات بیشتر برای تثبیت یافته‌ها مورد نیاز است.

tentatively [قید]
اجرا کردن

به‌طور غیرقطعی

Ex: The company tentatively approved the proposal , pending final budget review .

شرکت به طور موقت پیشنهاد را تصویب کرد، در انتظار بررسی نهایی بودجه.

اجرا کردن

یه سیب هزار چرخ می‌خورد تا به زمین برسد

Ex: The team was on the verge of winning the championship , but as they say , there is many a slip twixt cup and lip , and they ultimately lost the game due to a last-minute mistake .
uncertain [صفت]
اجرا کردن

نامشخص

Ex: The outcome of the experiment is uncertain until all the data has been analyzed .

نتیجه آزمایش تا زمانی که تمام داده‌ها تحلیل نشوند نامشخص است.

uncertainty [اسم]
اجرا کردن

تردید

Ex: The financial market is full of uncertainties .
unclear [صفت]
اجرا کردن

مبهم

Ex: His intentions were unclear , making it hard to trust his actions completely .

نیت‌های او مبهم بود، که اعتماد کامل به اقداماتش را دشوار می‌کرد.

unlikely [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: It 's unlikely that it will rain tomorrow , as the weather forecast predicts clear skies .

بعید به نظر می‌رسد که فردا باران ببارد، زیرا پیش‌بینی هوا آسمان صاف را پیش‌بینی می‌کند.

unsure [صفت]
اجرا کردن

نامطمئن

Ex: The student was unsure about the homework assignment .

دانشجو در مورد تکلیف مطمئن نبود.

to weaken [فعل]
اجرا کردن

مردد شدن

Ex: The athlete 's resolve never weakened , even in the face of setbacks and injuries .

عزم ورزشکار هرگز ضعیف نشد، حتی در مواجهه با شکست‌ها و مصدومیت‌ها.

would [فعل]
اجرا کردن

احتمالا

Ex: I would think that they 'll arrive before noon , given the traffic conditions .

فکر می‌کنم که با توجه به شرایط ترافیکی، قبل از ظهر خواهند رسید.

اجرا کردن

خدا می‌داند

Ex: In the world of art , one can never tell which piece will become a timeless masterpiece .