یقین و تردید - اطمینان 3
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اطمینان و اعتماد به نفس مانند "قطعا"، "مثبت"، و "انکار ناپذیر" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to definitely succeed or win at a particular thing

صددرصد شانس موفقیت داشتن
used to convey that something is guaranteed to be accomplished

تضمینی, کارش قطعی شده
همین که تأیید نهایی را گرفت، قرارداد قطعی شد.
unable to be prevented

اجتنابناپذیر
با ابرهای بارانی سنگینی که در بالای سرمان در حال تجمع بودند، به نظر میرسید که به زودی باران ببارد اجتناب ناپذیر است.
in a way that cannot be stopped or avoided, and certainly happens

به ناچار, لاجرم
با پیشرفت فناوری، برخی مشاغل اجتناب ناپذیر با اتوماسیون جایگزین خواهند شد.
to be completely certain about something

مطمئن بودن, اطمینان داشتن
من نمیدانم آیا آماده تعهد به یک رابطه بلندمدت هستم یا نه.
to check something in order to find out whether it happens or is the case

اطمینان حاصل کردن, مطمئن شدن
to do something just to make sure that something else will occur

از چیزی مطمئن شدن
to take steps to confirm if something is correct, safe, or properly arranged

اطمینان حاصل کردن, خاطرجمع شدن
used to emphasize that it is obvious who will win a competition, comparison, etc. as the odds are undeniably uneven

بیرقیب, رقابت با نتیجه معلوم
used to say that something is undoubtedly true and there are no other alternatives or interpretations concerning it

بی برو برگرد
used to indicate that something is impossible, unacceptable, or absolutely will not happen under any conditions

به هیچ وجه, عمراً
به هیچ وجه قبول نمیکند دوباره با او زندگی کند.
(of a person) having no doubt about something

مطمئن, مطمئن
او مثبت احساس میکرد که تیمش پس از پیروزیهای اخیرشان قهرمانی را خواهد برد.
*** to feel very sure that something is true or that somebody will succeed

اطمینان داشتن
remaining strong and effective even when facing challenges or difficulties

قاطع
تیم مناظره یک استدلال محکم ارائه داد که رقبای آنها را در تلاش برای مقابله با نکاتشان رها کرد.
in a tough, solid, and durable way

با قدرت
این ظروف محکم بسته شدهاند تا از نشت جلوگیری شود.
something that is sure to happen

بردِ قطعی, موفقیتِ حتمی
همه فکر میکردند پیشنهاد حتماً تصویب میشود، اما هیئتمدیره ردش کرد.
to be imminent or unavoidable

اجتنابناپذیر بودن
to make sure everything is clearly understood by someone and there are no misunderstandings

بهدرستی تفهیم کردن
(of a person) feeling confident about something being correct or true

مطمئن
او در مورد پاسخش در طول امتحان مطمئن احساس میکرد.
in a manner showing absolute confidence in the statement

مطمئناً, مسلماً
قطعاً میتوانید کار را قبل از مهلت به پایان برسانید.
to be certain that something is good or useful

(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن
او سوگند میخورد به اثربخشی یک روال ورزشی روزانه برای حفظ سلامتی خوب.
to assume without question that something is true

بدیهی فرض کردن, بیچونوچرا پذیرفتن
بدیهی فرض نکن که همه قوانین را میدانند.
used to deny the possibility of something happening

اصلاً امکان نداشتن, هیچ راهی وجود نداشتن
to allow or wait for a situation to become calmer or more stable after a significant change or serious dispute

آبها از آسیاب افتادن, صبر کردن تا آرام شدن اوضاع
بعد از ادغام، همه چند هفته وقت لازم داشتند تا آبها از آسیاب بیفتد.
according to reality or facts

صحیح, درست، واقعی، حقیقی
من نمیتوانم باور کنم که درست است که او شغلی را که میخواست به دست آورد!
the true principles or facts about something, in contrast to what is imagined or thought

حقیقت, راستی، درستی
در دادگاه، شاهدان سوگند میخورند که در طول شهادت حقیقت را بگویند.
clearly true and therefore impossible to deny or question

غیر قابل انکار
شواهد ارائه شده در دادگاه غیرقابل انکار بود، که منجر به محکومیت سریع شد.
in a way that is definite and cannot be rejected or questioned

بهطرز غیرقابل انکاری
استعداد او در نقاشی بیتردید قابل توجه است.
used to emphasize an opinion or the point one is making

بیشک, قطعاً
او، بدون شک، یک دوست قابل اعتماد و قابل اعتماد است.
![to [have] {sth} in {one's} pocket to [have] {sth} in {one's} pocket](/assets/img/no-pic-260w.png)