یقین و تردید - ارزیابی و گمانهزنی 3
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارزیابی و حدس را یاد خواهید گرفت، مانند "حدس زدن"، "دست کم گرفتن" و "پیش بینی".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
being solely based on imagination or theory rather that reality

ذهنی, نظری
این نظریه یک چارچوب تخیلی برای درک سیستمهای پیچیده ارائه داد.
from one's memory, without spending time to carefully consider or think

تا جایی که یادم میآید, بدون اینکه چک کنم
آدرس دقیق را بدون اینکه چک کنم نمیدانم، اما نزدیک ایستگاه است.
to give something or someone more credit than is deserved

به چیزی بیش از حد بها دادن, بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن
او تمایل دارد که تواناییهای خود را بیش از حد ارزیابی کند، که گاهی منجر به اشتباهات میشود.
to say that something is going to happen before it actually takes place

پیشبینی کردن
اقتصاددانها به دلیل روندهای اقتصادی فعلی، افزایش نوسانات بازار را پیشبینی میکنند.
the act of saying what one thinks is going to happen in the future or what the outcome of something will be

پیشبینی, پیشگویی
دانشمند یک پیشبینی درباره چگونگی تکامل فناوری جدید انجام داد.
to evaluate the situation and all its possible outcomes in order to draw a conclusion

دو دو تا چهار تا کردن, حساب کار را کردن
دو دو تا چهار تا کرد: اگر تیم یک مهلت دیگر را هم از دست بدهد، مشتری میرود.
to review someone or something to see whether one's opinion was correct or not

دوباره ارزیابی کردن, دوباره موردملاحظه قرار دادن
to put something under further consideration or evaluation

دوباره ارزیابی کردن, مجددا ارزیابی کردن
the reevaluation someone or reconsideration of one's opinion of something to see whether it needs revising

ارزیابی مجدد
to reconsider something, especially with the intention to make changes or form another opinion about it

مجدداً ارزیابی کردن
to inspect something in detail, especially to confirm or change the previously held opinion

مجدداً بررسی کردن
to know what another person is thinking

ذهن (کسی را) خواندن
the act of reconsidering something, especially with the intention to make changes or form another opinion about it

ارزیابی مجدد, تجدیدنظر
a process that involves detailed inspection of something, especially to confirm or change the previously held opinion

بررسی مجدد
to predict or anticipate an event or someone's reaction

پیشبینی کردن
من از پیشبینی کردن اینکه او چگونه به خبر واکنش نشان خواهد داد متنفرم، اما در مورد آن عصبی هستم.
an attempt to guess or do something without having sufficient information or knowing the consequences

حدس بیپشتوانه, تیر در تاریکی
زنگ زدن به آن شماره قدیمی تیر در تاریکی بود، اما یک نفر جواب داد.
to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
the creation of theories or opinions about something with no fact or proof

گمان, حدس
حدس او در مورد ادغام شرکت دقیق از آب درآمد.
according to opinions or guesses instead of facts or evidence

نظری, گمانی
بازار سهام بسیار سفتهبازانه است، سرمایهگذاران بر اساس پیشبینیها به جای دادههای ملموس تصمیم میگیرند.
in a way that shows one's decisions are merely based on estimations or personal opinions rather than actual facts

از روی حدس و گمان
to come to a conclusion without enough evidence

حدس زدن, گمان بردن
وقتی تأخیر غیرمنتظره رخ داد، مسافران فقط میتوانستند حدس بزنند که ممکن است مشکلی در برنامه قطار وجود داشته باشد.
an idea or conclusion formed on the basis of limited or uncertain evidence

فرض, حدس
حدس دانشمند بعداً از طریق آزمایش تأیید شد.
to think that something is probably true, especially something bad, without having proof

حدس زدن, مشکوک بودن
او چیزی نگفت، اما من شک دارم که او در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه به مناسبت تولد او است.
to think or believe that something is possible or true, without being sure

فرض کردن, فکر کردن، گمان کردن، تصور کردن، انتظار داشتن
با توجه به پیشبینی آب و هوا، فرض میکنم که بعداً امروز باران خواهد بارید.
an idea accepted as true without proof, often used as a basis for reasoning

فرضیه, گمان
طرح او بر اساس فرضیه این بود که هوا خشک میماند.
to take a closer look at something, especially thoroughly in order to investigate

با دقت بررسی کردن, وارسی کردن
حسابرس بررسی خواهد کرد سوابق مالی را برای اطمینان از رعایت مقررات.
a collection of opinions or experiences from a specific group, typically gathered via questions

ارزیابی, بررسی، مطالعه
بر اساس نظرسنجی, اکثر دانشجویان یادگیری آنلاین را ترجیح میدهند.
used to describe something perfect, flawless, or highly impressive

ایدهآل و عالی
to make a decision by throwing a coin in the air and guessing which of its sides will be facing upward when it lands

سکه انداختن, پرت کردن
تیمها مساوی بودند، بنابراین آنها سکه انداختند تا برنده را مشخص کنند.
to regard something or someone as smaller or less important than they really are

دست کم گرفتن, کم برآوردن، کم تخمین زدن
حریفان تیم مرتکب اشتباه کمتخمینی مهارت و عزم آنها شدند که به پیروزی شگفتانگیزی منجر شد.
an unfavorable judgment or estimation that is too low

دستکمگرفتن, کوچکشماری، کمارزششماری
an assessment of the worth or quality of someone or something that is mostly based on personal opinions rather than facts

ارزشداوری
indicating that someone is getting closer to the correct answer or finding a hidden person or object

نزدیک (در حدس زدن)
او در حیاط خلوت حرکت کرد و دوستانش تشویقش کردند و گفتند که او گرم است وقتی که به نقطه درست نزدیک شد.
| یقین و تردید | |||
|---|---|---|---|
| اطمینان 1 | اطمینان 2 | اطمینان 3 | شک 1 |
| شک 2 | امکان و احتمال | ارزیابی و گمانهزنی 1 | ارزیابی و گمانهزنی 2 |
| ارزیابی و گمانهزنی 3 | |||
