Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (1)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the intuitive understanding or perception of the inner nature or truth of something

چشم باطن, درونبینی
از طریق مدیتیشن، او بینشهای عمیقی در مورد عملکرد ذهن و احساسات خود به دست آورد.
(biology) the slow and gradual development of living things throughout the history of the earth

فرگشت, تکامل
جهشهای ژنتیکی نقش مهمی در پیشبرد تغییرات تکاملی درون جمعیتها ایفا میکنند.
(of a person) producing creative and original ideas, equipment, methods, etc.

خلاق, مبتکرانه، خلاقانه
تفکر نوآورانه او صنعت را متحول کرد.
in a way that is widely favored or recognized by a large number of people

محبوبانه, به طور گسترده
بازیگر پس از بازی در یک فیلم پرفروش محبوبیت یافت.
emphasizing the intensity or pureness of a particular quality or emotion

محض, مطلق
شادی خالص روی صورتش وقتی که غافلگیر شد فراموشنشدنی بود.
developed or primarily guided by the intellect rather than relying on emotions or personal experience

مبتنیبرعقل, عقلمحور
در مناظرات آکادمیک، یک گفتمان فکری غالب بود که بر استدلالهای منطقی تمرکز داشت.
a scientist who studies the natural world, including plants, animals, and ecosystems

طبیعتشناس
به عنوان یک طبیعتشناس، او در شناسایی و فهرستبندی گیاهان نادر در جنگلهای بارانی تخصص داشت.
concerned with understanding and explaining phenomena rather than directly applying them to real-world situations

نظری, تئوری
به عنوان یک زبانشناس نظری، او دههها را صرف توسعه فرضیههایی درباره فراگیری زبان کرد تا آزمایش روشهای کاربردی.
someone or something's role in achieving a specific result, particularly a positive one

نقش (در رسیدن به چیزی)
دانش آموزان بر اساس مشارکتهای که در بحثها و پروژههای کلاسی انجام میدهند ارزیابی میشوند.
to intentionally ignore or act without concern for something or someone that deserves consideration

نادیده گرفتن
او توصیه پزشک خود را برای بهبود رژیم غذایی و ورزش بیشتر نادیده گرفت.
someone who held a position, office, or role before another person

متصدی پیشین (در پست شغلی)
پیشینی او بسیاری از سیاستهایی که هنوز امروزه استفاده میشوند را اجرا کرده بود.
the quality of being knowledgeable, experienced, and able to make good decisions and judgments

درایت, فرزانگی
او قبل از اتخاذ چنین تصمیم مهم شغلی، به دنبال خرد مربی خود بود.
an important discovery or development that helps improve a situation or answer a problem

پیشرفت مهم, کشف مهم
اختراع اینترنت یک دستاورد تکنولوژیکی بود که ارتباطات را در سراسر جهان متحول کرد.
in an unplanned or impulsive manner

خود به خود
با دیدن غروب زیبای خورشید، آنها به طور خودجوش تصمیم گرفتند در ساحل پیکنیک برگزار کنند.
to briefly visit a place, often without prior planning or notice

سر زدن
آنها به موزه سر زدند چون کمی وقت آزاد داشتند.
made for practical use, not for looks

کاربردی, عملی
آنها یک میز کاربردی انتخاب کردند که به طور کامل در فضاهای کوچک جای میگیرد.
to portray imperfectly or incorrectly without deceitful intent

بد نمایش دادن
مهارتهای ضعیف جرمی در یادداشتبرداری باعث شد که او نظرات من را در گزارشش به اشتباه بیان کند.
an area of knowledge, interest, or activity that you study, work in, or talk about

حوزه, عرصه
بحث به حوزه فلسفه منتقل شد.
a planned effort or project that often involves courage, skill, or determination

کوشش, تلاش
شروع یک کسبوکار جدید در یک کشور خارجی یک تلاش پرخطر است.
to ignore something temporarily in favor of more important matters

کنار گذاشتن, موقتاً نادیده گرفتن
ضروری است که غرور خود را کنار بگذارید و اشتباهات خود را بپذیرید.
having exceptional importance or significant impact

بسیار مهم
توافق به یک دستاورد بزرگ در دیپلماسی بینالمللی تبدیل شد.
in a proper or expected manner

به طور مناسب, به درستی
اسناد به طرز صحیحی توسط پرسنل مجاز امضا شدند.
the process of testing a method, an idea, etc. in several ways to achieve the desired outcome

آزمون و خطا
related to evolution or the slow and gradual development of something

تکاملی, فرگشتی
نظریه تکاملی توضیح میدهد که چگونه گونهها از طریق انتخاب طبیعی با محیطهای در حال تغییر سازگار میشوند.
to gradually decrease the effectiveness, confidence, or power of something or someone

تضعیف کردن, صدمه زدن
انتقاد مداوم میتواند تضعیف اعتماد به نفس یک فرد کند.
a general concept or belief

باور, ایده
مفهوم آزادی در تاریخ کشور محوری است.
increasing gradually as more and more is added

فزاینده, فزونگر
درک دانشآموز از موضوع از طریق مطالعه تجمعی هر فصل رشد کرد.
to suggest or assume the existence or truth of something as a basis for reasoning, discussion, or belief

پایه قرار دادن, مبنا قرار دادن، فرض کردن
قبل از انجام تحقیق، محقق باید فرضیههای کلیدی را که تحقیق را هدایت میکنند، مطرح میکرد.
to find or get back something that was lost or stolen

پیدا کردن (پس از گم شدن یا ربوده شدن)
او کیف پولش را در پارک گم کرد اما خوششانس بود که روز بعد آن را بازیابی کرد.
a tabular arrangement of chemical elements organized based on their atomic number, electron configuration, and recurring chemical properties

جدول تناوبی, جدول تناوبی عناصر
عناصر در جدول تناوبی بر اساس عدد اتمی افزایشی سازماندهی شدهاند، که تعداد پروتونهای درون هسته اتم را نشان میدهد.
deserving of attention due to importance, excellence, or notable qualities

قابل توجه
تعهد شرکت به پایداری در دنیای کسبوکار امروز قابل توجه است.
during a particular situation or condition

در میان, در طول
شهر در میان رشد اقتصادی و رفاه شکوفا شد.
coming from the imagination rather than facts

خیالپردازانه, خیالی
نقاشیهای هنرمند پر از موجودات تخیلی و مناظر سورئال بود که تخیل زنده او را به نمایش میگذاشت.
the creation of theories or opinions about something with no fact or proof

گمان, حدس
حدس او در مورد ادغام شرکت دقیق از آب درآمد.
to put forward a suggestion, plan, or idea for consideration

پیشنهاد کردن, مطرح کردن، ارائه کردن
کمیته یک بودجه برای سال مالی آینده پیشنهاد داد، با در نظر گرفتن هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده.
new and unlike anything else

نو, نوظهور
یافتههای تحقیقاتی دانشمند، دیدگاه نوآورانهای درباره منشأ جهان ارائه کرد.
a person who holds a significant or distinguished position within an organization

پدر, بنیانگذار
پدران هیئت مدیره راهنمایی استراتژیک ارائه میدهند.
to start something with a rapid and successful beginning

با موفقیت شروع کردن
آنها امیدوارند که کسب و کارشان با یک شروع موفق در بازار به سرعت آغاز شود.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
در طول جلسه طوفان فکری، تیم راهحلهای نوآورانهای برای مشکل تصور کرد.
to come to a personal determination or belief after considering information or experiences

به یک تصمیم رسیدن (از طریق تفکر عمیق)
او نتیجه گرفت که بهترین اقدام، درخواست کمک از یک مربی است.
involving, done, or shared by all members of a group

جمعی, همگانی
روستا تصمیم جمعی گرفت تا جنگل باستانی را حفظ کند.
relating to the science that explores living organisms and their functions

بیولوژیکی, زیستی
a living thing such as a plant, animal, etc., especially a very small one that lives on its own

جاندار, اندامگان، موجود زنده، ارگانیسم
ارگانیسمهای میکروسکوپی مانند باکتریها نقش حیاتی در چرخه مواد مغذی و تجزیه دارند.
a notable feature or quality that defines or describes something

ویژگی, صفات
ویژگی دوستان خوب وفاداری است.
(genetics) any event that changes genetic structure; any alteration in the inherited nucleic acid sequence of the genotype of an organism

جهش ژنتیکی, تغییر ژنتیکی
not based on reason but on chance or personal impulse, which is often unfair

سلیقهای, اللهبختکی، دیمی، بیحسابوکتاب ، دلبخواه
او احساس کرد که فرآیند انتخاب دلخواه بود و صلاحیت های او را منعکس نمی کرد.
to create a situation in which it is easier for one to do something or for something to happen

راه را هموار کردن, زمینه را فراهم کردن
این توافق راه را برای گفتوگوهای صلح هموار کرد.
having a positive effect or helpful result

سودمند, پرمنفعت
اثرات مفید مدیتیشن به طور گستردهای شناخته شده است.
to grow and develop exceptionally well

شکوفا شدن
باغ جامعه با افزودن خاک غنی از مواد مغذی و مراقبت مناسب شروع به رشد و شکوفایی کرد.
to create a copy of something

تکثیر کردن, کپی کردن
ماشین میتواند اسناد را با دقت بالا تکثیر کند.
the scope or range of knowledge, interest, or expertise in a particular field

حوزه, دامنه
گزارش چندین حوزه از تحقیقات اجتماعی را پوشش میدهد.
to give an official degree, title, right, etc. to someone

اعطا کردن
پادشاه به فرد برجسته به خاطر خدمت به کشور عنوان شوالیهگری اعطا خواهد کرد.
to a specific degree, particularly when compared to other similar things

نسبتاً, به طور نسبی
او نسبتاً سریع بعد از عمل جراحی بهبود یافت.
a person who rides horses in races

جاکی, سوارکار
هر اسب مسابقه موفق به یک جاکی ماهر نیاز دارد.
to direct or participate in the management, organization, or execution of something

اداره کردن, اجرا کردن
محققان آزمایشهایی را برای آزمایش اثربخشی داروی جدید انجام خواهند داد.
done in a careful, systematic, and organized manner

روشمند, علمی
او به روال تمرین روزانه خود با ذهنی منظم نزدیک شد، بر گروههای عضلانی خاص تمرکز کرد و فرم ثابتی را حفظ کرد.
significantly great in quantity

وسیع, گسترده
او یک کمد لباس وسیع دارد، با لباس هایی برای هر مناسبت قابل تصوری.
having or showing good judgement, especially in business or politics

زیرک, زرنگ
مانور سیاسی هوشمندانه او به او اجازه داد تا از طرفداران کلیدی حمایت کند و موقعیت خود را تضمین کند.
to move at a greater speed than someone or something

سبقت گرفتن, پشت سر گذاشتن
یوزپلنگ به خاطر سرعت باورنکردنی خود شناخته شده است، قادر است از بیشتر طعمهها پیشی بگیرد.
to know or predict something before it happens

از قبل دانستن
پس از مطالعه روندهای بازار، او توانست کاهش فروش را پیشبینی کند.
the act of making small changes in something, usually for an enhancement

تغییر, اصلاح
او چند تغییر در طراحی ایجاد کرد تا عملکرد آن را بهبود بخشد.
to occur at the same time as something else

همزمان بودن, تطابق داشتن
جشنواره با فصل برداشت همزمان است.
improved in value, quality, or performance

بهبودیافته
گرافیک و صدای بهبود یافته بازی ویدیویی تجربه بازی غوطهورکنندهتری را برای بازیکنان فراهم کرد.
existing or spreading among many people, groups, or communities through communication, influence, or awareness

وسیع, گسترده
استفاده گسترده از تلفنهای هوشمند روش ارتباط مردم را تغییر داده است.
the action of starting to use a certain plan, name, method, or idea

اتخاذ, اقتباس
اتخاذ روشهای پایدار به اولویتی برای بسیاری از کسبوکارها تبدیل شده است که هدفشان کاهش تأثیرات محیط زیستی است.
to carefully collect small amounts of information, facts, or knowledge over time from different sources

جمع آوری کردن, استخراج کردن
آنها در حال جمعآوری دادهها از چندین گزارش هستند.
