واژگان اسپانیایی برای مشاغل

در این درس، کلمات مربوط به مشاغل بررسی می‌شوند، که مشاغل و حرفه‌ها را توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح اولیه
اجرا کردن

دانشمند

Ex: Los científicos trabajan en la cura de enfermedades.

دانشمندان بر روی درمان بیماری‌ها کار می‌کنند.

el dentista [اسم]
اجرا کردن

دندان‌پزشک

Ex: Tengo cita con el dentista a las cuatro.

من ساعت چهار با دندانپزشک قرار ملاقات دارم.

اجرا کردن

دامپزشک

Ex: Llevamos al gato al veterinario ayer.

ما دیروز گربه را نزد دامپزشک بردیم.

اجرا کردن

نجار

Ex: El carpintero hizo una mesa de roble.

نجار یک میز از چوب بلوط ساخت.

اجرا کردن

برق‌کار

Ex: Necesito llamar a un electricista.

من باید یک برقکار را صدا کنم.

اجرا کردن

لوله‌کش

Ex: El fontanero instaló el lavabo nuevo.

لوله‌کش سینک جدید را نصب کرد.

اجرا کردن

مکانیک

Ex: El mecánico trabaja en el taller del barrio.

مکانیک در گاراژ محله کار می‌کند.

اجرا کردن

کشاورز

Ex: Los agricultores trabajan desde temprano en la mañana.

کشاورزان از صبح زود کار می‌کنند.

el cocinero [اسم]
اجرا کردن

آشپز

Ex: El cocinero trabaja en un restaurante famoso.

آشپز در یک رستوران معروف کار می‌کند.

اجرا کردن

مسئول پذیرش

Ex: El recepcionista trabaja en un hotel grande.

پذیرشگر در یک هتل بزرگ کار می‌کند.

اجرا کردن

منشی

Ex: La secretaria tomó nota de los mensajes importantes.

منشی پیام‌های مهم را یادداشت کرد.

اجرا کردن

تاجر

Ex: El empresario negoció con proveedores internacionales.

کارآفرین با تأمین‌کنندگان بین‌المللی مذاکره کرد.

el banquero [اسم]
اجرا کردن

کارمند بانک

Ex: Los banqueros deben conocer bien las finanzas.

بانکداران باید به خوبی با امور مالی آشنا باشند.

el músico [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: Los músicos practican varias horas al día.

موسیقیدانان چند ساعت در روز تمرین می‌کنند.

el cantante [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex: Mi hermano quiere ser cantante.

برادرم می‌خواهد خواننده شود.

اجرا کردن

عکاس

Ex: Mi amigo es un fotógrafo profesional.

دوست من یک عکاس حرفه‌ای است.

اجرا کردن

معمار

Ex: Mi amigo quiere ser arquitecto cuando crezca.

دوست من می‌خواهد وقتی بزرگ شد معمار شود.

اجرا کردن

دستیار

Ex: Mi asistente organiza todas mis citas.

دستیار من تمام قرارهای من را سازماندهی می‌کند.

اجرا کردن

برنامه‌نویس

Ex: Necesitamos un programador que conozca Python.

ما به یک برنامه‌نویس نیاز داریم که پایتون بلد باشد.

اجرا کردن

کشیش

Ex: Hablé con el sacerdote sobre el bautizo.

من با کشیش درباره غسل تعمید صحبت کردم.

barbero [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: Voy al barbero todos los meses.

من هر ماه به آرایشگر می‌روم.