واژگان سطح متوسط - ویژگی‌های شخصیتی

در این درس، کلمات مربوط به ویژگی‌های شخصیتی بررسی می‌شوند که شخصیت و نگرش را توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح متوسط
fiable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اعتماد

Ex:

او بسیار قابل اعتماد است و هرگز دروغ نمی‌گوید.

sociable [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

کودکان اجتماعی به راحتی دوست پیدا می‌کنند.

confiable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اطمینان

Ex:

او برای مراقبت از کودکان قابل اعتماد است.

ingenioso [صفت]
اجرا کردن

مبتکر

Ex:

من روش نبوغ‌آمیز او را در توضیح چیزها دوست دارم.

ambicioso [صفت]
اجرا کردن

بلندپرواز

Ex:

یک تاجر جاه‌طلب همیشه به دنبال رشد است.

abierto [صفت]
اجرا کردن

روشن‌فکر

Ex:

او همیشه با نگرش باز گوش می‌دهد.

tolerante [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex:

ما به یک جامعه مداراگر‌تر نیاز داریم.

terco [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex:

کودک لجباز از خوردن سبزیجات امتناع کرد.

gruñón [صفت]
اجرا کردن

بدخلق

Ex:

او مردی بدخلق است اما در باطن مهربان است.

arrogante [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex:

افراد متکبر معتقدند که همیشه درست می‌گویند.

descuidado [صفت]
اجرا کردن

بی‌احتیاط

Ex:

بی‌دقت بودن می‌تواند مشکلاتی به همراه داشته باشد.

impulsivo [صفت]
اجرا کردن

عجولانه

Ex:

این یک پاسخ تکان‌دهنده و بی‌ادبانه بود.

inmaduro [صفت]
اجرا کردن

نابالغ

Ex:

دوستانم می‌گویند که من گاهی نابالغ هستم.

rencoroso [صفت]
اجرا کردن

کینه‌توز

Ex:

کینه‌توزان بیش از دیگران رنج می‌برند.

orgulloso [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex:

او آنقدر مغرور است که هرگز به نصیحت‌ها گوش نمی‌دهد.

reservado [صفت]
اجرا کردن

تودار

Ex:

من ترجیح می‌دهم با احساساتم محتاط باشم.

hablador [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex:

پسرش پرحرف‌ترین فرد در گروه است.

اجرا کردن

کمال‌گرا

Ex:

او کمال‌گرا است و همه چیز را دو بار بررسی می‌کند.

enérgico [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex:

او شخصیتی پر انرژی و مصمم دارد.

اجرا کردن

درون‌گرا

Ex:

من با افراد درونگرا احساس راحتی می‌کنم.

اجرا کردن

برون‌گرا

Ex:

شخصیت برونگرای او به او کمک کرد تا شغل خوبی پیدا کند.

solitario [صفت]
اجرا کردن

تنها

Ex:

گربه از زمانی که صاحبش مرد، تنها به نظر می‌رسد.

soñador [صفت]
اجرا کردن

خیال‌پرداز

Ex:

او با نگرشی رویایی زندگی می‌کند.