مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد افعال عبارتی، مانند "bone up"، "look into"، "rule out"، و غیره، که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
شاد شدن
هر وقت که آن آهنگ را میشنوم، نمیتوانم جلو خوشحال شدن خود را بگیرم.
تحمل کردن
ساکنان تحمل میکنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتیهایی که ارائه میدهد.
سرخورده کردن
وعدههای پوچ و عدم اقدام سیاستمدار، رایدهندگانی که به او اعتماد کرده بودند را نومید کرد.
متفرق کردن
داور مجبور شد قبل از اینکه درگیری در زمین فوتبال بیشتر شود، آن را متوقف کند.
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
کاهش دادن
من باید برای بهبود سلامتیام قند را کم کنم.
اتفاقی مواجه شدن
در حین تحقیق برای پروژهام، به مقالهای جالب برخوردم که بینشهای ارزشمندی ارائه میکرد.
نتیجه دادن
آنها امیدوار بودند که کمپین بازاریابی به ثمر بنشیند و منجر به افزایش فروش شود.
متوجه شدن
یک لحظه طول کشید تا متوجه طعنه در صدایش شوم.
به کار انداختن
کنجکاوی کودکان درباره دکمه بزرگ قرمز، هشدار را در موزه علوم فعال کرد.
شروع کردن
قبل از اینکه شروع کنید به سفر دور دنیا، مطمئن شوید که همه مدارک لازم را دارید.
خراب شدن
ماشین به دلیل مشکل موتور در بزرگراه خراب شد.
بررسی کردن
دانشمند در حال بررسی علل احتمالی شیوع بیماری است.
متقاعد کردن
او توانست دوستش را متقاعد کند که به سفر پیادهروی ماجراجویانه برود.
تسلیم شدن
وقتی کارها سخت میشود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.
مرور کردن
آشپز در حال مرور تکنیکهای آشپزی است تا بهروز بماند.
کار به جایی رسیدن
گاهی زندگی چرخشهای غیرمنتظرهای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.
اطلاعات خود را بالا بردن
ما قبل از امتحان روی مطالب مطالعه خواهیم کرد.
حذف کردن
سازمان قصد داشت تا با حذف فرآیندهای ناکارآمد بهرهوری را بهبود بخشد.
حل و فصل کردن
دانشآموزان اغلب برای یافتن پاسخ تکالیف چالشبرانگیز در پروژههای گروهی همکاری میکنند.
تشکیل دادن
هنرمند کلاژ را از تکههای مختلف کاغذ ساخت.
مطرح کردن
او همیشه در مکالمات به یاد میآورد زادگاهش را.
به درستی منتقل شدن
سرنخهای غیرکلامی میتوانند به احساسات کمک کنند تا منتقل شوند حتی بدون کلمات.
محدود کردن
بیایید قبل از تصمیم گیری نهایی، گزینههای مکان را محدود کنیم.
جلوگیری کردن
با رعایت پروتکلهای ایمنی، میتوانیم خطرات در آزمایشگاه را حذف کنیم.
رد کردن
صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.
ادامه دادن (صحبت)
دیگه در مورد مشکلاتت حرف نزن و سعی کن از مهمونی لذت ببری.
عقب ماندن
شرکت در تحقیقات هوش مصنوعی از رقبای خود عقب افتاد.
(با شجاعت) با چیزی روبهرو شدن
درمانگر او را تشویق کرد تا برای بهبود عاطفی با مسائل حل نشده از گذشته خود روبرو شود.
روی کسی یا چیزی حساب کردن
مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.
منقرض شدن
بدون مداخله مناسب، برخی از گونههای حیوانی ممکن است در سالهای آینده منقرض شوند.
از قلم انداختن
معلم مقاله مرا از پشته نمرهدهی حذف کرد، که منجر به تأخیر در دریافت بازخورد من شد.
با موفقیت به پایان رساندن
آنها با هم همکاری خواهند کرد تا از پس کار پیچیده کدنویسی برآیند.
فرود آوردن
با دید محدود در طوفان، مجبور شدند در نزدیکترین فرودگاه فرود آیند.
اطاعت کردن
سربازان سوگند یاد کردند که از دستورات فرمانده خود پیروی کنند.