سر صحبت را با (کسی) باز کردن
دیشب وقتی به سمت خانه راه میرفتم، یک غریبه در خارج از ایستگاه مترو مردم را مورد آزار قرار میداد.
سر صحبت را با (کسی) باز کردن
دیشب وقتی به سمت خانه راه میرفتم، یک غریبه در خارج از ایستگاه مترو مردم را مورد آزار قرار میداد.
توهین
رفتار او در مراسم یک توهین عمومی به سنت بود.
خصومت برانگیختن
انتقادهای مداوم شریکش شروع به دور کردن او از لحاظ عاطفی کرد.
وحشیگری
او نمیتوانست وحشیگری جنایتهای انجام شده علیه غیرنظامیان بیگناه را باور کند.
آزار دادن
معلمان با درخواستهای اداری مداوم آزار میدیدند.
با زور یا تهدید وادار کردن
او دوستانش را ترساند تا تحت فشار به او در پروژه کمک کنند.
زورگویی
اجبار عاطفی میتواند به همان اندازه نیروی فیزیکی آسیبزا باشد.
مرعوب ساختن
حضور ترسناک ستاره تیم مقابل، ورزشکاران جوان را ترساند و باعث شد احساس ناکافی بودن کنند.
ناراحت کردن
سوالات شخصی مستقیم احتمالاً باعث ناراحتی بیشتر افراد در یک مصاحبه شغلی میشوند.
تبعید کردن
در تاریخ، حاکمان اغلب افرادی را که چالشی برای حکومتشان محسوب میشدند تبعید میکردند.
دست انداختن
جمعیت وقتی که هنرمند در حین اجرا مرتکب اشتباه شد، او را مسخره کرد.
برانگیختن
او نمیخواست در گروه تحریک بیشتری ایجاد کند.
پریشان کردن
پیشبینی آب و هوای شوم، سازماندهندگان رویداد را آشفت کرد، که میترسیدند ممکن است برنامههای فضای بازشان را خراب کند.
غرق کردن
مشتریان در طول رویدادهای فروش، خط تلفن را غرق میکنند.
پاسخ
پاسخ سریع کمدین خنده بلندی از تماشاگران برانگیخت.
برانداز (حکومت)
تاکتیکهای براندازانه او شامل طنز و نافرمانی مدنی بود.
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.
به مخاطره انداختن
تصمیم کوهنورد برای ترک مسیر علامتگذاری شده میتواند هم خودش و هم تیمهای نجات را در معرض خطر قرار دهد.
مجبور کردن
کارفرمای غیراخلاقی تلاش کرد تا کارمندان را بدون جبران خسارت مناسب به اجبار به اضافه کاری وادار کند.
اغوا کردن
در تلاش برای به دست آوردن کنترل، دیکتاتور از تبلیغات برای تحریک ترس و سرکوب مخالفت در میان شهروندان استفاده کرد.
طرد کردن
ایدههای غیر متعارف او باعث شد که توسط اعضای محافظهکار جامعه طرد شود.
دوقطبی ساختن
بحث جامعه علمی را قطبی کرد.
اجبار
او تا زمانی که تحت اجبار قرار نگرفت از دادن اطلاعات مقاومت کرد.
اخراج کردن
شورشیان دیکتاتور را برکنار کردند و یک دولت جدید تأسیس کردند.
کسی را به چالش یا رقابت طلبیدن
برآشفتن
کلیکهای تکراری کیبورد او را آزار میداد در حالی که سعی میکرد تمرکز کند.
دست انداختن
ایده موفقیت بسیاری را فریفته میکند اما از دسترس اکثر دور میماند.
to punish someone as severely as possible
to behave wildly or cause a noisy disturbance
to humble someone who is acting arrogant or overconfident, by reducing their status or pride
تو ذوق کسی زدن
غصب کردن
قبایل محلی احساس کردند که دولت در تلاش است تا زمینهایشان را غصب کند.
زیانآور (جسمی)
تنفس گازهای مضر میتواند باعث بیماری جدی شود.
تحقیر کردن
مأمور فاسد توسط رسوایی که به حرفهاش پایان داد تحقیر شد.
دستپاچه کردن
سوال ناگهانی او او را شرمسار کرد، و او را بیصدا گذاشت.
برانگیختن (احساسات)
سوالات مصاحبه عمیق روزنامه نگار برای برانگیختن پاسخهای صادقانه از مصاحبه شونده طراحی شده بود.
سیخونک زدن به
او با یادآوری مداوم اشتباهات گذشته برادرش در جمعهای خانوادگی، او را تحریک میکرد.
مرتکب شدن
تکاندهنده بود که کشف کنیم کسی درون سازمان این طرح اختلاس را مرتکب شده است.