واژگان پیشرفته برای GRE - !تصمیم بگیر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تصمیم، مانند "brook"، "divine"، "skirt" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
to aver [فعل]
اجرا کردن

تصدیق کردن

Ex: Tomorrow , the expert will be averring the validity of the research findings .

فردا، متخصص اعتبار یافته‌های تحقیق را تأیید خواهد کرد.

to brook [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: The company is currently brooking complaints from customers about the service .

شرکت در حال حاضر تحمل می‌کند شکایات مشتریان در مورد خدمات را.

اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: The government refused to countenance any form of corruption within its ranks .

دولت از تحمل هرگونه فساد در صفوف خود خودداری کرد.

اجرا کردن

با جزئیات شرح دادن

Ex: She has delineated her travel itinerary with exact timings and locations .

او برنامه سفر خود را با زمان‌بندی و مکان‌های دقیق ترسیم کرده است.

to disabuse [فعل]
اجرا کردن

کمک برای کنار گذاشتن

Ex: The documentary aims to disabuse viewers of the myths about climate change .

مستند به دنبال زدودن باورهای نادرست بینندگان درباره تغییرات آب و هوایی است.

to divine [فعل]
اجرا کردن

غیب‌گویی کردن

Ex: The old woman was said to divine the truth of people ’s hearts through her enchanted mirror .

گفته می‌شد که زن پیر می‌توانست حقیقت قلب‌های مردم را از طریق آینه جادویی خود پیش‌بینی کند.

اجرا کردن

دوپهلو حرف زدن

Ex: They were frustrated by the CEO ’s tendency to equivocate on important issues .

آن‌ها از تمایل مدیرعامل به دوپهلو صحبت کردن در مورد مسائل مهم ناامید شده بودند.

اجرا کردن

مورد انتقاد و عتاب قرار دادن

Ex: The activist excoriated the organization for its environmental negligence .

فعال محیط زیست سازمان را به دلیل بی‌توجهی زیست‌محیطی سخت مورد انتقاد قرار داد.

to exhort [فعل]
اجرا کردن

تشویق و ترغیب کردن

Ex: The leader is currently exhorting the group to stay focused on their mission .

رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب می‌کند.

to harangue [فعل]
اجرا کردن

نطق کردن

Ex: She will harangue the committee if they do not address her concerns .

او سخنرانی طولانی و عصبانی‌ای به کمیته خواهد کرد اگر به نگرانی‌هایش رسیدگی نکنند.

to impugn [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن

Ex: She has never impugned his dedication to the project .

او هرگز به فداکاری او نسبت به پروژه تردید نکرده است.

to log [فعل]
اجرا کردن

رسما ثبت کردن (وقایع یا اطلاعات)

Ex: She logged the radio communications and messages received from other vessels during the maritime journey .

او ارتباطات رادیویی و پیام‌های دریافتی از کشتی‌های دیگر در طول سفر دریایی را ثبت کرد.

to maunder [فعل]
اجرا کردن

چرت‌وپرت گفتن

Ex: During the interview , the nervous candidate maundered nervously , rambling on about irrelevant experiences and qualifications .

در طول مصاحبه، نامزد عصبی پرحرفی کرد و بی‌وقفه در مورد تجربیات و صلاحیت‌های نامربوط صحبت کرد.

to palaver [فعل]
اجرا کردن

بیهوده حرف زدن

Ex: The politician 's tendency to palaver during interviews made it difficult to extract clear answers from him .

تمایل سیاستمدار به palaver در طول مصاحبه‌ها، استخراج پاسخ‌های روشن از او را دشوار می‌کرد.

to quibble [فعل]
اجرا کردن

سر هیچ‌و‌پوچ بحث کردن

Ex: The children often quibbled over trivial things like who got to sit in the front seat of the car .

کودکان اغلب بر سر چیزهای پیش پا افتاده مثل این که چه کسی در صندلی جلو ماشین بنشیند بحث می‌کردند.

to reproach [فعل]
اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: He reproached himself for not taking the necessary precautions , leading to the project 's failure .

او خود را به خاطر عدم رعایت اقدامات احتیاطی لازم سرزنش کرد که منجر به شکست پروژه شد.

to skirt [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: The company tried to skirt the regulations by finding loopholes in the law .

شرکت سعی کرد با پیدا کردن خلأهای قانونی، مقررات را دور بزند.

apposite [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex:

ویراستگر انتخاب مناسب کلمات در مقاله را ستود.

اجرا کردن

آشتی‌جو

Ex: The mediator proposed a conciliatory solution to bridge the gap between the disputing parties .

میانجی یک راه‌حل مصالحه‌جویانه را برای پل زدن بین طرفین اختلاف پیشنهاد کرد.

contentious [صفت]
اجرا کردن

ستیزآفرین

Ex: The contentious topic of immigration reform led to protests and demonstrations .

موضوع جنجالی اصلاحات مهاجرتی به اعتراضات و تظاهرات منجر شد.

اجرا کردن

دورو

Ex: He gave a disingenuous smile , pretending to be interested in the conversation .

او یک لبخند ناصادقانه زد، تظاهر به علاقه‌مند بودن به مکالمه کرد.

eloquent [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: She 's eloquent , effortlessly captivating audiences with her persuasive and articulate speech .

او فصیح است، با سخنرانی متقاعدکننده و شیوای خود به راحتی مخاطبان را مجذوب می‌کند.

extenuating [صفت]
اجرا کردن

موجه

Ex:

معلم توضیح تخفيف دهنده او را برای از دست دادن مهلت پذیرفت.

glib [صفت]
اجرا کردن

زبان‌باز

Ex: Her glib demeanor masked her true intentions .

رفتار سطحی او نیات واقعی اش را پنهان می‌کرد.

laudable [صفت]
اجرا کردن

ستودنی

Ex: He made a laudable attempt to improve the company ’s culture .

او تلاشی قابل تحسین برای بهبود فرهنگ شرکت انجام داد.

parochial [صفت]
اجرا کردن

کوته‌فکر

Ex: The committee ’s parochial focus on local issues prevented them from addressing broader regional concerns .

تمرکز محلی‌بینانه کمیته بر مسائل محلی، مانع از پرداختن به نگرانی‌های منطقه‌ای گسترده‌تر شد.

syncretic [صفت]
اجرا کردن

تلفیقی

Ex: The music has a syncretic nature , blending genres like jazz , rock , and classical .

موسیقی دارای ماهیتی تلفیقی است که ژانرهایی مانند جاز، راک و کلاسیک را در هم می‌آمیزد.

tendentious [صفت]
اجرا کردن

جهت‌دار

Ex: The book was full of tendentious arguments that challenged mainstream views .

کتاب پر از استدلال‌های جانبدارانه بود که دیدگاه‌های جریان اصلی را به چالش می‌کشید.

moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The research findings supported the hypothesis , and moreover , they provided insights that are crucial for future experiments in the field .

یافته‌های تحقیق از فرضیه حمایت کردند، و علاوه بر این، بینش‌هایی ارائه دادند که برای آزمایش‌های آینده در این زمینه حیاتی هستند.

diatribe [اسم]
اجرا کردن

زخم‌ زبان

Ex: Her diatribe against social media sparked a lot of debates online .

دیاتریب او علیه رسانه‌های اجتماعی بحث‌های زیادی را به راه انداخت.

imbroglio [اسم]
اجرا کردن

وضعیت پیچیده

Ex: The diplomatic imbroglio between the two nations lasted for months .

ایمبروگلیو دیپلماتیک بین دو ملت ماه‌ها طول کشید.

finesse [اسم]
اجرا کردن

ظرافت

Ex: The chef ’s finesse in blending flavors created a truly unique dish .

ظرافت سرآشپز در ترکیب طعم‌ها یک غذای واقعاً منحصر به فرد ایجاد کرد.

nuance [اسم]
اجرا کردن

فرق جزئی

Ex: Understanding the nuance of the law requires careful study .

درک ظرافت قانون نیاز به مطالعه دقیق دارد.