واژگان پیشرفته برای GRE - تصمیم بگیر!
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تصمیم، مانند "brook"، "divine"، "skirt" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to confidently state or declare something as true

تصدیق کردن, اثبات کردن، بهطور قطع اظهار داشتن
او تأکید کرد بر تعهد خود برای تکمیل پروژه در زمان مقرر.
to allow and not oppose to something that one usually finds to be unpleasant

تحمل کردن, زیر بار رفتن، تاب آوردن
معلم سختگیر هیچ اختلالی در کلاس را تحمل نمیکرد.
to agree and not oppose to something that one generally finds unacceptable or unpleasant

تأیید کردن, اجازه دادن
او نمیتوانست ایده اخراج کارمند قدیمی خود را بپذیرد، حتی با وجود اینکه عملکرد او در حال کاهش بود.
to give an explanation in detail and with precision

با جزئیات شرح دادن, با جزئیات به تصویر کشیدن
دیروز، متخصص فرآیند پیچیده ساخت مجسمه را به تفصیل شرح داد.
to help a person rid themselves of their misconceptions

کمک برای کنار گذاشتن
مقاله خوانندگان را از سوء تفاهم رایج درباره قانون آگاه میسازد.
to either predict the future or uncover hidden truths with the use of supernatural forces

غیبگویی کردن, پیشگویی کردن
با استفاده از گوی بلورین، فالگیر سالی پررونق را در پیش رو پیشبینی کرد.
to purposely speak in a way that is confusing and open to different interpretations, aiming to deceive others

دوپهلو حرف زدن
او سعی کرد پاسخ خود را مبهم کند تا از دادن پاسخ مستقیم اجتناب کند.
to severely condemn through a harsh verbal criticism or attack

مورد انتقاد و عتاب قرار دادن
فعالان به شدت محکوم میکنند شرکتهای نفتی را به دلیل انکار واقعیتهای تغییرات آب و هوایی.
to strongly and enthusiastically encourage someone who is doing something

تشویق و ترغیب کردن
سخنران انگیزشی حضار را به پیگیری رویاهایشان با اشتیاق و عزم تشویق کرد.
to give a speech that is lengthy, loud, and angry intending to either persuade or criticize

نطق کردن, شماتت کردن
رهبر اعتراضات در حال سخنرانی پرشور برای جمعیت است تا آگاهی درباره این موضوع را افزایش دهد.
to question someone's honesty, quality, motive, etc.

اعتراض کردن
درست نیست که بر اساس شایعات، شخصیت کسی را زیر سوال ببریم.
to officially document all the information or events that have taken place, particularly on a plane or ship

رسما ثبت کردن (وقایع یا اطلاعات)
آنها فعالیتهای نگهداری و تعمیرات انجام شده روی هواپیما را پس از هر پرواز ثبت کردند.
to talk continuously and aimlessly

چرتوپرت گفتن, وراجی کردن
همانطور که شب دیرتر میشد، گوینده خسته شروع به پرحرفی بیهدف کرد، که باعث شد برخی از حضور در حفظ تمرکز خود دچار مشکل شوند.
to aimlessly talk a lot

بیهوده حرف زدن, وراجی کردن
هر زمان که با هم جمع میشوند، میتوانند ساعتها درباره هر چیزی و همه چیز گفتگو کنند.
to argue over unimportant things or to complain about them

سر هیچوپوچ بحث کردن
آنها ساعتها وقت صرف مشاجره بر سر عبارتبندی قرارداد کردند که تکمیل آن را به تأخیر انداخت.
to blame someone for a mistake they made

انتقاد کردن, سرزنش کردن
معلم به آرامی به دانشآموزان به خاطر تکمیل نکردن تکالیفشان در زمان مقرر سرزنش کرد.
to avoid or ignore doing something that one finds to be difficult or controversial

پرهیز کردن, اجتناب کردن
او اغلب از انجام کارهای چالشبرانگیز اجتناب میکند و روی کارهای آسانتر تمرکز میکند.
having the quality of being appropriate or closely connected to the subject or situation at hand

مناسب, بهجا، درخور
نقل قول برای سخنرانی که او ایراد میکرد مناسب بود.
meaning to end a dispute or to stop or lessen someone's anger

آشتیجو, صلحجو
اظهارات صلحجویانه او به آرام کردن بحث داغ کمک کرد.
causing disagreement or controversy among people

ستیزآفرین
پیشنهاد ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک ملی در میان محیطبانان بسیار جنجالی بود.
lacking sincerity and honesty, particularly by not revealing as much as one knows

دورو, پرشیلهپیله، ریاکارانه
عذرخواهی غیرصادقانه سیاستمدار هیچکس را فریب نداد.
able to utilize language to convey something well, especially in a persuasive manner

خوشبیان
معروف به مهارتهای ارتباطی فصیح، او در مناظره و سخنرانی عمومی عالی عمل میکند.
providing reasons that justify or reduce the seriousness of something bad, such as an offense

موجه, قابل توجیه
اعمال او به دلیل عوامل تخفيف دهنده خارج از کنترلش بخشیده شد.
persuasive in a way that is deceitful

زبانباز, چربزبان، متملق
سخنرانی چرب زبان او صیقلی به نظر میرسید.
(of an idea, intention, or act) deserving of admiration and praise, regardless of success

ستودنی, درخور ستایش
فداکاری او به خدمات اجتماعی واقعاً ستودنی است.
possessing a limited understanding or point of view, and not open to broadening it

کوتهفکر, کوتهنظر
بحث با نگرشهای محلی که زمینه بزرگتر را نادیده میگرفت، مختل شد.
creating a combination of different beliefs, ideas, traditions, etc.

تلفیقی
اثر هنری او بازتابدهنده یک سبک تلفیقی است که عناصری از فرهنگهای مختلف را در هم میآمیزد.
stating a cause or opinion that one strongly believes in, particularly one that causes a lot of controversy

جهتدار, جانبدارانه، مغرضانه
مستند به دلیل تصویرسازی جانبدارانه از وقایع مورد انتقاد قرار گرفت.
used to introduce additional information or to emphasize a point

علاوه بر این
تیم در طول پروژه کار تیمی استثنایی را نشان داد، و علاوه بر این، با تحویل زودتر از برنامه، از انتظارات مشتری فراتر رفت.
a harsh and severe criticism or verbal attack that is aimed toward a person or thing

زخم زبان, انتقاد تلخ
او به یک بدگویی درباره خدمات بد مشتری که دریافت کرده بود، پرداخت.
a complicated situation involving political or interpersonal conflict

وضعیت پیچیده, مسئله پیچیده
درهمبرهمی
