کار خود را کردن
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به ذوق و اراده، از جمله "خرگوش چاله" و "کار عشق".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کار خود را کردن
تحت هیچ شرایطی
راستِ کارِ فرد
تجربه لذتبخشی بودن
کار دلی
با لذت تماشا کردن
بسیار جالب
جیک در چاله خرگوش خرید آنلاین گیر افتاد، مدام در حال گشت و گذار در وبسایتها و اضافه کردن اقلام به سبد خرید خود بود، ناتوان از مقاومت در برابر جذابیت معاملات و تخفیفهای جدید.
مطابق میل خود عمل کردن
کار خود را کردن
دست رد به چیزی زدن
سلیقه خوبی داشتن
چهره در هم کشیدن
نسبت به چیزی خنثی بودن
(فعالیت) سخت و زمانبر