با چیزی مقابله کردن
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به شروع کردن با مثالهایی مانند "take the plunge" و "grasp the nettle".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با چیزی مقابله کردن
آماده بودن
جلوی دست را خالی کردن
دست به کار شدن
از چیزی درس گرفتن
وارد عمل شدن
دست به کار شدن
از چیزی درس گرفتن
برای کاری آماده شدن
دل به دریا زدن
شتابزده عمل نکردن
جبران کردن
دست به کار شدن
دستبهکار شدن
از پس چیزی برآمدن