واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 18

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
urban [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Researchers studied urban migration patterns over the last decade .

محققان الگوهای مهاجرت شهری را در دهه گذشته مطالعه کردند.

urbane [صفت]
اجرا کردن

بانزاکت

Ex: The host ’s urbane personality put all the guests at ease immediately .

شخصیت متمدن میزبان بلافاصله همه مهمانان را راحت کرد.

urbanity [اسم]
اجرا کردن

نزاکت

Ex: As a host , his urbanity set guests at ease , making every event memorable .

به عنوان یک میزبان، خوش‌زبانی او مهمان‌ها را راحت می‌کرد و هر رویدادی را به یاد ماندنی می‌ساخت.

aerial [صفت]
اجرا کردن

هوایی

Ex: The bird performed an impressive aerial dive to catch its prey .

پرنده یک شیرجه هوایی چشمگیر انجام داد تا شکار خود را بگیرد.

aeronaut [اسم]
اجرا کردن

هوانورد

Ex: The early days of flight saw brave aeronauts testing the limits of their rudimentary machines .

روزهای اولیه پرواز شاهد هوانوردان شجاعی بود که محدودیت های ماشین های ابتدایی خود را آزمایش می کردند.

generality [اسم]
اجرا کردن

عمومیت

Ex: The generality of these rules means they can be applied in various scenarios .

عمومیت این قوانین به این معنی است که می‌توان آنها را در سناریوهای مختلف اعمال کرد.

اجرا کردن

استنباط کلی کردن

Ex: The report generalizes findings across several regions .
generic [صفت]
اجرا کردن

وابسته به جنس (گیاهان یا حیوانات)

Ex: The botanist spent years identifying the generic features of various plant genera in the rainforest .

گیاه‌شناس سال‌ها صرف شناسایی ویژگی‌های عمومی انواع مختلف گیاهان در جنگل بارانی کرد.

generosity [اسم]
اجرا کردن

بخشندگی

Ex: Her generosity in volunteering at the local shelter made a big difference to the lives of many people .

سخاوت او در داوطلب شدن در پناهگاه محلی تفاوت بزرگی در زندگی بسیاری از مردم ایجاد کرد.

monocracy [اسم]
اجرا کردن

تک‌سالاری

Ex: Critics argue that under the guise of stability , the leader 's monocracy suppressed basic human rights .

منتقدان استدلال می‌کنند که تحت پوشش ثبات، حکومت تک‌نفره رهبر حقوق اساسی بشر را سرکوب کرد.

monogram [اسم]
اجرا کردن

طغرا

Ex: As a graduation gift , she received a robe embroidered with her monogram , making it all the more special .

به عنوان هدیه فارغ‌التحصیلی، او یک ردای گلدوزی شده با مونوگرام خود دریافت کرد که آن را حتی خاص‌تر کرد.

monograph [اسم]
اجرا کردن

تک‌نگاشت

Ex: The scholar spent years researching and writing her monograph on medieval literature , delving into previously unexplored aspects of the subject .

محقق سال‌ها صرف تحقیق و نوشتن تک‌نوشته خود درباره ادبیات قرون وسطی کرد، و به جنبه‌های پیش‌تر ناکاویده موضوع پرداخت.

monolith [اسم]
اجرا کردن

تک‌سنگ

Ex: The artist created a modern monolith from stainless steel , which became the centerpiece of the gallery .

هنرمند یک تک‌سنگ مدرن از فولاد ضد زنگ خلق کرد که به مرکز گالری تبدیل شد.

monologue [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی

Ex: She spoke a monologue in front of the mirror before the interview .

او قبل از مصاحبه یک تک‌گویی روبروی آینه انجام داد.

monomania [اسم]
اجرا کردن

اشتغال ذهنی با موضوعی واحد

Ex: While passion can drive success , there 's a fine line before it turns into monomania , clouding judgment and balance .

در حالی که اشتیاق می‌تواند موفقیت را به پیش ببرد، یک خط نازک وجود دارد قبل از اینکه به تک‌شیدگی تبدیل شود، قضاوت و تعادل را تار می‌کند.

اجرا کردن

تک‌هجایی

Ex: In the spelling bee , she was first given a simple monosyllable before moving on to more complex terms .

در مسابقه املا، ابتدا به او یک تک هجایی ساده داده شد قبل از اینکه به سراغ اصطلاحات پیچیده‌تر برود.

monotone [اسم]
اجرا کردن

(لحن) یکنواخت

Ex: Presenters are often advised to avoid speaking in a monotone to keep listeners engaged .

اغلب به مجریان توصیه می‌شود از صحبت کردن به صورت یکنواخت اجتناب کنند تا شنوندگان را درگیر نگه دارند.

monotony [اسم]
اجرا کردن

یکنواختی

Ex: She struggled to overcome the monotony of her repetitive job tasks .

او برای غلبه بر یکنواختی وظایف تکراری شغلش تلاش کرد.