کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 4 - 4G

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4G در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نگاه کنید"، "دوره اصلی"، "نوشتن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
to look at [فعل]
اجرا کردن

با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن

Ex: The doctor looked at the patient 's X-ray to assess the injury .

پزشک به عکس رادیولوژی بیمار نگاه کرد تا آسیب را ارزیابی کند.

menu [اسم]
اجرا کردن

صورت‌غذا

Ex: The menu offers a variety of international dishes .

منو انواع مختلفی از غذاهای بین‌المللی را ارائه می‌دهد.

to order [فعل]
اجرا کردن

سفارش دادن

Ex: She ordered a latte to go from the coffee shop .

او یک لاته برای بیرون‌بر از کافی‌شاپ سفارش داد.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

to sit [فعل]
اجرا کردن

نشستن

Ex:

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، آنها از پیدا کردن یک نیمکت برای نشستن احساس آرامش کردند.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

waiter [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (مرد)

Ex: Throughout the evening , the waiter handled the busy restaurant .

در طول شب، گارسون رستوران شلوغ را مدیریت کرد.

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

starter [اسم]
اجرا کردن

پیش‌غذا

Ex: For their dinner party , they decided to serve a variety of starters , including bruschetta and stuffed mushrooms .

برای مهمانی شام خود، آنها تصمیم گرفتند انواع پیش غذاها از جمله بروشتا و قارچ پر شده سرو کنند.

main course [اسم]
اجرا کردن

غذای اصلی

Ex: The wedding dinner included a buffet style with multiple main courses for guests to choose from .

شام عروسی شامل سبک بوفه با چندین غذای اصلی برای انتخاب مهمانان بود.

dessert [اسم]
اجرا کردن

دسر

Ex: She prepared a traditional rice pudding for dessert .

او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

loaf [اسم]
اجرا کردن

قرص (نان)

Ex: She bought a fresh loaf of bread from the bakery .

او یک نان تازه از نانوایی خرید.

bowl [اسم]
اجرا کردن

کاسه

Ex: She mixed the ingredients in a big glass bowl .

او مواد را در یک کاسه شیشه ای بزرگ مخلوط کرد.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

packet [اسم]
اجرا کردن

پاکت

Ex: I bought a packet of seeds for the garden .

من یک بسته بذر برای باغ خریدم.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

cup [اسم]
اجرا کردن

فنجان

Ex: Sarah held a warm cup of chamomile tea in her hands .

سارا یک فنجان چای بابونه گرم در دست‌هایش داشت.

tea [اسم]
اجرا کردن

چای

Ex: The aroma of freshly brewed tea filled the room .

عطر چای تازه دم شده اتاق را پر کرد.

carton [اسم]
اجرا کردن

کارتن

Ex: The carton was labeled with the expiration date .
jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

jam [اسم]
اجرا کردن

مربا

Ex: Sarah likes to make homemade jam from fresh fruits .

سارا دوست دارد مارمالاد خانگی را از میوه‌های تازه درست کند.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

lemonade [اسم]
اجرا کردن

لیموناد

Ex: The restaurant offered a variety of flavored lemonades , including raspberry and mint .

رستوران انواع لیموناد‌های طعم‌دار از جمله تمشک و نعنا را ارائه می‌داد.

اجرا کردن

آب پرتقال

Ex: The recipe called for a splash of orange juice to add some sweetness .

دستور غذا مقداری آب پرتقال برای اضافه کردن کمی شیرینی درخواست کرد.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات صبحانه

Ex: Many children love eating colorful , sweetened cereal , but their parents often look for healthier alternatives .

بسیاری از کودکان عاشق خوردن غلات رنگی و شیرین هستند، اما والدین آنها اغلب به دنبال جایگزین‌های سالم‌تر هستند.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

اسکون (نوعی نان یا کیک)

Ex: At the family gathering , the children devoured the freshly baked biscuits before dinner even started .

در جمع خانوادگی، بچه‌ها بیسکویت‌های تازه پخته شده را قبل از حتی شروع شام خوردند.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی

Ex: I always start my morning with a warm drink , like tea or coffee .

من همیشه صبحم را با یک نوشیدنی گرم، مثل چای یا قهوه شروع می‌کنم.