شهر (کوچک)
آنها شهر را برای تعطیلات و مناسبتهای خاص تزئین میکنند.
در اینجا واژگان واحد 5 - 5A در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "کتابخانه"، "جلوی"، "پارکینگ" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شهر (کوچک)
آنها شهر را برای تعطیلات و مناسبتهای خاص تزئین میکنند.
شهر
این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگیاش معروف است.
فرودگاه
فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه میرفتند.
بانک
آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.
پایانه اتوبوس
شهر برنامه دارد تا ایستگاه اتوبوس را ارتقا دهد، آن را برای مسافران راحتتر و قابل دسترستر کند.
پارکینگ
او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.
کلیسا
پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشید.
سینما
سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلمهای کلاسیک نمایش میدهد.
ایستگاه آتشنشانی
ساکنان در ایستگاه آتشنشانی برای یک جلسه جامعه گرد هم آمدند تا درباره آمادگی برای شرایط اضطراری و روشهای تخلیه بحث کنند.
باشگاه
آنها کلاسهای یوگا در باشگاه ورزشی ارائه میدهند.
بیمارستان
ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا میکنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.
هتل
او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
مسجد
گنبد مسجد با طرحهای هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.
موزه
او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.
پارک
آنها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.
اداره پلیس
او یک کیف پول گم شده پیدا کرد و آن را به بخش اشیای گمشده کلانتری تحویل داد.
اداره پست
آنها خدمات پستی مختلفی مانند تحویل سریع و پست سفارشی را در دفتر پست ارائه میدهند.
مرکز خرید
مرکز خرید پر از خریداران تعطیلات بود.
میدان
او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.
استخر
استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشماندازهای خیرهکنندهای ارائه میداد.
ساختمان شورا یا شهرداری
شهروندان میتوانند به اسناد عمومی در شهرداری دسترسی داشته باشند.
ایستگاه قطار
سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.
باغوحش
باغ وحش محوطه بزرگی برای گشت و گذار آزادانه فیلها دارد.
بین
رودخانه بین دو صخره جریان دارد.
نزدیک
فاصله نزدیک صندلیها در سالن کنفرانس باعث میشد احساس تنگی کند.
داخل
لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع میشود.
در مقابل
سگ جلوی شومینه دراز کشید و از گرمای آن در یک شب سرد لذت برد.
نزدیک
او به شهر نزدیک نقل مکان کرد تا به محل کارش نزدیکتر باشد.
کنار
استخر کنار سالن ورزشی در مرکز تفریحی قرار دارد.
روبهرو
نقاشی روی دیوار مقابل آویزان بود.
بیرون
بچهها تمام بعدازظهر را در حیاط خلوت بیرون بازی کردند.