کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 5 - 5C

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "تمیز"، "دره"، "ترافیک" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

country [اسم]
اجرا کردن

کشور

Ex: The country celebrated its independence with a grand parade and fireworks .

کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.

crowd [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the parade passed by , the crowd waved flags and danced to the lively music filling the air .

همانطور که رژه می‌گذشت، جمعیت پرچم‌ها را تکان می‌دادند و به موسیقی شاد که هوا را پر کرده بود می‌رقصیدند.

farm [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: The farm had an old windmill that once pumped water for the entire property .

مزرعه یک آسیاب بادی قدیمی داشت که زمانی آب را برای کل ملک پمپاژ می‌کرد.

field [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: There is a beautiful field of sunflowers just outside the town .

درست خارج از شهر یک مزرعه زیبا از آفتابگردان‌ها وجود دارد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

اجرا کردن

ساختمان اداری

Ex: From the top floor of the office block , you can see the entire city skyline .

از بالاترین طبقه بلوک اداری، می‌توانید تمام خط افق شهر را ببینید.

اجرا کردن

مرکز خرید

Ex: The shopping center was bustling with holiday shoppers .

مرکز خرید پر از خریداران تعطیلات بود.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: They decided to camp in the valley for the night .

آن‌ها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.

village [اسم]
اجرا کردن

روستا

Ex: The village square was the heart of social activity , where locals gathered to chat and relax .

میدان روستا قلب فعالیت‌های اجتماعی بود، جایی که مردم محلی برای گپ زدن و استراحت جمع می‌شدند.

wood [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: They go for a walk in the wood every evening .

آنها هر شب برای پیاده‌روی به جنگل می‌روند.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The clean windows allowed sunlight to fill the room .

پنجره‌های تمیز اجازه می‌دادند نور خورشید اتاق را پر کند.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

better [صفت]
اجرا کردن

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبود‌یافته

Ex: The doctor said she is better and can go home tomorrow .

دکتر گفت که او بهتر است و فردا می‌تواند به خانه برود.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.