کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 5 - 5G
در اینجا واژگان واحد 5 - 5G در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "چراغ برق"، "به طول"، "گوشه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a structure built over a river, road, etc. that enables people or vehicles to go from one side to the other

پل
پل سنگی قدیمی یک نشانه تاریخی در منطقه بود.
a set of lights, often colored in red, yellow, and green, that control the traffic on a road

چراغ راهنمایی
او از چراغهای ترافیک قرمز عبور کرد و توسط پلیس جریمه شد.
to provide something for someone

دادن
معلم به دانشآموزان تکالیفشان را داد.
the position that someone or something faces, points, or moves toward

جهت, سمت، طرف
معلم به سمت کتابخانه اشاره کرد وقتی دانشآموزان پرسیدند کجا میتوانند منابع بیشتری پیدا کنند.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
in or along a direct line, without bending or deviation

مستقیماً, مستقیم
هواپیما مستقیم بر فراز کوهها پرواز کرد و مسیر خود را حفظ کرد.
to move or travel past something or someone, often while following a particular path or route

عبور کردن, در امتداد پیش رفتن
مسیر ماراتن از کنار خیابانهای اصلی شهر میگذرد.
to select or choose out of other available alternatives

انتخاب کردن, گرفتن، برداشتن
آنها گزینه ارزانتر را برای بلیطهای پروازشان انتخاب کردند.
located or directed toward the side of a human body where the heart is

چپ
گنج پنهان گفته میشد که جایی در ساحل چپ رودخانه مرموز دفن شده است.
the final part of something, such as an event, a story, etc.

پایان
کنسرت در پایان نمایشی تماشایی از آتشبازی داشت.
a wide path made for cars, buses, etc. to travel along

جاده
بسته شدن بزرگراه رانندگان را مجبور کرد تا از جاده دیگری دور بزنند.
used to indicate movement in a direction beyond or to the other side of someone or something

بعد از (یک مکان)
او در حالی که از کنار دوستانش در خیابان دوچرخه سواری میکرد، دست تکان داد.
a financial institution that keeps and lends money and provides other financial services

بانک
ما از دستگاه خودپرداز خارج از بانک برای برداشت سریع پول استفاده کردیم.
to move in a circular direction around a fixed line or point

چرخیدن
مستقیم بروید؛ سپس در تقاطع، بپیچید به راست.
the direction or side that is toward the east when someone or something is facing north

راست
او پس از ترک ساختمان به سمت راست راه رفت.
in or to a position lower than and directly beneath something

زیر, تحت
گنج زیر یک درخت بلوط بزرگ دفن شده بود.
at a position above or higher than something

بالا
خورشید بالای افق ظاهر شد.
the geographic position of someone or something

موقعیت جغرافیایی, مکان
او یک مکان دنج در کنار دریاچه پیدا کرد تا استراحت کند و آرامش یابد.
in a position very close to someone or something

کنار, بغل
یک کافه کوچک کنار سینما وجود دارد.
in, into, or at the space that is separating two things, places, or people

بین, میان
تابلو راهنما بین تقاطع جادهها ایستاده است و مسافران را به مقاصدشان راهنمایی میکند.
on the opposing side of a particular area from someone or something, often facing them

روبهرو, جلو
میز او در دفتر روبروی میز من قرار دارد.
a small, designated area within a room arranged for a specific purpose

کنار, کنج
an area where people can leave their cars or other vehicles for a period of time

پارکینگ
ساختمان اداری جدید شامل یک پارکینگ چند طبقه برای جای دادن کارمندان و بازدیدکنندگان است.
a large building where sick or injured people receive medical treatment and care

بیمارستان
ما یک نوزاد تازه متولد شده در بخش زایمان بیمارستان دیدیم.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
آنها از هتل خارج شدند و به سمت فرودگاه برای پروازشان رفتند.
a place where we can send letters, packages, etc., or buy stamps

اداره پست
آنها به دفتر پست مراجعه کردند تا یک نامهی سفارشی را تحویل بگیرند.
a specially designed structure that holds water for people to swim in

استخر
بعد از کار، دوست دارم با شنا در استخر سرپوشیده استراحت کنم.
a structure at a bus stop, providing protection from the weather for passengers waiting for a bus

جایگاه ایستگاه اتوبوس
ایستگاه اتوبوس به یک جدول زمانی دیجیتال مجهز بود.
a section of a road specially marked and separated for people who are riding bicycles

مسیر دوچرخه, دوچرخهرو
برای همه دوچرخهسواران مهم است که قوانین مسیر دوچرخهسواری را رعایت کنند تا ایمنی خود و دیگران را تضمین کنند.
a tall pole designed to hold one or more electric lamps in order to provide light on a street or road

تیر چراغبرق
او به چراغ برق تکیه داد در حالی که منتظر دوستش بود.
the hard surface of a road covered with concrete or tarmac

کف خیابان
دوچرخهسوار ترجیح داد روی پیادهرو براند تا روی شنهای زبر.
a designated area on a road where pedestrians have the right of way to cross the street safely

خط عابر پیاده
او قبل از قدم گذاشتن روی گذرگاه عابر پیاده به هر دو طرف نگاه کرد.
an enclosed space with a public phone that someone can pay in order to use it

باجه تلفن
گردشگران عاشق گرفتن عکس با کابین تلفن نمادین بریتانیایی هستند.
a circular intersection with a central island where traffic flows in one direction around the island

فلکه
او در ابتدا میدان را گیج کننده یافت اما خیلی سریع به آن عادت کرد.
an open area in a city or town where two or more streets meet

میدان
بچهها در فواره در مرکز میدان بازی میکردند.
a type of road intersection where one road meets another at a right angle, forming a T shape

تقاطع T شکل, چهارراه T شکل
ماشین در تقاطع T شکل توقف کرد تا ترافیک روبرو را بررسی کند.
