گرفتن
او در وقت آزادش تمرین کرد که چگونه یک توپ تنیس را گرفتن.
در اینجا واژگان واحد 5 - 5E در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'اسکوتر'، 'گم کردن'، 'هواپیما'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
گرفتن
او در وقت آزادش تمرین کرد که چگونه یک توپ تنیس را گرفتن.
جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)
او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
پا (از انگشتها تا مچ)
او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.
راندن
در آخر هفتهها، سارا عاشق راندن دوچرخه کوهستانیش در مسیرهای دیدنی جنگل نزدیک است.
دوچرخه
من میخواهم کسی به من یاد بدهد که چگونه دوچرخه سواری کنم.
موتورسیکلت اسکوتر
بسیاری از کودکان از اسکوتر برای تفریح در حین انجام کمی ورزش در پارک استفاده میکنند.
از دست دادن
بعد از یک دوره بیماری، او موقتاً اشتها خود را از دست داد اما به زودی بهبود یافت.
عبور کردن
او در سفرهای ماجراجویانه خود چندین بار این بیابان را عبور کرده است.
جاده
شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.
رانندگی کردن
پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح میدهد در سکوت به خانه رانندگی کند.
شهر (کوچک)
آنها شهر را برای تعطیلات و مناسبتهای خاص تزئین میکنند.
صبر کردن
از بیماران خواسته میشود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.
سفر
سفر کردن اغلب درک فرد از فرهنگهای مختلف را گسترش میدهد.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
بلیت
بلیط اتوبوس برای یک سفر معتبر است.
سفر کردن
ما هیجانزده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.
مدرسه
ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.
کار
او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.
پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
مسافران در ایستگاه از قطار پیاده خواهند شد.
قطار
آنها از سکو در حالی که قطار حرکت میکرد، بدرقهاش کردند.
اتوبوس
اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازهها و جاذبهها را کشف کردیم.
تراموا
او هر صبح تراموا را میگرفت تا به دفترش برسد، از سفر سریع و آرام لذت میبرد.
سوار شدن (هر وسیله نقلیه)
اگر میخواهیم به موقع به فیلم برسیم، باید سوار ماشین شویم.
خودرو
آنها ماشین قدیمی خود را میفروشند و یک ماشین جدید میخرند.
ون
گروه سازهایشان را در ون گذاشتند و به سمت کنسرت بعدی خود رفتند.
بالا رفتن
موشک فردا صبح به فضا پرواز خواهد کرد.
پلهبرقی
ترمینال فرودگاه شلوغ بود از مسافرانی که از پله برقی برای رسیدن به گیتهای پرواز خود استفاده میکردند.
هواپیما
او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.
پلکان
خانه قدیمی یک پلکان چوبی دارد که جیرجیر میکند.
رفتن (با وسیله نقلیه یا از مسیری)
از پل روی رودخانه عبور کنید تا به طرف دیگر برسید.