کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 6 - 6A

در اینجا واژگان واحد 6 - 6A در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "وحشی"، "خزنده"، "ترسناک" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

animal [اسم]
اجرا کردن

حیوان

Ex: The kangaroo is a unique animal found in Australia known for its ability to hop .

کانگورو یک حیوان منحصر به فرد است که در استرالیا یافت می‌شود و به دلیل توانایی پریدنش معروف است.

bear [اسم]
اجرا کردن

خرس

Ex: The bear is known for its strong sense of smell .

خرس به خاطر حس بویایی قوی اش معروف است.

bee [اسم]
اجرا کردن

زنبور

Ex: The sweet aroma of the blooming flowers attracted many bees .

عطر شیرین گل‌های شکوفه زده بسیاری از زنبورها را جذب کرد.

butterfly [اسم]
اجرا کردن

پروانه

Ex: The butterfly 's delicate wings featured intricate patterns and bright colors .

بال‌های ظریف پروانه دارای طرح‌های پیچیده و رنگ‌های روشن بودند.

crocodile [اسم]
اجرا کردن

کروکدیل

Ex: The crocodile silently approached its prey in the water .

تمساح بی‌صدا به شکار خود در آب نزدیک شد.

dolphin [اسم]
اجرا کردن

دلفین

Ex: The dolphins ' sleek bodies allow them to glide effortlessly through the waves .

بدن های صاف و لغزنده دلفین‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به راحتی در میان امواج حرکت کنند.

eagle [اسم]
اجرا کردن

عقاب

Ex: We were amazed by the immense wingspan of the eagle as it flew overhead .

ما از طول بال‌های گسترده عقاب وقتی که بالای سرمان پرواز می‌کرد شگفت‌زده شدیم.

elephant [اسم]
اجرا کردن

فیل

Ex: The elephant trumpeted loudly , announcing its presence in the jungle .

فیل با صدای بلند خرخر کرد و حضور خود را در جنگل اعلام کرد.

frog [اسم]
اجرا کردن

قورباغه

Ex: He was fascinated by the way the frog changed color when it was stressed .

او مجذوب روشی شد که قورباغه هنگام استرس رنگ عوض می‌کرد.

giraffe [اسم]
اجرا کردن

زرافه

Ex: Despite their long legs , giraffes move with surprising grace , their strides covering great distances with ease .

علیرغم پاهای بلندشان، زرافه‌ها با ظرافتی شگفت‌انگیز حرکت می‌کنند، گام‌هایشان به راحتی مسافت‌های زیادی را می‌پیماید.

gorilla [اسم]
اجرا کردن

گوریل

Ex: Despite their intimidating size , gorillas are primarily herbivorous , feeding on leaves , shoots , and fruits .

علیرغم اندازه ترسناکشان، گوریل‌ها عمدتاً گیاهخوار هستند و از برگ‌ها، جوانه‌ها و میوه‌ها تغذیه می‌کنند.

kangaroo [اسم]
اجرا کردن

کانگورو

Ex: Female kangaroos carry their young , called joeys , in their pouches , providing warmth and protection until they are fully developed .

کنگوروهای ماده فرزندان خود را که جویی نامیده می‌شوند در کیسه‌های خود حمل می‌کنند و تا زمانی که کاملاً رشد کنند، گرما و محافظت فراهم می‌کنند.

lion [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: The lion 's roar sent a message to other animals , warning them to stay away .

غرش شیر پیامی به سایر حیوانات فرستاد و به آنها هشدار داد که دور بمانند.

monkey [اسم]
اجرا کردن

میمون

Ex: The monkey 's intelligence and adaptability made it a fascinating creature to study .

هوش و انعطاف‌پذیری میمون آن را به موجودی جذاب برای مطالعه تبدیل کرد.

shark [اسم]
اجرا کردن

کوسه

Ex: The shark is a fearsome predator of the ocean .

کوسه یک شکارچی وحشتناک اقیانوس است.

snake [اسم]
اجرا کردن

مار

Ex: Snakes use their tongues to smell their surroundings .

مارها از زبان خود برای بوییدن محیط اطراف استفاده می‌کنند.

spider [اسم]
اجرا کردن

عنکبوت

Ex: The children watched a spider crawl up the wall with curiosity .

بچه‌ها با کنجکاوی به یک عنکبوت نگاه کردند که روی دیوار بالا می‌رفت.

tiger [اسم]
اجرا کردن

ببر

Ex: The tiger 's orange and black stripes are distinctive .

نوارهای نارنجی و سیاه ببر متمایز هستند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

wolf [اسم]
اجرا کردن

گرگ

Ex: The red wolf , with its rusty coat , is a symbol of conservation efforts in the Southeast .

گرگ قرمز، با پوشش زنگ زده اش، نماد تلاش های حفاظتی در جنوب شرقی است.

insect [اسم]
اجرا کردن

حشره

Ex: Sarah was amazed by the intricate patterns on the insect 's wings .

سارا از الگوهای پیچیده روی بالهای حشره شگفت‌زده شد.

bird [اسم]
اجرا کردن

پرنده

Ex: The colorful bird flew high in the sky .

پرنده رنگارنگ در آسمان پرواز کرد.

fish [اسم]
اجرا کردن

ماهی

Ex:

ماهی قرمز در کاسه با خوشحالی شنا می‌کرد.

mammal [اسم]
اجرا کردن

پستاندار

Ex: Whales , dolphins , and porpoises are all examples of marine mammals .

نهنگ‌ها، دلفین‌ها و گرازهای دریایی همگی نمونه‌هایی از پستانداران دریایی هستند.

reptile [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: The reptile crawled slowly across the sunlit rock , soaking up warmth .

خزنده به آرامی روی صخره آفتاب‌گیر خزید، گرما را جذب می‌کرد.

part [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The living room is my favorite part of the house because it 's where we relax and spend time together .

اتاق نشیمن بخشی مورد علاقه من از خانه است چون جایی است که ما در آن استراحت می‌کنیم و با هم وقت می‌گذرانیم.

ear [اسم]
اجرا کردن

گوش

Ex: The soothing melody played softly , creating a pleasant sensation in her ears .

ملودی آرامش‌بخش به نرمی نواخته می‌شد، حس خوشایندی در گوش‌هایش ایجاد می‌کرد.

eye [اسم]
اجرا کردن

چشم

Ex: She winked at him , playfully closing one eye .

او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

leg [اسم]
اجرا کردن

پا

Ex: She felt a cramp in her leg after running for a long time .

او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.

mouth [اسم]
اجرا کردن

دهان

Ex: She brushed her teeth to keep her mouth fresh and clean .

او دندان‌هایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.

paw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear used its powerful paws to break open the beehive and access the honey inside .

خرس از پنجه‌های قدرتمند خود برای شکستن کندو و دسترسی به عسل داخل آن استفاده کرد.

tail [اسم]
اجرا کردن

دم

Ex: The monkey 's tail helps it swing from tree to tree .

دم میمون به او کمک می‌کند تا از درختی به درخت دیگر تاب بخورد.

tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان

Ex: He winced as the dentist extracted the decayed tooth , providing relief from the persistent ache .

وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهره‌اش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.

wing [اسم]
اجرا کردن

بال

Ex:

حشراتی مانند زنبورها و سنجاقک‌ها بال‌های شفاف دارند.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

frightening [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: The frightening noise made her jump .

صدای ترسناک باعث شد او بپرد.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

rare [صفت]
اجرا کردن

کمیاب

Ex: Seeing a shooting star is a rare occurrence that fills people with wonder and awe .

دیدن یک شهاب سنگ یک اتفاق نادر است که مردم را پر از شگفتی و ترس می‌کند.

strong [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: The strong muscles of the tiger enabled it to bring down its prey with ease .

عضلات قوی ببر به آن اجازه داد تا با آسانی شکار خود را زمین بزند.

اجرا کردن

اسب آبی

Ex: Hippopotamuses are known for their massive jaws .

اسب‌های آبی به خاطر آرواره‌های بزرگشان معروف هستند.