کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - واحد 3 - 3H
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3H در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "rollerblading"، "jog"، "talent show" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
related to society and the lives of its citizens in general

اجتماعی
کتاب به بررسی مسائل مختلف اجتماعی میپردازد که جوامع سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او از دوچرخهسواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت میبرد.
a journey on a horse, bicycle, automobile, or machine

سواری (کردن)
سفر با تاکسی به فرودگاه بدون مشکل و کارآمد بود و به آنها اجازه داد تا به موقع به پرواز خود برسند.
the act of buying goods from stores

خرید
خرید آنلاین اخیراً محبوب شده است.
to eat or drink something

خوردن یا نوشیدن
امروز برای ناهار یک ساندویچ خوردم.
a drink made by mixing hot water with crushed coffee beans, which is usually brown

قهوه
من روزم را با یک فنجان قهوه سیاه شروع میکنم تا بیدار شوم.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
من به موسیقی گوش میدهم تا بعد از یک روز طولانی آرام شوم و استراحت کنم.
to come together as previously scheduled for social interaction or a prearranged purpose

دور هم جمع شدن, جایی باهم قرار گذاشتن، ملاقات کردن
او پیشنهاد کرد که در کتابخانه ملاقات کنند تا با هم درس بخوانند.
someone we like and trust

دوست, رفیق
جنی و ایمی سالهاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیادهروی میروند تا طبیعت را کشف کنند.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
to take part in a game or activity for fun

بازی کردن
بچهها روی پیادهرو بازی لی لی میکردند.
a type of sport where two teams, with often five players each, try to throw a ball through a net that is hanging from a ring and gain points

بسکتبال
بسکتبال ورزش مورد علاقه او برای بازی در اوقات فراغت است.
a game played on a table by two or four players who bounce a small ball on the table over a net using special rackets

تنیس روی میز, پینگپنگ
او هر آخر هفته درس های پینگ پنگ می گیرد.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
a building where films are shown

سینما
من ترجیح میدهم فیلمهای اکشن را در سینما تماشا کنم تا در خانه.
an area of stores or a group of stores built together in one area

مرکز خرید
بزرگترین فروشگاه در مرکز خرید، فروشگاه بزرگ است.
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
دانشآموزان اغلب در کافه نزدیک جمع میشدند تا با فنجانهای چای درس بخوانند و معاشرت کنند.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
a short journey we take on foot

پیادهروی
در طول استراحت ناهار، او اغلب برای پیادهروی میرود.
the act of moving on foot at a fast pace, often faster than walking, as a form of exercise or to travel a distance quickly

دو
ماراتن یک دویدن چالشبرانگیز 10 کیلومتری در سطح شهر است.
to leave the house and attend a specific social event to enjoy your time

بیرون رفتن
آنها برنامه ریزی کردند که برای تماشای فیلم و بستنی بیرون بروند.
a meal we eat in the middle of the day

ناهار
سارا و دوستش برای ناهار یک کاسه پاستا با سس مارینارا و نان سیر خوردند.
a period of time that is made up of twenty-four hours

روز
من هر روز یک لیست کارهای روزانه تهیه میکنم تا منظم بمانم.
the time of day that is between the time that the sun starts to set and when the sky becomes completely dark

عصر
مادربزرگم سگش را عصر برای پیادهروی میبرد تا از نسیم خنک لذت ببرد.
the act of moving our body to music; a set of movements performed to music

رقصیدن
رقصیدن میتواند راهی عالی برای تناسب اندام و لذت بردن باشد.
the sport or activity of riding a skateboard

اسکیتبردسواری
او اسکیتبوردینگ را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و اکنون در مسابقات محلی اسکیتبوردینگ شرکت میکند.
a type of skating using inline skates with wheels, often done for fun or sport on paved surfaces

اسکیتبازى
او یک جفت اسکیت جدید برای اسکیت اینلاین خرید.
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
او روی نیمکت پارک نشست و به بچههایی که در زمین بازی بازی میکردند نگاه کرد.
a type of disc used to store a lot of files, games, music, videos, etc.

دیویدی
او یک دیویدی از کتابخانه قرض گرفت تا در آخر هفته تماشا کند.
a story that we can watch on a screen, like a TV or in a theater, with moving pictures and sound

فیلم
فیلم کلاسیک "کازابلانکا" اغلب به عنوان یکی از بزرگترین فیلمهای عاشقانه تمام دوران شناخته میشود.
to enjoy yourself and do things for fun, like children

بازی کردن, تفریح کردن
بچهها با بادکنکهای آبی در باغ بازی میکردند.
a digital game that we play on a computer, game console, or mobile device

بازی ویدئویی
من دوست دارم با بازی کردن در سطوح مختلف در بازیهای ویدیویی خودم را به چالش بکشم.
a type of sport in which two teams of 6 players try to hit a ball over a net and into the other team's side

والیبال
او به یک لیگ محلی والیبال پیوست تا با تیمهای دیگر رقابت کند.
a sport in which two or four players use rackets to hit a small ball backward and forward over a net

تنیس
او دوست دارد مسابقات حرفهای تنیس را در تلویزیون تماشا کند.
the food that we eat regularly during different times of day, such as breakfast, lunch, or dinner

وعده غذایی
به طور متوسط، مردم سه وعده غذایی در روز مصرف میکنند: صبحانه، ناهار و شام.
the act of moving our bodies through water with the use of our arms and legs, particularly as a sport

شنا
او در مسابقات قهرمانی ملی در شنا مدال طلا کسب کرد.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
an event or competition in which participants showcase their skills or talents in front of an audience and a panel of judges

مسابقه استعدادیابی
نمایش استعداد سالانه مدرسه شامل انواع اجراها از دانشآموزان بود.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
تلویزیون در اتاق نشیمن بسیار بزرگ است.
