کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 5 - 5E

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5E در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مدرک"، "بدهی"، "همکاری کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

اجرا کردن

صلاحیت

Ex: After completing several online courses , she gained the necessary qualifications to become a certified project manager .

پس از تکمیل چندین دوره آنلاین، او مهارت‌های لازم را برای تبدیل شدن به یک مدیر پروژه معتبر به دست آورد.

to earn [فعل]
اجرا کردن

پول درآوردن

Ex: She earns extra income by tutoring on weekends .

او با تدریس در آخر هفته‌ها درآمد اضافی به دست می‌آورد.

money [اسم]
اجرا کردن

پول

Ex: She donated money to a charity to help those in need .

او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

social life [اسم]
اجرا کردن

زندگی اجتماعی

Ex: She enjoys a busy social life filled with parties and gatherings .

او از یک زندگی اجتماعی پر مشغله پر از مهمانی و دورهمی لذت می‌برد.

to feel [فعل]
اجرا کردن

احساس کردن

Ex:

او قبل از ارائه بزرگش احساس عصبی بودن کرد.

pressure [اسم]
اجرا کردن

فشار

Ex: The company faced pressure from investors to improve its performance .

شرکت با فشار از سوی سرمایه‌گذاران برای بهبود عملکرد خود مواجه شد.

to gain [فعل]
اجرا کردن

به دست آوردن

Ex: She gained proficiency in multiple languages through intensive study and practice .

او از طریق مطالعه و تمرین فشرده در چندین زبان کسب مهارت کرد.

opportunity [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: The job opening at the company seemed like the perfect opportunity for career advancement .
ex-wife [اسم]
اجرا کردن

همسر سابق

Ex: His ex-wife moved to another city after the divorce .

همسر سابق او پس از طلاق به شهر دیگری نقل مکان کرد.

miniskirt [اسم]
اجرا کردن

دامن کوتاه

Ex: The 1960s are often remembered as the era that popularized the miniskirt .

دهه 1960 اغلب به عنوان دوره‌ای که دامن کوتاه را محبوب کرد به یاد آورده می‌شود.

semicircle [اسم]
اجرا کردن

نیم‌دایره

Ex: The moon appeared as a bright semicircle in the night sky .

ماه به عنوان یک نیم دایره درخشان در آسمان شب ظاهر شد.

submarine [اسم]
اجرا کردن

زیردریایی

Ex: Modern submarines are equipped with nuclear propulsion , allowing for extended underwater endurance and stealth capabilities .

زیردریایی‌های مدرن به پیشرانه هسته‌ای مجهز هستند که امکان استقامت طولانی مدت زیر آب و قابلیت‌های پنهان‌کاری را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

از چیزی درس گرفتن

Ex: The driver learned her lesson after receiving a speeding ticket .
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex:

جشنواره با چراغ‌های چندرنگ تزئین شده بود که آسمان شب را روشن می‌کرد.

postwar [صفت]
اجرا کردن

پساجنگ

Ex: The country experienced rapid economic growth in the postwar period .

کشور در دوره پس از جنگ رشد اقتصادی سریعی را تجربه کرد.

unemployed [صفت]
اجرا کردن

بیکار

Ex: Many of the unemployed individuals were skilled workers who struggled to find employment in their field .

بسیاری از افراد بیکار کارگران ماهری بودند که برای یافتن شغل در زمینه خود تلاش می‌کردند.

independent [صفت]
اجرا کردن

مستقل

Ex: The independent artist pursued her passion without seeking validation from others .

هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.

اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: In sports , players must cooperate to win the game .

در ورزش، بازیکنان باید همکاری کنند تا بازی را ببرند.

to rewrite [فعل]
اجرا کردن

بازنویسی کردن

Ex: The script was rewritten several times before the final version was approved .

فیلمنامه چندین بار بازنویسی شد قبل از اینکه نسخه نهایی تأیید شود.

to overcook [فعل]
اجرا کردن

بیش از حد پختن (غذا)

Ex: The chef warned against overcooking the fish , as it would ruin its delicate flavor .

آشپز هشدار داد که پختن بیش از حد ماهی، طعم ظریف آن را خراب می‌کند.

اجرا کردن

خوب نپختن

Ex: You risk foodborne illness if you undercook meat .

اگر گوشت را به اندازه کافی نپزید، خطر بیماری ناشی از غذا را دارید.

اجرا کردن

اشتباه فهمیدن

Ex:

او دستورالعمل‌ها را اشتباه فهمید و کار را اشتباه انجام داد.