کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - واحد 4 - 4D
در اینجا واژگان از واحد 4 - 4D در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سونامی"، "بیشتر"، "با قدرت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the part of the Earth's surface that is not covered by water, such as continents or islands

منطقه خشک
کشتی در فاصلهای دور از ساحل، دور از خشکی لنگر انداخت.
a raised body of water that moves along the surface of a sea, river, lake, etc.

موج
نسیم ملایمی باعث ایجاد موجهایی روی سطح دریاچه شد و امواج کوچکی ایجاد کرد.
a very high wave or series of waves caused by an undersea earthquake or volcanic eruption

سونامی, آبلرزه
سیستمهای هشدار سونامی برای هشدار به جوامع ساحلی در مورد خطر احتمالی بسیار حیاتی هستند.
to hold someone or something and take them from one place to another

حمل کردن, بردن
کیف خرید سنگین بود چون باید حمل میکرد مواد غذایی را برای تمام خانواده.
to go away from somewhere

رفتن, عازم شدن
او تصمیم گرفت مهمانی را ترک کند چون خیلی شلوغ بود.
to move a thing from a lower position or level to a higher one

بلند کردن, بالا آوردن
کارگر ساختمانی آجرهای سنگین را روی داربست بلند میکند.
in a manner that has great force or strength

با قدرت
امواج با قدرت به ساحل سنگی برخورد کردند.
of inferior quality, less satisfactory, or less pleasant compared to something else

بدتر
آخرین رمان او بدتر از رمانی است که سال گذشته منتشر کرد.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
غلبه بر اعتیاد میتواند سخت باشد، نیازمند قدرت جسمی و ذهنی است.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
moving, happening, or being done at a speed that is low

آهسته, کند
او سرعت یادگیری کندی داشت اما هرگز تسلیم نشد.
filled with fog, creating a hazy atmosphere that reduces visibility

مهآلود
جنگل در شب مهآلود مرموز به نظر میرسید.
having a higher than normal temperature

داغ, خیلی گرم
او یک کلاه پوشید تا خود را از آفتاب داغ محافظت کند.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
recovered from a physical or mental health problem completely or compared to the past

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبودیافته, بهتر
او حالا خیلی بهتر است و میتواند به مدرسه برگردد.
to or at a great distance

دور
او دور سفر کرد تا پدربزرگ و مادربزرگش را ملاقات کند.
