کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 4 - 4D

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4D در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سونامی"، "بیشتر"، "با قدرت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
dry land [اسم]
اجرا کردن

منطقه خشک

Ex: They had to wait for the tide to go out and reveal more dry land .

آنها مجبور بودند منتظر بمانند تا جزر و مد عقب نشینی کند و زمین خشک بیشتری را آشکار کند.

wave [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: The ocean was calm today , with only gentle waves rolling towards the sandy beach .

امروز اقیانوس آرام بود، با تنها امواج ملایمی که به سمت ساحل شنی می‌غلتیدند.

tsunami [اسم]
اجرا کردن

سونامی

Ex: Survivors of the tsunami recounted stories of the overwhelming power and speed of the waves .

بازماندگان سونامی داستان‌هایی از قدرت و سرعت خیره‌کننده امواج را بازگو کردند.

to carry [فعل]
اجرا کردن

حمل کردن

Ex: The delivery truck will carry the goods to the warehouse .

کامیون تحویل کالاها را به انبار حمل خواهد کرد.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

to lift [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The crane is lifting steel beams for the construction project .

جرثقیل در حال بلند کردن تیرهای فولادی برای پروژه ساخت‌وساز است.

powerfully [قید]
اجرا کردن

با قدرت

Ex: The lion roared powerfully , shaking the stillness of the savannah .

شیر با قدرت غرش کرد و آرامش ساوانا را به لرزه درآورد.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

worse [صفت]
اجرا کردن

بدتر

Ex: This model of the phone has worse battery life than the previous one .

این مدل از تلفن عمر باتری بدتری نسبت به مدل قبلی دارد.

tough [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Coping with the loss of a loved one can be tough , requiring time and emotional support .

کنار آمدن با از دست دادن عزیزان می‌تواند سخت باشد، به زمان و حمایت عاطفی نیاز دارد.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

rich [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex:

مرد ثروتمند یک خانه بزرگ و یک ماشین لوکس خرید.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

foggy [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The valley was covered in a foggy blanket in the early morning .

دره در صبح زود با پتویی مه‌آلود پوشیده شده بود.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

better [صفت]
اجرا کردن

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبود‌یافته

Ex: The doctor said she is better and can go home tomorrow .

دکتر گفت که او بهتر است و فردا می‌تواند به خانه برود.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

further [قید]
اجرا کردن

فراتر

Ex: As the discussion progressed , the conversation moved further into complex topics .

همانطور که بحث پیش رفت، گفتگو بیشتر به موضوعات پیچیده کشیده شد.