کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 6 - 6E

در اینجا واژگان واحد 6 - 6E در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "bag drop"، "cabin crew"، "low season" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: The airport was crowded with travelers heading home for the holidays .

فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه می‌رفتند.

bag drop [اسم]
اجرا کردن

محل تحویل چمدان (فرودگاه)

Ex: She was relieved to find a bag drop at the train station , allowing her to enjoy the day without carrying heavy luggage .

او از پیدا کردن یک محل تحویل چمدان در ایستگاه قطار احساس آرامش کرد، که به او اجازه داد بدون حمل بارهای سنگین از روز لذت ببرد.

اجرا کردن

سالن انتظار پروازهای خروجی (فرودگاه)

Ex: He found a comfortable seat in the departure lounge with a view of the runway .

او یک صندلی راحت در سالن ترانزیت با دیدی به باند پرواز پیدا کرد.

seat belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند ایمنی

Ex: It 's important for children to use a booster seat with a seat belt to be properly secured in the vehicle .

مهم است که کودکان از صندلی تقویتی با کمربند ایمنی استفاده کنند تا به درستی در وسیله نقلیه محافظت شوند.

اجرا کردن

مهماندار

Ex: He enjoys the variety and excitement of working as a flight attendant , meeting people from all over the world .

او از تنوع و هیجان کار به عنوان مهماندار هواپیما لذت می‌برد، با افراد از سراسر جهان ملاقات می‌کند.

اجرا کردن

محل دریافت بار (فرودگاه)

Ex: The airport provided clear signs to guide passengers to the baggage claim .

فرودگاه علائم واضحی را برای هدایت مسافران به تحویل بار فراهم کرد.

اجرا کردن

بازرسی امنیتی

Ex: The line for the security check moved faster than expected .

صف برای بررسی امنیتی سریعتر از انتظار حرکت کرد.

اجرا کردن

کارت پرواز

Ex: The airline sent her a digital boarding pass to her email after online check-in .

شرکت هواپیمایی یک بلیط سوار شدن دیجیتال را پس از ثبت‌نام آنلاین به ایمیل او فرستاد.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

number [اسم]
اجرا کردن

عدد

Ex: Please enter the PIN number to access your account securely .

لطفاً عدد PIN را برای دسترسی ایمن به حساب خود وارد کنید.

cabin crew [اسم]
اجرا کردن

خدمه پرواز

Ex: She admired how the cabin crew handled an emergency situation with professionalism .

او تحسین کرد که چگونه خدمه کابین یک وضعیت اضطراری را با حرفه‌ای‌گری مدیریت کردند.

اجرا کردن

چمدان دستی

Ex: Many airlines allow passengers to bring one piece of hand luggage and a personal item , like a backpack or purse .

بسیاری از خطوط هوایی به مسافران اجازه می‌دهند یک چمدان دستی و یک وسیله شخصی، مانند کوله پشتی یا کیف دستی، همراه داشته باشند.

window seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی کنار پنجره

Ex: He booked a window seat to avoid sitting in the middle .

او یک صندلی کنار پنجره رزرو کرد تا از نشستن در وسط جلوگیری کند.

check-in [اسم]
اجرا کردن

ثبت ورود (در هتل

Ex: As part of the check-in process , guests are required to present a valid ID and provide a credit card for incidental charges .

به عنوان بخشی از فرآیند چک‌این، مهمانان ملزم به ارائه شناسنامه معتبر و ارائه کارت اعتباری برای هزینه‌های احتمالی هستند.

اجرا کردن

باجه کنترل گذرنامه

Ex: He answered questions at passport control about his trip .

او به سوالات در کنترل گذرنامه درباره سفرش پاسخ داد.

اجرا کردن

کارمند آژانس مسافرتی

Ex: They consulted the travel agent to get advice on visa requirements and travel documents .

آن‌ها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.

filmmaking [اسم]
اجرا کردن

فیلمسازی

Ex:

پیشرفت‌های تکنولوژی فیلمسازی را برای آماتورها قابل‌دسترس‌تر کرده است.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

double [اسم]
اجرا کردن

اتاق دونفره

Ex:

زوج‌ها اغلب یک اتاق دو تخته را برای اقامت خود ترجیح می‌دهند.

اجرا کردن

کلاس اقتصادی (سفر)

Ex: The meal service in economy class was simple but adequate for the journey .

سرویس غذای در کلاس اکونومی ساده اما برای سفر کافی بود.

part-time [صفت]
اجرا کردن

پاره‌وقت

Ex:

خواهرم یک شغل پاره وقت در کتابفروشی پیدا کرد.

low season [اسم]
اجرا کردن

فصل افول گردشگری

Ex: The low season is a great time to visit tropical destinations .

فصل کم‌رفت‌وآمد زمان مناسبی برای بازدید از مقاصد گرمسیری است.

single room [اسم]
اجرا کردن

اتاق یک‌نفره

Ex: The single room had a beautiful view of the city skyline .

اتاق تک‌نفره منظره‌ای زیبا از خط افق شهر داشت.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

half board [اسم]
اجرا کردن

تعرفۀ نیمه کامل

Ex: The hotel staff explained the benefits of choosing half board .

کارکنان هتل مزایای انتخاب نیم‌پانسیون را توضیح دادند.

season [اسم]
اجرا کردن

فصل

Ex: The season of summer brings warm weather and longer days .

فصل تابستان هوای گرم و روزهای طولانی‌تر به همراه می‌آورد.