کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 5 - 5C

در اینجا واژگان واحد 5 - 5C در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سرایدار"، "حرکت نمایشی"، "قفل ساز" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
builder [اسم]
اجرا کردن

کارگر ساختمان

Ex: They consulted with a builder to design a custom home tailored to their needs .

آن‌ها با یک سازنده مشورت کردند تا خانه‌ای سفارشی طراحی کنند که متناسب با نیازهایشان باشد.

اجرا کردن

نگهبان

Ex: A storm kept the groundskeeper busy clearing fallen branches .

طوفان باغبان را مشغول تمیز کردن شاخه‌های افتاده نگه داشت.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

locksmith [اسم]
اجرا کردن

قفل‌ساز

Ex: She was able to call a locksmith when her front door would n't open .

او توانست یک قفل‌ساز را صدا کند وقتی در جلویی‌اش باز نمی‌شد.

اجرا کردن

عکاس

Ex: The photographer uses both digital and film cameras in his work .

عکاس در کار خود از هر دو دوربین دیجیتال و فیلم استفاده می‌کند.

deliveryman [اسم]
اجرا کردن

مامور پست

Ex: They asked the deliveryman to leave the package at the back door .

آنها از پیک خواستند که بسته را در پشت در بگذارد.

اجرا کردن

مامور پست (زن)

Ex: They waved at the delivery woman as she drove away .

آنها به زن پیک دست تکان دادند در حالی که او با ماشین دور می‌شد.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: The pizza crust was thin and crispy , just the way I like it .

پوسته پیتزا نازک و ترد بود، دقیقاً همانطور که دوست دارم.

اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: The police officer wears a uniform and a badge .

افسر پلیس یونیفرم و نشان می‌پوشد.

stunt [اسم]
اجرا کردن

بدل‌کاری

Ex: The director was pleased with how the stunt added excitement to the storyline .

کارگردان از اینکه چگونه حرکت نمایشی هیجان را به داستان اضافه کرد راضی بود.

performer [اسم]
اجرا کردن

هنرمند (بازیگر، خواننده، نوازنده و غیره)

Ex: The street performer captivated passersby with their juggling and fire-breathing skills .

هنرمند خیابانی با مهارت‌های ژانگلوری و نفس آتشین خود رهگذران را مسحور کرد.

surfing [اسم]
اجرا کردن

موج‌سواری

Ex:

موج‌سواری به صبر، زمان‌بندی و ارتباط عمیق با اقیانوس نیاز دارد تا بتوان موج کامل را پیش‌بینی کرد و گرفت.

instructor [اسم]
اجرا کردن

مدرس

Ex: She 's a yoga instructor at the local community center .

او یک مربی یوگا در مرکز جامعه محلی است.

developer [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌نویس

Ex: Developers spend months designing and testing their projects .

توسعه‌دهندگان ماه‌ها را صرف طراحی و آزمایش پروژه‌های خود می‌کنند.

video game [اسم]
اجرا کردن

بازی ویدئویی

Ex: My brother spends hours playing video games on his console .

برادرم ساعت‌ها وقت صرف بازی بازی‌های ویدیویی روی کنسولش می‌کند.