کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 4 - 4E

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4E در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دودکش"، "آلوده کردن"، "فسیل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
chimney [اسم]
اجرا کردن

دودکش

Ex: The chimney was cleaned before starting the fireplace .

دودکش قبل از روشن کردن شومینه تمیز شد.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

smoke [اسم]
اجرا کردن

دود

Ex: He saw black smoke coming from the factory .

او دود سیاهی را دید که از کارخانه بیرون می‌آمد.

to breathe [فعل]
اجرا کردن

نفس کشیدن

Ex: The scuba diver is breathing through the oxygen tank underwater .

غواص از طریق مخزن اکسیژن زیر آب نفس می‌کشد.

to pollute [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Factories often pollute the air with emissions from burning fossil fuels .

کارخانه‌ها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوخت‌های فسیلی هوا را آلوده می‌کنند.

to pour out [فعل]
اجرا کردن

ریختن

Ex:

سرور با دقت شراب را در لیوان هر مهمان ریخت.

to carry on [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: The group chose to carry on with the workshop despite technical difficulties .

گروه تصمیم گرفت با وجود مشکلات فنی ادامه دهد به کارگاه.

to put off [فعل]
اجرا کردن

دل‌زده کردن

Ex:

آنها در ابتدا در مورد سفر هیجان زده بودند، اما نظرات بد آنها را دلسرد کرد.

to come up [فعل]
اجرا کردن

به سطح آب آمدن

Ex: The submarine will come up from the ocean depths in a matter of minutes .

زیردریایی در عرض چند دقیقه از اعماق اقیانوس بالا خواهد آمد.

to give up [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: It ’s easy to give up when things get tough , but perseverance is key .

وقتی کارها سخت می‌شود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.

to cut down [فعل]
اجرا کردن

قطع کردن

Ex: The lumberjacks had to cut down the old oak tree to clear space for the new construction project .

چوببرها مجبور شدند درخت بلوط قدیمی را قطع کنند تا فضایی برای پروژه ساخت و ساز جدید باز شود.

اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

to heat up [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex: Before serving , heat up the leftover pizza in the oven for a few minutes .

قبل از سرو، پیتزای باقیمانده را برای چند دقیقه در فر گرم کنید.

اجرا کردن

تعطیل کردن

Ex: The company will close down after its assets are liquidated .

شرکت پس از تصفیه دارایی‌هایش تعطیل خواهد شد.

to use up [فعل]
اجرا کردن

کامل مصرف کردن

Ex: The chef used up all the fresh vegetables in preparing the meal .

سرآشپز تمام سبزیجات تازه را در تهیه غذا مصرف کرد.

to die out [فعل]
اجرا کردن

منقرض شدن

Ex: Without proper intervention , certain animal species may die out in the coming years .

بدون مداخله مناسب، برخی از گونه‌های حیوانی ممکن است در سال‌های آینده منقرض شوند.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

to [take] action [عبارت]
اجرا کردن

دست به کار شدن

Ex: In response to the crisis , the government is taking action to provide relief to affected citizens
fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

اجرا کردن

گاز گلخانه‌ای

Ex: Scientists monitor greenhouse gas levels using satellite data .
ice cap [اسم]
اجرا کردن

کلاهک یخی

Ex: An ice cap covers much of Greenland 's surface .

یک کلاهک یخی بخش زیادی از سطح گرینلند را پوشانده است.

rainforest [اسم]
اجرا کردن

جنگل بارانی

Ex: The rainforest ecosystem is incredibly diverse and complex .

اکوسیستم جنگل بارانی به طور باورنکردنی متنوع و پیچیده است.

اجرا کردن

انرژی تجدیدپذیر

Ex: Renewable energy sources like hydropower are crucial for a sustainable future .

منابع انرژی تجدیدپذیر مانند برق آبی برای آینده‌ای پایدار حیاتی هستند.

sea level [اسم]
اجرا کردن

سطح دریا

Ex: The hikers climbed to a point far above sea level .

کوهنوردان به نقطه‌ای بسیار بالاتر از سطح دریا صعود کردند.

اجرا کردن

دمای سطح جهانی

Ex: Changes in global surface temperature impact weather patterns worldwide .

تغییرات در دمای سطح جهانی بر الگوهای آب و هوایی در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد.