کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 4 - 4H

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4H در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "با این حال"، "تغییر دادن"، "سرمایه گذاری"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
to combat [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: The organization is combating hunger with food drives .

سازمان با جمع‌آوری غذا با گرسنگی مبارزه می‌کند.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

behavior [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: It 's rare to see such disciplined behavior in a young child .

دیدن چنین رفتار منظمی در یک کودک کم‌سن نادر است.

lifestyle [اسم]
اجرا کردن

سبک زندگی

Ex: His bohemian lifestyle reflects his love for art , music , and unconventional ways of living .

سبک زندگی بوهمی او عشق او به هنر، موسیقی و روش‌های زندگی غیرمتعارف را منعکس می‌کند.

اجرا کردن

گونه‌های در معرض خطر

Ex: Zoos sometimes play a role in breeding endangered species .

باغ وحش‌ها گاهی در پرورش گونه‌های در معرض انقراض نقش دارند.

اجرا کردن

منابع طبیعی

Ex: Renewable natural resources , like sunlight and wind , are crucial for sustainable energy .

منابع طبیعی تجدیدپذیر، مانند نور خورشید و باد، برای انرژی پایدار حیاتی هستند.

اجرا کردن

انرژی تجدیدپذیر

Ex: Renewable energy sources like hydropower are crucial for a sustainable future .

منابع انرژی تجدیدپذیر مانند برق آبی برای آینده‌ای پایدار حیاتی هستند.

اجرا کردن

انتشار کربن

Ex: The company set a goal to achieve net-zero carbon emissions by 2050 .

شرکت هدفی را برای دستیابی به انتشار خالص صفر کربن تا سال 2050 تعیین کرد.

اجرا کردن

تأثیر کربن

Ex: The government encouraged citizens to cut their carbon footprints .
اجرا کردن

دی‌اکسید کربن

Ex: Scientists monitor carbon dioxide emissions to study climate change .
fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

to rely on [فعل]
اجرا کردن

اعتماد کردن

Ex: He knows he can rely on his colleagues to meet project deadlines .

او می‌داند که می‌تواند برای رعایت مهلت‌های پروژه به همکارانش اعتماد کند.

to reduce [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Cutting unnecessary expenses is one way to reduce financial stress .

کاهش هزینه‌های غیرضروری یکی از راه‌های کاهش استرس مالی است.

to cause [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: I hope my delay did n't cause any inconvenience .

امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.

to emit [فعل]
اجرا کردن

خارج کردن (گاز یا بو)

Ex: Industrial processes can emit various pollutants if not properly regulated .

فرآیندهای صنعتی می‌توانند آلاینده‌های مختلفی را منتشر کنند اگر به درستی تنظیم نشوند.

to lead [فعل]
اجرا کردن

راهنمایی کردن

Ex: The tour guide will lead us through the historic landmarks of the city .

راهنمای تور ما را از میان نشانه‌های تاریخی شهر رهبری خواهد کرد.

to use up [فعل]
اجرا کردن

کامل مصرف کردن

Ex: The chef used up all the fresh vegetables in preparing the meal .

سرآشپز تمام سبزیجات تازه را در تهیه غذا مصرف کرد.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
to protect [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: They huddled together to protect themselves from the wind .

آن‌ها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.

to invest [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: They invested their energy into community service , believing it would make a difference .

آنها انرژی خود را در خدمت به جامعه سرمایه‌گذاری کردند، با این باور که تفاوتی ایجاد خواهد کرد.

to alter [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: Last year , the company altered its marketing strategy to reach a wider audience .

سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گسترده‌تری دست یابد.

to save [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Donating to the charity can help save the lives of children in need .

اهدای کمک به خیریه می‌تواند به نجات جان کودکان نیازمند کمک کند.

green [صفت]
اجرا کردن

سازگار با محیط زیست

Ex: Her garden features green fertilizers that are safe for the ecosystem .
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The cost was prohibitive ; they bought it nevertheless .

هزینه سرسام‌آور بود؛ با این حال آن را خریدند.

اجرا کردن

علاوه بر این

Ex:

او با وجود گرما موفق به پایان دادن ماراتن شد. علاوه بر این، او یک رکورد شخصی ثبت کرد.