کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 6 - 6F
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6F در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "استخدام"، "شیء"، "درخواست"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to attract or gain interest, approval, or admiration

جذابیت داشتن, خوشایند بودن
داستان منحصر به فرد رمان و شخصیتهای جذاب آن، خوانندگان در تمام سنین را جذب کرد.
to try to find something or someone by carefully looking or investigating

دنبال کسی یا چیزی گشتن
تیم نجات مکرراً در مناطق دورافتاده برای کوهنوردان گمشده جستجو میکند.
(of law enforcement agencies) to take a person away because they believe that they have done something illegal

دستگیر کردن, بازداشت کردن
نیروهای انتظامی میتوانند افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر را دستگیر کنند.
to use money in exchange for the purchase of a specific item or the utilization of a particular service

(برای چیزی) خرج کردن
او پسانداز خود را برای یک تعطیلات مجلل به یک مقصد عجیب و غریب خرج کرد.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
مشتریان تصمیم گرفتند از خدمات ضعیفی که در رستوران دریافت کردند شکایت کنند.
to feel upset and nervous because we think about bad things that might happen to us or our problems

نگران شدن, نگران بودن
نگران نباش، من در غیاب تو از همه چیز مراقبت میکنم.
to answer a question in spoken or written form

پاسخ دادن, جواب دادن
تیم خدمات مشتری اغلب در عرض 24 ساعت به استعلامات پاسخ میدهد.
to do certain physical or mental activities in order to achieve a result or as a part of our job

کار کردن
او با اشتیاق کار میکند تا تغییری در جهان ایجاد کند.
to give work to someone and pay them

استخدام کردن
شرکت برنامههایی برای استخدام کارکنان اضافی برای پروژه جدید خود دارد.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to have a want for a thing or action

خواستن, میل داشتن، هوس کردن
بعد از یک هفته طولانی، او دلش میخواهد که یک روز اسپا به خودش هدیه دهد.
to firmly trust in the goodness or value of something

ایمان داشتن, باور داشتن
او باور ندارد به اعمال کدهای پوشش سختگیرانه در مدارس.
to focus one's all attention on something specific

تمرکز کردن
او سعی کرد بر روی کارش تمرکز کند، علیرغم حواسپرتیها در کافه شلوغ.
to express one's good wishes or praise to someone when something very good has happened to them

تبریک گفتن
پس از تکمیل موفقیتآمیز یک پروژه، همکاران اغلب جمع میشوند تا یکدیگر را تبریک بگویند.
to not be able to remember something or someone from the past

فراموش کردن
سعی کنید نکات اصلی ارائه خود را فراموش نکنید.
to do a scientific test on something or someone in order to find out the results

آزمایش کردن, امتحان کردن، تجربه کردن
دانشمندان آزمایش میکنند تا فرضیههای خود را آزمایش کنند.
to want something to happen or be true

امیدوار بودن
او امیدوار بود که او او را به خاطر اشتباه ببخشد.
to tell a person that one is sorry for having done something wrong

عذرخواهی کردن
مهم است که عذرخواهی کنید اگر به طور تصادفی احساسات کسی را جریحه دار کردید، حتی ناخواسته.
to give a fact or an opinion as a reason against something

اعتراض کردن
وکیل اعتراض کرد که اظهارات شاهد به پرونده مربوط نیست.
to pay some money in advance to use or receive something regularly

اشتراک خریدن, عضو شدن
مشتریان میتوانند به خدمات کیتهای غذایی اشتراک داشته باشند تا تحویلهای راحت و منظمی دریافت کنند.