کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 8 - 8G
در اینجا واژگان از واحد 8 - 8G در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نشت"، "انحراف"، "برخورد" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the highest part of a room, vehicle, etc. that covers it from the inside

سقف (درون ساختمان)
او مواد عایق صدا را روی سقف نصب کرد تا صدای طبقه بالا را کاهش دهد.
(particularly of water) to fall in small amounts of droplets

(آب) چکیدن
میعان از لیوان آب سرد روی میز چکید.
(of liquid or gas) to escape through a hole or crack in a container or structure

نشت کردن
هوا از بادکنک نشت کرد وقتی که سوراخ شد.
to try to find information in a dictionary, computer, etc.

جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
یک دقیقه صبر کن، دارم آدرس را جستجو میکنم.
a book containing a list of telephone numbers for a particular area or group of people, arranged alphabetically

کتاب راهنمای تلفن
او اطلاعات تماس را در دفترچه تلفن محلی پیدا کرد.
someone who installs and repairs pipes, toilets, etc.

لولهکش
او یک لولهکش را صدا کرد تا گرفتگی زهکشی که باعث پس زدن آب میشد را باز کند.
to attract or gain interest, approval, or admiration

جذابیت داشتن, خوشایند بودن
داستان منحصر به فرد رمان و شخصیتهای جذاب آن، خوانندگان در تمام سنین را جذب کرد.
after a long time, usually when there has been some difficulty

در نهایت, سرانجام
پس از هفتهها انتظار، بسته بالاخره از طریق پست رسید.
a suggestion or thought about something that we could do

ایده, فکر
آیا ایدهای برای بهبود بهرهوری تیم ما دارید؟
with anyone or anything else excluded

فقط, تنها
ما فقط در آخر هفته به پارک میرویم.
something that explains an action or event

دلیل
کمبود شواهد تردید در مورد دلیل ناپدید شدن ناگهانی او ایجاد کرد.
not involving difficulty in doing or understanding

ساده, آسان
مفهوم ساده بود برای درک؛ فقط نیاز به درک اولیه از موضوع داشت.
a personal belief or judgment that is not based on proof or certainty

نظر, عقیده
به نظر او، سیاست ناعادلانه است.
(of a person or thing) harmed or spoiled

صدمهدیده
کتاب آسیبدیده صفحات پاره شده و عطف ترک خورده داشت.
physically harmed or wounded

آسیبدیده, صدمهدیده، زخمی
بازوی مجروح مری در یک آویز قرار داده شد تا در حالی که بهبود مییابد ثابت بماند.
to end the life of someone or something

کشتن
آفتکشها در کشاورزی برای کشتن حشرات مضر استفاده میشوند.
to come into sudden and forceful contact with another object or person

بههم خوردن
در طول بازی، بازیکنان به طور تصادفی در زمین برخورد کردند، که باعث وقفهای موقت شد.
to collide violently, especially involving a vehicle, resulting in damage or injury

برخورد کردن, سقوط کردن
من با وحشت دیدم که ماشین با سرعت بالا به دیوار برخورد کرد.
to be deprived of or stop having someone or something

از دست دادن
شهر در طول قطعی برق، برق را از دست داد.
to have power over a person, company, country, etc. and to decide how things should be done

کنترل کردن
دیکتاتور قصد داشت هر جنبه از حکومت ملت را کنترل کند.
to cause something or someone to fall to the ground

زمین زدن, به زمین انداختن
بارش شدید برف بسیاری از خطوط برق را سرنگون کرد، که باعث قطعی گسترده برق شد.
to experience and be affected by something bad or unpleasant

رنج کشیدن, عذاب کشیدن، تحمل کردن، زجر کشیدن
او پس از حادثه درد زیادی تحمل کرد.
a neck injury caused by a sudden jerking motion, usually from a car accident

آسیب شلاقی, whiplash
پزشک او را مبتلا به آسیب شلاقی تشخیص داد و فیزیوتراپی را توصیه کرد.
to administer a breath test to determine the level of alcohol in someone's bloodstream

دمسنجی کردن
آنها از همه رانندگان در نقطه بازرسی برای آزمایش الکل تست تنفس خواهند گرفت.
to change direction suddenly, often to avoid something or someone in the way

ناگهان تغییر مسیر دادن
دوچرخهسوار با مهارت به چپ پیچید تا از یک چاله در مسیر دوچرخه عبور کند.
