کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 8 - 8C

در اینجا واژگان واحد 8 - 8C در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "جریان اقیانوس"، "لغو کردن"، "مسیر حمل و نقل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
undersea [صفت]
اجرا کردن

زیر دریا

Ex:

مستند شامل آتشفشان‌های زیردریایی بود که در اعماق اقیانوس فوران می‌کردند.

cable [اسم]
اجرا کردن

کابل

Ex: They used a heavy-duty cable to connect the generator to the main power grid .

آن‌ها از یک کابل مقاوم برای اتصال ژنراتور به شبکه برق اصلی استفاده کردند.

اجرا کردن

جریان اقیانوسی

Ex: The Gulf Stream is one of the most powerful ocean currents in the world .

جریان خلیج یکی از قدرتمندترین جریان‌های اقیانوسی در جهان است.

اجرا کردن

مسیر حرکت کشتی

Ex: Climate change could alter the shipping routes by melting ice in the Arctic region .

تغییرات آب‌وهوایی می‌تواند با ذوب یخ در منطقه قطب شمال مسیرهای کشتیرانی را تغییر دهد.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

cruise [اسم]
اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: He saved up for years to afford a round-the-world cruise , fulfilling his dream of circumnavigating the globe by sea .

او سال‌ها پس‌انداز کرد تا بتواند هزینه یک کروز دور دنیا را بپردازد و رویای دور زدن کره زمین از طریق دریا را محقق کند.

weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: The radio program featured interviews with local artists and musicians .

برنامه رادیویی شامل مصاحبه‌هایی با هنرمندان و موسیقی‌دانان محلی بود.

to work out [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: I can help you work out the logistics of your travel plans .

من می‌توانم به شما کمک کنم تا حل مسائل لجستیکی برنامه‌های سفرتان را پیدا کنید.

to set off [فعل]
اجرا کردن

به سفری رفتن

Ex: After breakfast , the hikers set off on the trail , ready for a day of exploration .

بعد از صبحانه، کوهنوردان راه افتادند در مسیر، آماده برای یک روز اکتشاف.

to carry on [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: The group chose to carry on with the workshop despite technical difficulties .

گروه تصمیم گرفت با وجود مشکلات فنی ادامه دهد به کارگاه.

to call off [فعل]
اجرا کردن

لغو کردن

Ex: We might need to call off the picnic if it keeps raining .

ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.

to go back [فعل]
اجرا کردن

برگشتن

Ex: He decided to go back to the old town where he grew up.

او تصمیم گرفت به شهر قدیمی که در آن بزرگ شده بود بازگردد.

to give up [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: It ’s easy to give up when things get tough , but perseverance is key .

وقتی کارها سخت می‌شود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.