کتاب 'سلوشنز' متوسطه - فرهنگ 3

در اینجا واژگان فرهنگ 3 در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "قایقرانی"، "گوینده"، "جو" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
cricket [اسم]
اجرا کردن

کریکت (ورزش)

Ex: The cricket team practiced every day after school .

تیم کریکت هر روز بعد از مدرسه تمرین می‌کرد.

football [اسم]
اجرا کردن

فوتبال آمریکایی

Ex: They watched the football match from the stands .

آنها مسابقه فوتبال را از جایگاه تماشاچیان تماشا کردند.

golf [اسم]
اجرا کردن

گلف

Ex: The golf tournament attracted many spectators .

مسابقه گلف تعداد زیادی تماشاگر را جذب کرد.

اجرا کردن

مسابقه اسب‌دوانی

Ex: She ’s been training her horse for the upcoming horse racing competition .

او اسبش را برای مسابقه‌ی اسب‌دوانی آینده تمرین می‌دهد.

اجرا کردن

مسابقه اتومبیلرانی

Ex: Many young drivers aspire to join motor racing leagues and showcase their talents .

بسیاری از رانندگان جوان آرزوی پیوستن به لیگ‌های مسابقات موتوری و نمایش استعدادهای خود را دارند.

rowing [اسم]
اجرا کردن

قایقرانی (ورزشی)

Ex: Rowing requires strong arm muscles and good coordination .

پاروزنی به عضلات قوی بازو و هماهنگی خوب نیاز دارد.

rugby [اسم]
اجرا کردن

راگبی

Ex: They train for rugby three times a week .

آنها سه بار در هفته برای راگبی تمرین می‌کنند.

tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.

اجرا کردن

ویدیو چک

Ex: He missed the crucial moment , so he asked for an action replay .

او لحظه حیاتی را از دست داد، بنابراین درخواست پخش مجدد عمل کرد.

atmosphere [اسم]
اجرا کردن

فضای یک محیط

Ex: His stern lecture created an atmosphere of unease in the classroom .

سخنرانی سختگیرانه او یک جو ناراحتی در کلاس درس ایجاد کرد.

closeup [اسم]
اجرا کردن

نمای نزدیک

Ex: The closeup of the character 's hands added intimacy and authenticity to the portrayal of their actions .

نمای نزدیک از دست‌های شخصیت، صمیمیت و اصالت را به تصویر کشیدن اعمالشان اضافه کرد.

commentator [اسم]
اجرا کردن

تحلیل‌گر

Ex: The political commentator explained the implications of the new law.

مفسر سیاسی پیامدهای قانون جدید را توضیح داد.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (تلویزیون یا رادیو)

Ex: The live stream of the awards ceremony included colorful commentary from the hosts .

پخش زنده مراسم اهدای جوایز شامل توضیحات رنگارنگ مجریان بود.

convenience [اسم]
اجرا کردن

مناسب‌

Ex: For the convenience of travelers , the train station offers lockers and waiting areas .

برای راحتی مسافران، ایستگاه قطار کمدهای امانات و مناطق انتظار ارائه می‌دهد.

cost [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: The cost of public transport is increasing .

هزینه حمل و نقل عمومی در حال افزایش است.

crowd [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the parade passed by , the crowd waved flags and danced to the lively music filling the air .

همانطور که رژه می‌گذشت، جمعیت پرچم‌ها را تکان می‌دادند و به موسیقی شاد که هوا را پر کرده بود می‌رقصیدند.

excitement [اسم]
اجرا کردن

هیجان

Ex: The prospect of finally solving the complex puzzle filled him with renewed excitement , eager to crack the code .

چشم انداز حل نهایی پازل پیچیده او را با هیجان تازه ای پر کرد، مشتاق برای شکستن کد.

memory [اسم]
اجرا کردن

حافظه

Ex: She has a great memory for faces .

او حافظه فوق‌العاده‌ای برای چهره‌ها دارد.