چهار گوشه 2 "واحد 11 درس D" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 11 درس D در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "برنامه"، "منظم"، "قاضی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
thousand [عدد]
اجرا کردن

هزار

Ex: The entrepreneur dreamed of building a company that would employ several thousand people across the globe .

کارآفرین رویای ساختن شرکتی را داشت که چندین هزار نفر را در سراسر جهان استخدام می‌کرد.

to enter [فعل]
اجرا کردن

وارد شدن

Ex: The students regularly enter the classroom before the bell rings .

دانش‌آموزان به طور منظم قبل از زنگ زدن به کلاس وارد می‌شوند.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The basketball competition was exciting , and our team won .

مسابقه بسکتبال هیجان‌انگیز بود، و تیم ما برنده شد.

million [عدد]
اجرا کردن

یک میلیون

Ex: The ambitious project aimed to plant a million trees , contributing to environmental conservation .

پروژه بلندپروازانه با هدف کاشت یک میلیون درخت، به حفظ محیط زیست کمک کرد.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: She enjoys watching cooking programs to learn new recipes .

او از تماشای برنامه‌های آشپزی برای یادگیری دستور العمل‌های جدید لذت می‌برد.

fan [اسم]
اجرا کردن

هوادار

Ex: My friend is a huge fan of classic literature and reads old novels .

دوستم یک طرفدار بزرگ ادبیات کلاسیک است و رمان‌های قدیمی می‌خواند.

regular [صفت]
اجرا کردن

منظم

Ex: The team practices at regular intervals , sticking to a set schedule .

تیم در فواصل منظم تمرین می‌کند، به یک برنامه زمان‌بندی شده پایبند است.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous author 's novels have been translated into multiple languages .

رمان‌های نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شده‌اند.

اجرا کردن

از فرش به عرش

Ex: She came from a poor family , but through hard work and determination , she has gone from rags to riches .
to improve [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: Adding more details to your essay will improve its clarity and depth .

اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود می‌بخشد به وضوح و عمق آن.

to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex: People often vote for their favorite contestants in reality shows .

مردم اغلب برای شرکت‌کنندگان مورد علاقه‌شان در برنامه‌های واقع‌نمایی رای می‌دهند.

to decide [فعل]
اجرا کردن

تصمیم گرفتن

Ex: After much debate , they decided to go on a road trip .

پس از بحث‌های فراوان، آن‌ها تصمیم گرفتند به یک سفر جاده‌ای بروند.

next [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: We have our next meeting scheduled for Thursday .

جلسه بعدی ما برای پنجشنبه برنامه‌ریزی شده است.

shower [اسم]
اجرا کردن

دوش

Ex: The hotel room had a luxurious shower with multiple showerheads and adjustable water pressure .

اتاق هتل یک دوش لوکس با چندین شیر دوش و فشار آب قابل تنظیم داشت.

contest [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: She trained for months to win the national spelling contest.

او برای ماه‌ها تمرین کرد تا در مسابقه ملی املا برنده شود.

seriously [قید]
اجرا کردن

به‌طور جدی

Ex: This kind of misinformation can seriously mislead the public .

این نوع اطلاعات نادرست می‌تواند به شدت مردم را گمراه کند.

stage [اسم]
اجرا کردن

صحنه (تئاتر و...)

Ex: The band played their hit songs on the main stage at the festival .

گروه آهنگ‌های معروف خود را روی صحنه اصلی جشنواره اجرا کرد.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: She scanned the audience looking for her family .

او تماشاگران را برای یافتن خانواده‌اش بررسی کرد.

to perform [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: The comedian performed in front of a large audience .

کمدین در مقابل مخاطبان زیادی اجرا کرد.

to judge [فعل]
اجرا کردن

قضاوت کردن

Ex: He judges the candidate 's qualifications before making a hiring decision .

او قبل از تصمیم گیری برای استخدام، صلاحیت‌های نامزد را قضاوت می‌کند.

to miss [فعل]
اجرا کردن

به موفقیت دست نیافتن

Ex: He missed an important detail in the report , which led to a misunderstanding .

او یک جزئیات مهم در گزارش را از دست داد، که منجر به یک سوء تفاهم شد.