فهرست کلمات سطح A1 - خانواده
در اینجا شما برخی از کلمات اساسی انگلیسی در مورد خانواده، مانند "پدر"، "مادر" و "کودک" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
our mother or our father

والد, پدر یا مادر
والدین هر شب به نوبت برای کودکانشان داستانهای قبل از خواب میخواندند.
a child's male parent

پدر
پدر با افتخار دخترش را در روز عروسی اش در راهرو راه رفت.
a child's female parent

مادر
مادر به آرامی نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش گرفت.
an informal way of calling our father

بابا
وقتی بچه بودم، بابام هر شب برایم قصههای قبل از خواب میگفت.
a woman who has given birth to a child or someone who cares for and raises a child

مامان
وقتی مریض بودم، مامانم از من مراقبت کرد و مطمئن شد که همه چیز برای بهتر شدن دارم.
the lady you are officially married to

همسر, زن
تام و همسرش بیش از 20 سال است که با خوشبختی ازدواج کردهاند و هنوز هم رابطهی محکمی دارند.
the man you are officially married to

شوهر
او شوهرش را به عنوان یک کارآفرین موفق در طول مراسم خیریه معرفی کرد.
a son or daughter of any age

بچه, فرزند
در بسیاری از فرهنگها، پیوند بین والدین و فرزندان به عنوان یکی از قویترین ارتباطات در نظر گرفته میشود.
a person's male child

فرزند پسر
پدر و پسر بعدازظهری دلانگیز را در پارک به بازی توپ گذراندند.
a person's female child

فرزند دختر
مادر و دختر از یک بعدازظهر دلپذیر خرید و پیوند لذت بردند.
a lady who shares a mother and father with us

خواهر
باید با خواهرت صحبت کنی و ببینی آیا میتواند در حل مشکلت به تو کمک کند.
a man who shares a mother and father with us

برادر
او هیچ برادری ندارد، اما دوست صمیمی دارد که برای او مانند یک برادر است.
people that are related to each other by blood or marriage, normally made up of a father, mother, and their children

خانواده
وقتی بچه بودم، خانوادهام به کوهها کمپینگ میرفت.
the woman who is our mom or dad's mother

مادربزرگ
شما باید به مادربزرگ خود زنگ بزنید و به او تولدت مبارک بگویید.
the man who is our mom's or dad's father

پدربزرگ, بابابزرگ
شما باید از پدربزرگ خود در مورد نحوه تعمیر دوچرخه خود راهنمایی بخواهید.
your daughter or son's child

نوه
آنها از نوه خود برای فارغالتحصیلی از دانشگاه بسیار مغرور هستند.
the sister of our mother or father or their sibling's wife

خاله/عمه/زنعمو/زندایی
ما عاشق وقتی هستیم که عمهمان به دیدار میآید چون همیشه پر از ایدههای بامزه است.
the brother of our father or mother or their sibling's husband

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
شما باید از دایی یا عموی خود بخواهید که داستانهایی درباره تاریخ و سنتهای خانواده شما به اشتراک بگذارد.
our sister or brother's daughter, or the daughter of our husband or wife's siblings

خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
او و خواهرزادهاش از باغبانی و کاشت گلها در حیاط خلوت لذت میبرند.
our sister or brother's son, or the son of our husband or wife's siblings

خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
عموی مغرور برادرزاده تازه متولد شده خود را در آغوش گرفت.
our aunt or uncle's child

عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
ما همیشه در تابستان یک باربیکیوی خانوادگی بزرگ داریم، و همه پسرعموها و دخترعموهای ما غذای مورد علاقه خود را برای تقسیم میآورند.