فهرست واژگان سطح A1 - حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات پایه انگلیسی برای حیوانات، مانند "سگ"، "ماهی" و "شیر" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A1
animal [اسم]
اجرا کردن

حیوان

Ex: The kangaroo is a unique animal found in Australia known for its ability to hop .

کانگورو یک حیوان منحصر به فرد است که در استرالیا یافت می‌شود و به دلیل توانایی پریدنش معروف است.

cat [اسم]
اجرا کردن

گربه

Ex: My little cat is chasing a butterfly .

گربه کوچک من در حال تعقیب یک پروانه است.

dog [اسم]
اجرا کردن

سگ

Ex: My sister is teaching her dog to sit and stay .

خواهرم به سگ خود نشستن و ماندن را یاد می‌دهد.

horse [اسم]
اجرا کردن

اسب

Ex:

خواهرم واقعاً دوست دارد که به ماجراجویی اسب‌سواری در کوهستان برود.

sheep [اسم]
اجرا کردن

گوسفند

Ex: The sheep gathered around the feeding trough to eat their meal .

گوسفندان دور آخور جمع شدند تا غذای خود را بخورند.

cow [اسم]
اجرا کردن

گاو

Ex: The cow 's milk was used to make cheese and butter .

شیر گاو برای درست کردن پنیر و کره استفاده می‌شد.

pig [اسم]
اجرا کردن

خوک

Ex: The pig 's pink skin was covered in coarse hair .

پوست صورتی خوک با موهای زبر پوشیده شده بود.

lion [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: The lion 's roar sent a message to other animals , warning them to stay away .

غرش شیر پیامی به سایر حیوانات فرستاد و به آنها هشدار داد که دور بمانند.

rabbit [اسم]
اجرا کردن

خرگوش

Ex: The rabbit 's fur is usually gray , brown , or white .

پوست خرگوش معمولاً خاکستری، قهوه‌ای یا سفید است.

mouse [اسم]
اجرا کردن

موش

Ex: A tiny mouse scurried across the kitchen floor , seeking crumbs .

یک موش کوچک به سرعت از روی کف آشپزخانه دوید، در جستجوی خرده‌های نان.

snake [اسم]
اجرا کردن

مار

Ex: Snakes use their tongues to smell their surroundings .

مارها از زبان خود برای بوییدن محیط اطراف استفاده می‌کنند.

fish [اسم]
اجرا کردن

ماهی

Ex:

ماهی قرمز در کاسه با خوشحالی شنا می‌کرد.

elephant [اسم]
اجرا کردن

فیل

Ex: The elephant trumpeted loudly , announcing its presence in the jungle .

فیل با صدای بلند خرخر کرد و حضور خود را در جنگل اعلام کرد.

bird [اسم]
اجرا کردن

پرنده

Ex: The colorful bird flew high in the sky .

پرنده رنگارنگ در آسمان پرواز کرد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

مرغ

Ex: The farmer fed the chickens with corn and grains .

کشاورز به مرغ‌ها ذرت و غلات داد.