فهرست واژگان سطح A1 - زمان و تاریخ

در اینجا شما برخی از کلمات اساسی انگلیسی در مورد زمان و تاریخ، مانند "ساعت"، "صبح" و "هفته" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A1
clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت

Ex: The clock in the train station lets me know when my train is departing .

ساعت در ایستگاه قطار به من می‌گوید که قطارم چه زمانی حرکت می‌کند.

year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

date [اسم]
اجرا کردن

تاریخ

Ex: The wedding date is set for next month .

تاریخ عروسی برای ماه آینده تعیین شده است.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت (شصت دقیقه)

Ex: I usually take a lunch break around noon for an hour .

من معمولاً حدود ظهر برای یک ساعت استراحت ناهار می‌کنم.

o'clock [قید]
اجرا کردن

(برای اشاره به) ساعت

Ex:

رزرو رستوران برای ساعت 8 شب است.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

second [اسم]
اجرا کردن

ثانیه

Ex: The runner missed the world record by two seconds .

دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.

morning [اسم]
اجرا کردن

صبح

Ex: My sister packs her lunch in the morning before leaving for work .

خواهرم ناهارش را صبح قبل از رفتن به کار بسته‌بندی می‌کند.

afternoon [اسم]
اجرا کردن

بعدازظهر

Ex: The afternoon is a popular time for outdoor activities like picnics and sports .

عصر زمان محبوبی برای فعالیت‌های بیرون از خانه مانند پیکنیک و ورزش است.

evening [اسم]
اجرا کردن

عصر

Ex: We practice playing the guitar in the evening to improve our skills .

ما برای بهبود مهارت‌هایمان، عصرها گیتار زدن تمرین می‌کنیم.

night [اسم]
اجرا کردن

شب

Ex: The night brings a sense of calm and tranquility .

شب احساس آرامش و آسودگی می‌آورد.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

Sunday [اسم]
اجرا کردن

یکشنبه

Ex:

ما یکشنبه‌ها با هم برای خرید مواد غذایی می‌رویم.

Monday [اسم]
اجرا کردن

دوشنبه

Ex: Monday mornings can be tough , but a cup of coffee helps me wake up .

صبح‌های دوشنبه می‌تواند سخت باشد، اما یک فنجان قهوه به من کمک می‌کند بیدار شوم.

Tuesday [اسم]
اجرا کردن

سه‌شنبه

Ex:

روزهای سه‌شنبه، کلاس‌های پیانوی من عصرها برگزار می‌شود.

Wednesday [اسم]
اجرا کردن

چهارشنبه

Ex: Wednesday is my favorite day of the week .

چهارشنبه روز مورد علاقه من در هفته است.

Thursday [اسم]
اجرا کردن

پنجشنبه

Ex: Thursday is my daughter 's favorite day of the week .

پنجشنبه روز مورد علاقه دخترم در هفته است.

Friday [اسم]
اجرا کردن

جمعه

Ex:

موزه در روزهای جمعه ورودی رایگان دارد.

Saturday [اسم]
اجرا کردن

شنبه

Ex:

شنبه‌ها برای پیکنیک در فضای باز و لذت بردن از طبیعت با عزیزانتان عالی هستند.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

next [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: I 'm excited about the next episode of my favorite TV show .

من برای قسمت بعدی برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام هیجان زده هستم.

half [اسم]
اجرا کردن

نیم

Ex: We spent one half of the day hiking and the other half swimming .

ما یک نصف روز را به پیاده‌روی و نصف دیگر را به شنا پرداختیم.