فهرست واژگان سطح A1 - صفات متضاد
در اینجا شما برخی از صفات پایه انگلیسی و متضادهای آنها را یاد خواهید گرفت، مانند "خوب و بد"، "بلند و کوتاه"، و "کوچک و بزرگ"، که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
عادتهای بد میتوانند سخت ترک شوند.
having a value or level greater than usual or expected, often in terms of numbers or measurements

زیاد, بالا
او در امتحان نمره بالایی کسب کرد و به دستاوردش افتخار میکرد.
small or below average in degree, value, level, or amount

کم, پایین
این شیر کم چرب است.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
having a lot of weight and not easy to move or pick up

سنگین
او در حالی که جعبه سنگین را بالا میبرد، نفسنفس میزد.
having very little weight and easy to move or pick up

سبک
جعبه سبک بود، بنابراین او به راحتی آن را با یک دست بلند کرد.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
(of a thing) having been used or existing for a long period of time

قدیمی, کهنه
نقاشی قدیمی یک منظره نقاشیگونه از دوران گذشته را به تصویر کشیده بود.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
not pleasant to the mind or senses

زشت
او یک نقاشی زشت کشید که به هیچ چیز قابل تشخیصی شباهت نداشت.
not having any bacteria, marks, or dirt

تمیز
او از یک پارچه تمیز برای پاک کردن مبلمان گردآلود استفاده کرد.
having stains, bacteria, marks, or dirt

کثیف
او کفشهای کثیف پوشیده بود که ردپای گلی روی زمین میگذاشت.
needing little skill or effort to do or understand

ساده, راحت
درک مفهوم آسان بود؛ معلم آن را به وضوح توضیح داد.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
having a high speed when doing something, especially moving

سریع, تند
قطار سریع در کمترین زمان ممکن به مقصد رسید.
moving, happening, or being done at a speed that is low

آهسته, کند
او سرعت یادگیری کندی داشت اما هرگز تسلیم نشد.
not like another thing or person in form, quality, nature, etc.

متفاوت, مختلف
او مختلف موضوعات را در مدرسه مطالعه کرد، از ریاضیات تا تاریخ.
like another thing or person in every way

یکسان, همانند
آنها همان نوع سگ را از پناهگاه پذیرفتند.
based on facts or the truth

صحیح
او دستورالعملهای درست را برای سرهم کردن مبلمان دنبال کرد.
not based on facts or the truth

اشتباه, غلط، نادرست
او دکمه اشتباه را فشار داد و به طور تصادفی فایل را حذف کرد.
letting people or things pass through

باز
او در را باز گذاشت تا دوستانش بتوانند وارد شوند.
not letting things, people, etc. go in or out

بسته
او یک کشوی بسته پیدا کرد و مجبور شد جای دیگری برای نگهداری وسایلش پیدا کند.
according to reality or facts

صحیح, درست، واقعی، حقیقی
من نمیتوانم باور کنم که درست است که او شغلی را که میخواست به دست آورد!
not according to reality or facts

اشتباه, نادرست
او یک سند جعلی را به عنوان مدرک در پرونده دادگاه ارائه داد.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
owning a very small amount of money or a very small number of things

فقیر, ندار
گدا فقیر در خیابان نشسته بود و از رهگذران کمک میخواست.
(of a person) feeling confident about something being correct or true

مطمئن
او در مورد پاسخش در طول امتحان مطمئن احساس میکرد.
having doubts about or no confidence in someone or something

نامطمئن
او در مورد گرفتن شغل جدید احساس عدم اطمینان میکرد.