pattern

فهرست واژگان سطح A1 - مردم

در اینجا شما برخی از کلمات اساسی انگلیسی در مورد مردم، مانند "مرد"، "زن" و "دوست" را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح A1 آماده شده است.

مرور

فلش‌کارت‌ها

املای کلمه

آزمون

شروع یادگیری
CEFR A1 Vocabulary
man
man
[اسم]

a person who is a male adult

مرد

مرد

Ex: My dad is a strong man who can lift heavy things. 

پدرم یک مرد قوی است که می‌تواند چیزهای سنگین را بلند کند.

بستن
ورود
woman
woman
[اسم]

a person who is a female adult

زن, خانم

زن, خانم

Ex: Look at the woman with the red hat; she's smiling. 

به زن با کلاه قرمز نگاه کن؛ او لبخند میزند.

بستن
ورود
boy
boy
[اسم]

someone who is a child and a male

پسر

پسر

Ex: Look at the boy with the backpack; he's going to school. 

به پسر با کوله‌پشتی نگاه کن؛ او به مدرسه می‌رود.

بستن
ورود
girl
girl
[اسم]

someone who is a child and a female

دختر

دختر

Ex: Look at the girl with the pink dress; she's playing with a doll. 

به دختر با لباس صورتی نگاه کن؛ او در حال بازی با عروسک است.

بستن
ورود
friend
friend
[اسم]

someone we like and trust

دوست, رفیق

دوست, رفیق

Ex: Jenny and Amy have been friends for years, and they often go on hiking trips together to explore nature. 

جنی و ایمی سال‌هاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیاده‌روی می‌روند تا طبیعت را کشف کنند.

بستن
ورود
boyfriend
boyfriend
[اسم]

a man that you love and are in a relationship with

دوست‌پسر

دوست‌پسر

Ex: His caring nature and affectionate gestures make him the perfect boyfriend. 

طبیعت مراقبت‌کننده و حرکات محبت‌آمیز او، او را به یک دوست پسر عالی تبدیل می‌کند.

بستن
ورود
girlfriend
girlfriend
[اسم]

‌a lady that you love and are in a relationship with

دوست‌دختر

دوست‌دختر

Ex: He introduced his girlfriend to his friends at the party last night. 

او دوست دخترش را به دوستانش در مهمانی دیشب معرفی کرد.

بستن
ورود
person
person
[اسم]

one human

فرد, نفر

فرد, نفر

Ex: Every person has the right to express their opinions and beliefs. 

هر فرد حق دارد نظرات و باورهای خود را بیان کند.

بستن
ورود
people
people
[اسم]

a group of humans

مردم

مردم

Ex: Many people find solace in spending time with loved ones. 

بسیاری از مردم در گذراندن وقت با عزیزانشان آرامش می‌یابند.

بستن
ورود
adult
adult
[اسم]

a fully grown man or woman

بزرگسال, بالغ

بزرگسال, بالغ

Ex: As an adult, she took on the responsibilities of her career and family. 

به عنوان یک بالغ، او مسئولیت‌های شغل و خانواده‌اش را بر عهده گرفت.

بستن
ورود
baby
baby
[اسم]

a very young child

بچه, نوزاد

بچه, نوزاد

Ex: She cradled the sleeping baby in her arms. 

او نوزاد خوابیده را در آغوش گرفت.

بستن
ورود
Mr
Mr
[اسم]

a formal title for a man

آقا

آقا

Ex: She greeted Mr. Patel with a warm smile at the conference. 

او در کنفرانس با لبخندی گرم از آقای پاتل استقبال کرد.

بستن
ورود
Mrs
Mrs
[اسم]

a formal title for a married woman

خانم

خانم

Ex: The package was addressed to Mrs. Margaret Johnson. 

بسته به نام خانم مارگارت جانسون آدرس داده شده بود.

بستن
ورود
miss
miss
[اسم]

a formal title for an unmarried woman

خانم

خانم

Ex: Excuse me, Miss Smith, do you have a moment to answer a few questions? 

ببخشید، دوشیزه اسمیت، آیا لحظه‌ای وقت دارید تا به چند سوال پاسخ دهید؟

بستن
ورود
LanGeek
دانلود اپلیکشن LanGeek