کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 1 - 1A

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دو زبانه"، "مسلط"، "زنگ زده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

ability [اسم]
اجرا کردن

توانایی

Ex: The musician 's ability to play multiple instruments amazed the audience .

توانایی نوازنده در نواختن چندین ساز، تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

اجرا کردن

زبان مادری

Ex: Although her first language is Italian , she is also proficient in German .

اگرچه زبان مادری او ایتالیایی است، او به آلمانی نیز مسلط است.

اجرا کردن

زبان دوم

Ex: The school offers courses in Mandarin as a second language .

مدرسه دوره‌هایی در ماندارین به عنوان زبان دوم ارائه می‌دهد.

bilingual [اسم]
اجرا کردن

فرد دوزبانه

Ex: Growing up in a multicultural family made him a bilingual .

بزرگ شدن در یک خانواده چندفرهنگی او را دو زبانه کرد.

fluent [صفت]
اجرا کردن

روان

Ex: He is fluent in multiple languages , including Russian and French .

او در چندین زبان، از جمله روسی و فرانسوی، مسلط است.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

to get by [فعل]
اجرا کردن

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

Ex: After moving to a new country , he had to learn the local customs to get by in the community .

پس از نقل مکان به یک کشور جدید، او مجبور شد عادات محلی را یاد بگیرد تا در جامعه سر کند.

to speak [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex: The president will speak at the event tomorrow .

رئیس جمهور فردا در مراسم سخنرانی خواهد کرد.

اجرا کردن

گفت‌وگو

Ex: The conversation drifted from politics to sports .

مکالمه از سیاست به ورزش تغییر کرد.

rusty [صفت]
اجرا کردن

فراموش‌شده (مهارت)

Ex: His rusty driving skills showed when he stalled the car twice .

مهارت‌های رانندگی زنگ‌زده او زمانی نشان داده شد که ماشین را دو بار متوقف کرد.

to know [فعل]
اجرا کردن

دانستن

Ex: I know the answer to that question .

من می‌دانم پاسخ آن سوال را.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

فراگرفتن (با تمرین)

Ex:

بدون اینکه هرگز در یک کلاس رسمی شرکت کند، با تمرین با دوستانش گیتار زدن را یاد گرفت.