کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 3 - 3A
در اینجا شما واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دزدی از مغازه"، "کلاهبردار"، "غارت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an unlawful act that is punishable by the legal system

جرم
افزایش جنایت خشونتآمیز باعث شده ساکنان احساس ناامنی کنند.
the illegal act of taking something from a place or person without permission

دزدی, سرقت
موزه پس از سرقت پرسر و صدا از قطعات هنری بیقیمت از گالری خود، اقدامات امنیتی خود را افزایش داد.
the crime of entering a building to commit illegal activities such as stealing, damaging property, etc.

دزدی, سرقت
در طول محاکمه، شواهد مربوط به مشارکت متهم در سرقت قاطع بود.
the act of threatening someone or beating them in order to gain some money

زورگیری, خفتگیری
سرقت او را بدون کیف پول و تلفن رها کرد.
the crime of taking goods from a store without paying for them

دزدی از مغازه
تیم امنیتی اقدامات جدیدی را برای جلوگیری از دزدی از مغازه اجرا کرد.
the act of importing or exporting goods or people secretly and against the law

قاچاق
او به قاچاق سیگار و فرار از مالیات متهم شد.
the act of taking someone against their will and imprisoning them

آدمربایی
سازمانهای بینالمللی برای جلوگیری از ربایش کودکان با هم همکاری میکنند.
the act of cheating in order to make illegal money

کلاهبرداری
او وقتی فهمید که هویتش دزدیده شده و برای کلاهبرداری استفاده شده است، شوکه شد و این باعث شد که امتیاز اعتباریش آسیب ببیند.
the act of offering money to an authority to gain advantage

رشوه
کمپین ضد فساد با هدف افزایش آگاهی درباره خطرات رشوه در بخشهای عمومی و خصوصی انجام میشود.
the crime of ending a person's life deliberately

قتل (عمد)
مستند به بررسی انگیزههای مختلف پشت قتل پرداخت و عوامل روانی درگیر را روشن کرد.
the criminal act of setting something on fire, particularly a building

آتشافروزی
آتشزنی جرمی جدی است که میتواند منجر به مجازات شدید، از جمله زندان شود.
the illegal act of purposefully damaging a property belonging to another person or organization

تخریب اموال یا اماکن
داوطلبان یک تلاش پاکسازی را برای ترمیم خسارت ناشی از وندالیسم در پارک محلی سازماندهی کردند.
the act of stealing goods or property from a place, especially during a time of chaos or disorder

غارتگری, چپاول
فروشگاهها در جریان غارت به شدت آسیب دیدند.
the act of using violence such as killing people, bombing, etc. to gain political power

تروریسم, هراسافکنی
بسیاری از کشورها قوانین خود را علیه تروریسم تقویت میکنند تا امنیت ملی را حفظ کنند.
the crime of stealing money or goods from someone or somewhere, especially by violence or threat

سرقت, دزدی
جواهرفروشی در روشنایی روز مورد سرقت قرار گرفت و اقلام گران قیمتی به سرقت رفت.
a person who steals from someone or something using force or threat of violence

سارق, دزد
دزد جسور یک سرقت در جواهرفروشی انجام داد، سنگهای قیمتی و پول نقد را برداشت.
someone who steals something from a person or place without using violence or threats

دزد, سارق
دزد سعی کرد از کوچه فرار کند، اما پلیس به سرعت او را گیر انداخت.
to take something from someone or somewhere without permission or paying for it

دزدیدن
در حالی که ما در مهمانی بودیم، کسی در حال دزدیدن اشیاء با ارزش از مهمانان بود.
someone who illegally enters a place in order to steal something

دزد
دزد توسط دوربینهای نظارتی گرفته شد، که شناسایی و دستگیری او را برای پلیس آسان کرد.
to illegally enter a place in order to commit theft

دزدی کردن
دزدها سعی کردند خانه را سرقت کنند در حالی که صاحبان آن در تعطیلات بودند.
to steal from someone by threatening them or using violence, particularly in a public place

زورگیری کردن, خفتگیری کردن
گنگ چندین نفر را سرقت کرد قبل از اینکه توسط مقامات دستگیر شود.
a person who attacks and robs people in a public place

زورگیر, خفتگیر
او یک دزد کیف بود که مردم را در مترو هدف قرار میداد، به سرعت کیفهایشان را میدزدید و از صحنه فرار میکرد.
a person who secretly takes goods from a store without paying

کفزَن
مقامات دزد فروشگاه را به دزدی جزئی متهم کردند.
to steal goods from a store by secretly taking them without paying

کِش رفتن (از فروشگاه و مغازه), دزدی کردن (از فروشگاه و مغازه)
کارمند متوجه مردی شد که از مغازه دزدی میکرد و بلافاصله پلیس را خبر کرد.
to move goods or people illegally and secretly into or out of a country

قاچاق کردن
گنگ حیوانات نادر را از مرز قاچاق کرد.
an individual who illegally and secretly imports or exports goods or people

قاچاقچی
قاچاقچی به دلیل تلاش برای وارد کردن محصولات تقلبی که قوانین تجارت بینالمللی را نقض میکرد، با مجازاتهای شدیدی مواجه شد.
to take someone away and hold them in captivity, typically to demand something for their release

آدمربایی کردن
او وحشت زده شد وقتی فهمید که آنها قصد ربودن او را دارند.
someone who takes an individual away and holds them in captivity, particularly to demand something for their release

آدمربا
قربانی سرانجام پس از دستگیری آدمربا توسط نیروهای قانونی با خانواده اش متحد شد.
to illegally obtain money or property from someone by tricking them

کلاهبرداری کردن
طرح فیشینگ ایمیل با هدف کلاهبرداری از دریافت کنندگان با فریب آنها برای افشای اطلاعات شخصی طراحی شده بود.
a person who deceives others to gain money, particularly in business transactions

کلاهبردار
کلاهبردار پس از آنکه مقامات طرح پیچیده او برای دستکاری درخواستهای بیمه را کشف کردند، به زندان محکوم شد.
to persuade someone to do something, often illegal, by giving them an amount of money or something of value

رشوه دادن
افشاگر با اطلاعاتی درباره یک طرح برای رشوه دادن به مقامات دولتی برای مجوزهای ساخت و ساز پیش آمد.
to unlawfully and intentionally kill another human being

به قتل رساندن, کشتن
سال گذشته، جنایتکار به طور غیرمنتظرهای یک تماشاگر بیگناه را به قتل رساند.
a person who is guilty of killing another human being deliberately

قاتل, آدمکش
مستند روانشناسی یک قاتل را بررسی کرد، سعی در فهمیدن اینکه چه چیزی کسی را به ارتکاب چنین جنایتی سوق میدهد.
a person who intentionally starts fires, often for criminal purposes

آتشافروز
مقامات در جستجوی آتشزا مسئول آتشسوزی جنگل هستند.
to intentionally damage something, particularly public property

(اماکن یا اموال را) تخریب کردن
پلیس افرادی را به دلیل تخریب علائم خیابانی و چراغهای راهنمایی دستگیر کرد.
someone who intentionally damages or destroys public or private property

خرابکار
به عنوان مجازات، وندال مجبور شد آشفتگی که ایجاد کرده بود را تمیز کند و هزینه تعمیرات را بپردازد.
to illegally obtain or exploit copyrighted or patented material for personal gain

غارت کردن, چپاول کردن
طرحهای هنرمند توسط جاعلانی که محصولات تقلبی را به صورت انبوه تولید و به کسری از قیمت فروختند، غارت شد.
someone who steals things from a place during a time of unrest or disaster

غارتگر, چپاولگر
بسیاری از غارتگران در جریان آشوبها به فروشگاههای لوکس حمله کردند.
to force someone to act or obey by instilling intense fear, often through threats or violence

ایجاد رعبووحشت کردن, همه ترسی کردن، ارعاب کردن
جنایتکاران صاحبان مغازهها را ترساندند تا به آنها برای محافظت پول بپردازند.
person who uses violence or threats to achieve political or ideological goals by targeting innocent people or civilians

تروریست
تروریست پس از محکومیت به برنامهریزی یک سری اعمال خشونتآمیز علیه غیرنظامیان بیگناه، به حبس ابد محکوم شد.
