کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 2 - 2C
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "قطعی"، "اصالت"، "شناسایی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
providing clear and final evidence or proof, leaving no doubt or uncertainty

قطعی, مسلم، نهایی
تحقیق شواهد قطعی از تقلب در شرکت را به دست آورد.
in a way that clearly shows or proves something without doubt or uncertainty

بهطور قاطعانه
یافتههای مطالعه به قطعی ارتباط بین دو متغیر را ثابت کرد.
negative feedback that highlights mistakes or areas for improvement

انتقاد
او به دلیل برآورده نکردن انتظارات پروژه با انتقادات روبرو شد.
someone who evaluates and provides opinions or judgments about various forms of art, literature, performances, or other creative works

منتقد
به عنوان یک منتقد موسیقی، او اغلب در کنسرتها شرکت میکند و نقدهایی مینویسد که نقاط قوت و ضعف اجراهای مختلف موسیقی را مورد بحث قرار میدهد.
noting or highlighting mistakes or imperfections

انتقادآمیز
بازخورد انتقادی مدیر به بهبود پروژه کمک کرد.
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
in a way that expresses disapproval or fault-finding

منتقدانه
to draw a logical inference or outcome based on established premises or evidence

نتیجه گرفتن, استنتاج کردن
شواهد ارائه شده در طول محاکمه به هیئت منصفه اجازه داد تا نتیجه بگیرند که متهم فراتر از هر شک معقولی گناهکار است.
a decision reached after thoroughly considering all relevant information

نتیجهگیری
او به این نتیجه رسید که بهتر است مسیر شغلی خود را تغییر دهد.
to start to be

به وجود آمدن
این سنت قرنها پیش در تمدنهای باستانی شکل گرفت.
in a way that relates to the inherent origin or source

در آغاز, در ابتدا، در اصل، اصالتاً
این رسم در اصل سلتی است، اگرچه اکنون گسترده شده است.
the point or place where something has its foundation or beginning

منشأ, خاستگاه
دانشمندان در حال مطالعه منشأ جهان از طریق کیهانشناسی هستند.
the skill of being able to come up with unique and innovative ideas or actions

ابتکار, اصالت
شرکت اصالت را در میان کارکنان خود برای پیشبرد نوآوری تشویق میکند.
a practical and straightforward way of looking at things that focuses on what is actually happening rather than what we wish would happen

واقعگرایی
او با احساسی از واقعگرایی به پروژه نزدیک شد، انتظار چالشها را داشت.
concerned with or based on something that is practical and achievable in reality

واقعگرایانه
اهداف او واقعگرایانه است، با در نظر گرفتن منابع موجود.
the true state of the world and the true nature of things, in contrast to what is imagined or thought

واقعیت
رویاهایش با واقعیتهای منابع محدودش در تضاد بود.
having actual existence and not imaginary

واقعی
اشکهای در چشمانش واقعی بودند در حالی که به حیوان خانگی محبوبش خداحافظی میکرد.
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
من واقعاً بعد از آن دویدن خستهام.
to know who a person or what an object is, because we have heard, seen, etc. them before

شناختن, متوجه شدن
من آهنگ را به محض شروع پخش شناختم.
in a way that can be easily identified or distinguished

بهطور مشهود, بهطور مشخص، بهطور چشمگیر
محصول از نظر کیفیت به وضوح برتر بود.
able to be identified or distinguished from other things or people

قابل شناسایی, قابل تشخیص
این نشانه از دور به دلیل شکل منحصر به فردش قابل تشخیص بود.
to make something physically or structurally less strong or sturdy

تضعیف کردن, تضعیف کردن
استفاده مداوم بدون نگهداری مناسب ممکن است یکپارچگی ماشینآلات را تضعیف کند.
lack of power or ability to act effectively

ضعف
او یک لحظه ضعف را اعتراف کرد وقتی از مسئولیت فرار کرد.
structurally fragile or lacking durability

ضعیف
آن قفسه قدیمی یک اتصال ضعیف دارد و ممکن است زیر وزن بشکند.
in a physically feeble manner

با شدت کم, با قدرت کم
او انقدر ضعیف صحبت کرد که مجبور شدم خم شوم تا صدایش را بشنوم.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.
a tendency or predisposition to favor something over other options

ترجیح, سلیقه
نظرسنجی نشاندهنده ترجیح نسبت به محصولات دوستدار محیط زیست بود.
more desirable or favored compared to other options

بهتر, مطلوب تر
او دریافت که محصولات ارگانیک ترجیح داده میشوند نسبت به میوهها و سبزیجات کشت شده به روش متعارف.
in a way that shows a liking or a priority for something over others

ترجیحاً
هنگام انتخاب مقصد سفر، مکانهایی با آب و هوای معتدل را در نظر بگیرید، ترجیحاً از دماهای شدید اجتناب کنید.
to form a decision or opinion based on what one knows

قضاوت کردن
او قبل از تصمیم گیری برای استخدام، صلاحیتهای نامزد را قضاوت میکند.
the official in charge of a court who decides on legal matters

قاضی
او به عنوان قاضی فدرال توسط رئیس جمهور منصوب شد.
the process of evaluating, assessing, or deciding about a person, situation, or event

قضاوت, قدرت قضاوت
قضاوت معلم در مورد عملکرد دانشآموز در حال انجام است.
based on or relying on careful consideration and assessment

مبتنی بر نظر شخصی
یک تصمیم قضاوتی نیازمند سنجش تمام شواهد موجود است.
the obligation to perform a particular duty or task that is assigned to one

مسئولیت
به او مسئولیت سازماندهی رویداد داده شد.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
in a careful, trustworthy, or reasonable manner

مسئولانه
لطفاً از تجهیزات به طور مسئولانه استفاده کنید تا از آسیب یا صدمه جلوگیری شود.
to make someone do something using reasoning, arguments, etc.

متقاعد کردن, مجاب کردن
در جلسه تجاری، نماینده فروش سخت کار کرد تا با تأکید بر مزایای مشارکت، مشتری را برای امضای قرارداد متقاعد کند.
a formal declaration by which someone is found guilty of a crime in a court of law

محکومیت
پس از محکومیت، او به ده سال زندان محکوم شد.
having a strong belief in something

مطمئن, متقاعد
او متقاعد شده بود که پروژه موفق خواهد شد.
able to make someone believe that something is right or true

متقاعدکننده, مجابکننده
توضیح متقاعدکننده او وضعیت را روشن کرد و هر گونه نگرانی را برطرف کرد.
in a manner that persuades others to believe something is true, real, or valid

بهطور متقاعدکننده
بازیگر متقاعدکننده پدری داغدیده را به تصویر کشید.
