کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 6 - 6B

در اینجا شما واژگان واحد 6 - 6B در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'مصمم'، 'آرام'، 'فراموشکار'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
اجرا کردن

مصمم

Ex: They admire her strong-willed approach to parenting , balancing discipline with compassion .

آنها به رویکرد مصمم او در فرزندپروری، که تعادل بین انضباط و دلسوزی را برقرار می‌کند، تحسین می‌کنند.

اجرا کردن

معذب

Ex: He felt self-conscious about his accent when speaking in front of native speakers of the language .

او در مورد لهجه‌اش هنگام صحبت در مقابل گویشوران بومی زبان احساس خودآگاهی می‌کرد.

laid-back [صفت]
اجرا کردن

ریلکس

Ex: Even in a crisis , she stayed laid-back , calmly figuring out the next steps .

حتی در بحران، او آرام ماند و با آرامش مراحل بعدی را مشخص کرد.

open-minded [صفت]
اجرا کردن

روشن‌فکر

Ex: As an open-minded traveler , he eagerly immersed himself in the local culture and customs of each destination .

به عنوان یک مسافر ذهن باز، او با اشتیاق خود را در فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر مقصد غوطه‌ور کرد.

اجرا کردن

خودخواه

Ex: The self-centered friend only reached out when they needed something , ignoring her friends ' needs .

دوست خودمحور فقط زمانی تماس گرفت که به چیزی نیاز داشت، بدون توجه به نیازهای دوستانش.

easy-going [صفت]
اجرا کردن

بی‌خیال

Ex: Our boss is easy-going as long as we meet our deadlines .

رئیس ما آسان‌گیر است تا زمانی که به مهلت‌های خود پایبند باشیم.

big-headed [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: Some people might think he 's big-headed , but he 's just confident in his abilities .

بعضی از مردم ممکن است فکر کنند که او مغرور است، اما او فقط به توانایی‌های خود اطمینان دارد.

اجرا کردن

تندخو

Ex: The bad-tempered boss made the workplace environment hostile and unpleasant .

رئیس بدخلق محیط کار را خصمانه و ناخوشایند کرد.

اجرا کردن

حواس‌پرت

Ex: Despite being absent-minded , he always managed to remember important deadlines at the last minute .

علیرغم حواس‌پرتی، او همیشه توانست مهلت‌های مهم را در دقیقه آخر به یاد بیاورد.

اجرا کردن

منطقی

Ex: The pilot remained level-headed when the plane experienced turbulence .

خلبان هنگامی که هواپیما تلاطم را تجربه کرد آرام باقی ماند.

اجرا کردن

بااعتماد‌به‌نفس

Ex: The athlete approached the competition with a self-assured mindset , knowing she had trained hard .

ورزشکار با ذهنیتی مطمئن از خود به مسابقه نزدیک شد، با این دانش که سخت تمرین کرده است.