درست کردن
دانشآموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اجبار"، "متقاعد کردن"، "تظاهر کردن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
درست کردن
دانشآموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.
تشویق کردن
منتور به تشویق شاگرد خود ادامه داد، به او یادآوری کرد که چه پیشرفتی داشته و پتانسیل موفقیت در آینده را دارد.
کمک کردن
آنها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.
توانستن
مکانیک میتواند طیف گستردهای از مشکلات خودرو را برطرف کند.
اجازه دادن
پارک به سگها اجازه نمیدهد، به جز حیوانات کمکی.
گمان کردن
معلم آنچه را که دانشآموزان میتوانستند در امتحان آینده انتظار داشته باشند، ترسیم کرد.
امتناع کردن
او تصمیم گرفت پیشنهاد کار را رد کند زیرا با اهداف شغلی او همخوانی نداشت.
مجبور کردن
دیروز، او با اکراه خود را مجبور کرد تا در جلسه آموزش اجباری شرکت کند.
[فعل کمکی زمان آینده]
او ماه آینده کار جدیدش را آغاز خواهد کرد.
نیاز داشتن
ماشین نیاز به باتری جدید دارد تا روشن شود.
ممکن بودن
او ممکن است بتواند در پروژه شما به شما کمک کند.
ادامه دادن
گروه با وجود مشکلات فنی به نواختن ادامه داد.
کار سختی را انجام دادن
او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.
کار به جایی رسیدن
گاهی زندگی چرخشهای غیرمنتظرهای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.
توانستن (شکل گذشته فعل can)
وقتی بچه بودم، میتوانستم بدون هیچ ترسی از درختان بالا بروم.
خواستن
مری میخواهد وقتی بزرگ شد دکتر شود.
لذت بردن
ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.
به یاد آوردن
من همیشه روز فارغالتحصیلیمان را به یاد خواهم آورد.
تلاش کردن
آنها قصد دارند تلاش کنند تا پروژه را تا جمعه تمام کنند.
دوری کردن
پس از اختلافشان، او در محل کار از او اجتناب میکرد.
ترجیح دادن
برخی از دانشآموزان ترجیح میدهند در کتابخانهای آرام مطالعه کنند تا کافهای پرسر و صدا.
نگه داشتن
به یاد داشته باشید که یک کپی از اسناد مهم خود را در مکانی امن نگه دارید.
اجازه دادن
لطفاً بگذارید جملهام را قبل از قطع کردن تمام کنم.
شروع به انجام کاری کردن
او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.
بهنظر رسیدن
علیرغم ظاهر مطمئنش، به نظر میرسد در مورد تصمیم نامطمئن است.
باید
به عنوان یک صاحب حیوان خانگی مسئول، شما باید اطمینان حاصل کنید که حیوانات خانگی شما مراقبت مناسب دریافت میکنند.
برنامهریزی کردن
ما مطمئن شدیم که وعدههای غذایی هفته را برنامهریزی کنیم، که هم زمان و هم پول صرفهجویی کرد.
پرسیدن
میتوانید از او بپرسید که آیا فردا در جلسه خواهد بود؟
امیدوار بودن
با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.
افسوس خوردن
من پشیمانم که وقتی جوانتر بودم بیشتر سفر نکردم و آرزو میکنم کاش مکانهای مختلفی را کشف کرده بودم.
ناراحت شدن
او ناراحت نبود که چند دقیقه صبر کند تا دوستش برسد.
تمام کردن
آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.
فراموش کردن
او سعی کرد دوست دوران کودکی خود را به یاد آورد، اما نامش را فراموش کرده بود.
عاشق بودن
او از لحظهای که همدیگر را ملاقات کردند، او را دوست داشت.
دوست داشتن
آنها هرگز فیلمهای ترسناک را دوست نداشتند.
پرداخت کردن
آنها به لولهکش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.
متنفر بودن
آنها متنفرند از باخت بازیها زیرا رقابتی هستند.
شروع کردن
جان تازه یک دوره آزمایشی ده ساله را به خاطر مشارکت در سرقت شروع کرده بود.
متقاعد کردن
فروشنده از تکنیکهای متقاعدکننده برای متقاعد کردن مشتری به ارتقاء به اشتراک پریمیوم استفاده کرد.
جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)
او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.
قانع کردن
فعال بیوقفه کار کرد تا جامعه را برای مشارکت در تلاشهای حفاظت از محیط زیست متقاعد کند.
یاد دادن
او در دبیرستان ریاضیات تدریس میکند و بسیار مورد علاقه دانشآموزان است.
تظاهر کردن
او تظاهر کرد که به گفتگو علاقهمند است تا از آزردن احساسات دوستش جلوگیری کند.