کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 5 - 5C

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "درخشان"، "استثمار"، "شکارچی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
glittering [صفت]
اجرا کردن

درخشان

Ex:

قطره‌های شبنم درخشان روی چمن در نور آفتاب صبحگاهی می‌درخشیدند.

unsightly [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند یا غیرجذاب

Ex:

باغ زیبا بود به جز علف‌های هرز زشت که در گوشه رشد می‌کردند.

اجرا کردن

فرسوده کردن

Ex: Over time , the rust began to eat away at the metal bridge , causing structural concerns .

با گذشت زمان، زنگ شروع به خورد کردن پل فلزی کرد و باعث نگرانی‌های ساختاری شد.

orderly [صفت]
اجرا کردن

مرتب

Ex: The students lined up in an orderly fashion , ready to enter the classroom .

دانش‌آموزان به صورت منظم صف کشیدند، آماده برای ورود به کلاس.

to flourish [فعل]
اجرا کردن

رشد کردن

Ex: The rainforest allows countless species to flourish .

جنگل بارانی به گونه‌های بیشمار اجازه می‌دهد تا رشد کنند.

to swoop [فعل]
اجرا کردن

حمله‌ور شدن

Ex: Intelligence agencies executed a covert operation , swooping on a known terrorist cell .

سازمان‌های اطلاعاتی یک عملیات مخفی را اجرا کردند، حمله‌ور شدن به یک سلول تروریستی شناخته‌شده.

prey [اسم]
اجرا کردن

قربانی

Ex: The cult leader manipulated his followers , treating them like prey .

رهبر فرقه پیروان خود را دستکاری کرد، با آنها مانند شکار رفتار کرد.

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

to exploit [فعل]
اجرا کردن

استثمار کردن

Ex: Human traffickers exploit vulnerable individuals , subjecting them to forced labor or other forms of exploitation .

قاچاقچیان انسان از افراد آسیب‌پذیر سوءاستفاده می‌کنند و آن‌ها را به کار اجباری یا سایر اشکال بهره‌کشی وادار می‌کنند.

to harm [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: The pollution in the area is currently harming the local ecosystem .

آلودگی در این منطقه در حال حاضر به اکوسیستم محلی آسیب می‌زند.

to tempt [فعل]
اجرا کردن

وسوسه کردن

Ex: The aroma of freshly baked cookies tempted her to break her diet and indulge in a sweet treat .

عطر کلوچه‌های تازه پخته شده او را وسوسه کرد تا رژیمش را بشکند و از یک خوراکی شیرین لذت ببرد.

aviary [اسم]
اجرا کردن

قفس پرندگان

Ex: The aviary is designed to mimic the birds ' natural environment as closely as possible .

قفس پرندگان به گونه‌ای طراحی شده است که تا حد امکان محیط طبیعی پرندگان را تقلید کند.

to clip [فعل]
اجرا کردن

متصل کردن

Ex: The teacher clipped the artwork to the display board for everyone to see .

معلم اثر هنری را به تخته نمایش کلیپ کرد تا همه ببینند.

to locate [فعل]
اجرا کردن

مکان‌یابی کردن

Ex: Can you please locate the nearest emergency exit in case of fire ?

آیا می‌توانید لطفاً نزدیک‌ترین خروجی اضطراری را در صورت آتش‌سوزی پیدا کنید؟