کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 2 - 2A

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "معیشت"، "به خطر انداختن"، "اجتناب ناپذیر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
remote [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: The remote location of the research station made it difficult to reach .

موقعیت دورافتاده ایستگاه تحقیقاتی، دسترسی به آن را دشوار کرد.

walrus [اسم]
اجرا کردن

گراز دریایی

Ex:

دانشمندان گراز دریایی را مطالعه می‌کنند تا اثرات تغییرات آب و هوایی را درک کنند.

subsistence [اسم]
اجرا کردن

بخورونمیر

Ex: The artist lived a life of subsistence , focusing more on his passion than profit .

هنرمند زندگی معیشتی را سپری کرد و بیشتر بر علاقه خود تمرکز داشت تا سود.

stifling [صفت]
اجرا کردن

خفه‌کننده (آب و هوا)

Ex:

هواي خفه‌كننده همه را مجبور كرد كه در داخل بمانند.

profound [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: Her profound analysis of the historical event revealed insights that many had overlooked .

تحلیل عمیق او از رویداد تاریخی، بینش‌هایی را آشکار کرد که بسیاری نادیده گرفته بودند.

to endanger [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The new predator in the area could endanger the local wildlife population .

شکارچی جدید در منطقه می‌تواند جمعیت محلی حیات وحش را در معرض خطر قرار دهد.

harsh [صفت]
اجرا کردن

خشن

Ex: She regretted her harsh words during the argument , realizing they had crossed a line .

او از کلمات تند خود در طول بحث پشیمان شد، متوجه شد که آنها از خط عبور کرده‌اند.

inevitably [قید]
اجرا کردن

به ناچار

Ex: In a rapidly changing world , cultural traditions inevitably evolve over time .

در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، سنت‌های فرهنگی اجتناب ناپذیر با گذشت زمان تکامل می‌یابند.

اجرا کردن

مسئولیت

Ex: As the event organizer , she has the responsibility of coordinating all logistics .

به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.

benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

handful [اسم]
اجرا کردن

یک مشت

Ex: She picked up a handful of colorful pebbles from the beach .

او یک مشت از سنگ‌ریزه‌های رنگارنگ را از ساحل برداشت.

to demand [فعل]
اجرا کردن

تقاضا کردن

Ex: The teacher had to demand silence in the classroom to conduct the important exam without disruptions .

معلم مجبور شد در کلاس سکوت را درخواست کند تا امتحان مهم را بدون اختلال برگزار کند.

relevance [اسم]
اجرا کردن

ربط

Ex: They debated the relevance of historical events in today 's world .

آنها در مورد ارتباط رویدادهای تاریخی در جهان امروز بحث کردند.

to grasp [فعل]
اجرا کردن

محکم گرفتن

Ex: In a moment of excitement , the toddler attempted to grasp a handful of colorful candies .

در لحظه‌ای از هیجان، کودک نوپا سعی کرد یک مشت آب‌نبات رنگارنگ را بگیرد.

to respect [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: The students respect their teacher for her passion and commitment to education .

دانش‌آموزان به خاطر اشتیاق و تعهد معلمشان به آموزش، به او احترام می‌گذارند.

knowledge [اسم]
اجرا کردن

دانش

Ex: Experience working in the field provided Sarah with valuable knowledge about environmental conservation .

تجربه کار در این زمینه به سارا دانش ارزشمندی در مورد حفاظت از محیط زیست ارائه داد.

sense [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: Touch is the sense that allows us to feel textures and temperatures .

لمس حسی است که به ما امکان می‌دهد بافت‌ها و دماها را احساس کنیم.

natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

outer space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: The International Space Station ( ISS ) orbits Earth in outer space , providing a laboratory for scientific experiments in microgravity .

ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) در فضای خارجی به دور زمین می‌چرخد و آزمایشگاهی برای آزمایش‌های علمی در شرایط ریزگرانش فراهم می‌کند.

bay [اسم]
اجرا کردن

خور (جغرافیا)

Ex: Fishermen set sail early in the morning to catch fish in the bay .
estuary [اسم]
اجرا کردن

پای‌رود

Ex:

صدف‌ها در آب‌های لب‌شور مصب رشد می‌کنند.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex:

او منابع انرژی تجدیدپذیر را به سوخت‌های فسیلی ترجیح می‌دهد.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: Farmers use grasslands for cattle grazing .

کشاورزان از مراتع برای چرای دام استفاده می‌کنند.

ice floe [اسم]
اجرا کردن

یخ‌پاره

Ex:

هلیکوپتر یک خرس قطبی تنها را دید که روی یک تکه یخ شناور گیر افتاده بود و برای نجاتش نزدیک شد.

stream [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: She washed her hands in the cold stream after the long walk .

او بعد از پیاده‌روی طولانی دست‌هایش را در جویبار سرد شست.

اجرا کردن

رشته‌کوه

Ex:

رشته کوه راکی به خاطر مناظر نفس‌گیرش معروف است.

peninsula [اسم]
اجرا کردن

شبه‌جزیره

Ex: The Scandinavian Peninsula is one of the largest peninsulas in Europe , comprising Norway and Sweden .

شبه‌جزیره اسکاندیناوی یکی از بزرگ‌ترین شبه‌جزیره‌های اروپا است که شامل نروژ و سوئد می‌شود.

plain [اسم]
اجرا کردن

دشت

Ex: The plain was so flat that you could see the horizon in every direction without any obstructions .

دشت آنقدر صاف بود که می‌توانستید افق را در هر جهت بدون هیچ مانعی ببینید.

pond [اسم]
اجرا کردن

آبگیر

Ex: The pond provided a habitat for frogs , turtles , and various aquatic plants , supporting a diverse ecosystem .

حوضچه زیستگاهی برای قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و گیاهان آبزی مختلف فراهم می‌کرد و از یک اکوسیستم متنوع پشتیبانی می‌کرد.

swamp [اسم]
اجرا کردن

باتلاق

Ex: Explorers traversed the swamp carefully , navigating through dense vegetation and muddy terrain .

کاشفان با دقت از باتلاق عبور کردند، از میان پوشش گیاهی انبوه و زمین گلی گذر کردند.

tundra [اسم]
اجرا کردن

تندرا

Ex: The Antarctic tundra , found on the continent of Antarctica , experiences even more extreme cold and isolation than its Arctic counterpart .

توندرای قطب جنوب، که در قاره قطب جنوب یافت می‌شود، سرمای و انزوا حتی شدیدتری نسبت به همتای قطبی شمالی خود تجربه می‌کند.

asteroid [اسم]
اجرا کردن

سیارک

Ex: NASA 's mission to study the asteroid Bennu aims to gather data that could help protect Earth from future asteroid impacts .

ماموریت ناسا برای مطالعه سیارک بنو با هدف جمع‌آوری داده‌هایی است که می‌تواند به محافظت از زمین در برابر برخوردهای آینده سیارک‌ها کمک کند.

اجرا کردن

صورت فلکی

Ex: Astronomers use telescopes to study distant galaxies located near constellations .

ستاره‌شناسان از تلسکوپ‌ها برای مطالعه کهکشان‌های دوردست واقع در نزدیکی صورت‌های فلکی استفاده می‌کنند.

galaxy [اسم]
اجرا کردن

کهکشان

Ex: Dwarf galaxies are smaller galaxies with fewer stars and less mass compared to larger spiral or elliptical galaxies .

کهکشان‌های کوتوله، کهکشان‌های کوچکتری هستند با ستاره‌های کمتر و جرم کمتر در مقایسه با کهکشان‌های مارپیچی یا بیضوی بزرگتر.

meteorite [اسم]
اجرا کردن

شهاب‌سنگ

Ex: Collectors travel the world in search of rare and valuable meteorites for their collections .

کلکسیونرها برای یافتن شهاب‌سنگ‌های نادر و باارزش به سفر دور دنیا می‌روند.

moon [اسم]
اجرا کردن

ماه

Ex:

ماه کامل نوری نرم بر روی چشم‌انداز انداخت.

planet [اسم]
اجرا کردن

سیاره

Ex: Astronomers discovered a new planet orbiting a distant star .

اخترشناسان یک سیاره جدید را کشف کردند که به دور یک ستاره دوردست می‌چرخد.

اجرا کردن

منظومه شمسی

Ex: Space probes have explored different parts of the solar system .

کاوشگرهای فضایی بخش‌های مختلف منظومه شمسی را کاوش کرده‌اند.

star [اسم]
اجرا کردن

ستاره

Ex: The stars twinkled brightly in the dark night sky .

ستاره‌ها در آسمان شب تاریک به شدت می‌درخشیدند.

sun [اسم]
اجرا کردن

خورشید

Ex: The sun rises in the east and sets in the west .

خورشید از شرق طلوع می‌کند و در غرب غروب می‌کند.

universe [اسم]
اجرا کردن

گیتی

Ex: The universe is constantly expanding , as evidenced by the redshift of distant galaxies .

جهان به طور مداوم در حال گسترش است، همانطور که انتقال به سرخ کهکشان‌های دور نشان می‌دهد.