کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 7 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "پازل"، "رقص"، "دوچرخه سواری" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی
aerobics [اسم]
اجرا کردن

تمرین‌های هوازی

Ex: She added aerobics to her weekly exercise regimen to complement her strength training and improve aerobic capacity .

او ایروبیک را به برنامه هفتگی ورزشی خود اضافه کرد تا تمرینات قدرتی خود را تکمیل کند و ظرفیت هوازی خود را بهبود بخشد.

exercise [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: We learned a new exercise in our English class today .

ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسی‌مان یاد گرفتیم.

puzzle [اسم]
اجرا کردن

پازل

Ex:

او از به چالش کشیدن ذهن خود با معماهای منطقی و چیستان در وقت آزادش لذت می‌برد.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex: Many people attended the opening night at the gallery , eager to meet the artists and discuss their work .

بسیاری از مردم در شب افتتاح گالری شرکت کردند، مشتاق ملاقات با هنرمندان و بحث درباره کارهایشان.

chess [اسم]
اجرا کردن

شطرنج

Ex: The world championship in chess is a highly prestigious event , attracting the best players from around the globe .

قهرمانی جهان در شطرنج یک رویداد بسیار پرافتخار است که بهترین بازیکنان از سراسر جهان را جذب می‌کند.

football [اسم]
اجرا کردن

فوتبال آمریکایی

Ex: They watched the football match from the stands .

آنها مسابقه فوتبال را از جایگاه تماشاچیان تماشا کردند.

tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.

to love [فعل]
اجرا کردن

عاشق بودن

Ex: She loved him from the moment they met .

او از لحظه‌ای که همدیگر را ملاقات کردند، او را دوست داشت.

to like [فعل]
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex: They have never liked horror movies .

آنها هرگز فیلم‌های ترسناک را دوست نداشتند.

quite [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: After a long day at work , she found the warm bath quite soothing .

پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامش‌بخش یافت.

to mind [فعل]
اجرا کردن

ناراحت شدن

Ex: She did n't mind waiting a few minutes for her friend to arrive .

او ناراحت نبود که چند دقیقه صبر کند تا دوستش برسد.

to hate [فعل]
اجرا کردن

متنفر بودن

Ex: They hate losing games because they are competitive

آنها متنفرند از باخت بازی‌ها زیرا رقابتی هستند.

to cook [فعل]
اجرا کردن

غذا پختن

Ex: They cook pancakes on the stove .

آن‌ها پنکیک‌ها را روی اجاق می‌پزند.

to dance [فعل]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex: She loves to dance to her favorite songs .

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش است.

to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: After a long day at work , he prefers to drive home in silence .

پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح می‌دهد در سکوت به خانه رانندگی کند.

piano [اسم]
اجرا کردن

پیانو

Ex: She practices the piano every day to improve her skills .

او هر روز پیانو تمرین می‌کند تا مهارت‌هایش را بهبود بخشد.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن

Ex: She always sings a lullaby to help her baby sleep .

او همیشه یک لالایی می‌خواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.

to speak [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex: The president will speak at the event tomorrow .

رئیس جمهور فردا در مراسم سخنرانی خواهد کرد.

French [اسم]
اجرا کردن

زبان فرانسوی

Ex: Many words in English are borrowed from French , like ' ballet ' or ' café ' .

بسیاری از واژه‌ها در انگلیسی از فرانسوی وام گرفته شده‌اند، مانند 'باله' یا 'کافه'.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

اجرا کردن

برنامه کامپیوتری

Ex: A computer program is essential for automating repetitive tasks .

یک برنامه کامپیوتری برای خودکارسازی وظایف تکراری ضروری است.

January [اسم]
اجرا کردن

ژانویه

Ex: As January progresses , daylight hours gradually increase , signaling the slow transition from winter to spring .

همانطور که ژانویه پیش می‌رود، ساعات روشنایی روز به تدریج افزایش می‌یابد، که نشانگر انتقال آهسته از زمستان به بهار است.

February [اسم]
اجرا کردن

فوریه

Ex: In February , the air begins to feel a bit milder as winter gradually gives way to the promise of spring .

در فوریه، هوا شروع به احساس کمی ملایم‌تر می‌کند در حالی که زمستان به تدریج راه را به وعده بهار می‌دهد.

March [اسم]
اجرا کردن

مارس

Ex:

مارس نشانگر گذار از زمستان به بهار است، با روزهای طولانی‌تر و ظهور گل‌های رنگارنگ مانند نرگس و لاله.

April [اسم]
اجرا کردن

آوریل

Ex: In many cultures , April is associated with Easter , a Christian holiday celebrating the resurrection of Jesus Christ , marked by traditions like egg hunts and religious services .

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آوریل با عید پاک مرتبط است، یک تعطیلات مسیحی که به مناسبت رستاخیز عیسی مسیح جشن گرفته می‌شود و با سنت‌هایی مانند شکار تخم‌مرغ و خدمات مذهبی مشخص می‌شود.

May [اسم]
اجرا کردن

ماه مه

Ex:

مه، که در اول مه جشن گرفته می‌شود، در بسیاری از کشورها به عنوان یک تعطیلات عمومی شناخته می‌شود، که اغلب با جشنواره‌ها، رژه‌ها و سایر جشن‌ها مشخص می‌شود.

June [اسم]
اجرا کردن

ژوئن

Ex: Father 's Day , celebrated on the third Sunday of June in various countries , honors fathers and fatherhood with gifts , cards , and family gatherings .

روز پدر، که در سومین یکشنبه ژوئن در کشورهای مختلف جشن گرفته می‌شود، با هدایا، کارت‌ها و گردهمایی‌های خانوادگی از پدران و پدر بودن تجلیل می‌کند.

July [اسم]
اجرا کردن

ژوئیه

Ex: In some regions , July marks the beginning of harvest season , with farmers busy harvesting crops such as corn , tomatoes , berries , and other fruits and vegetables .

در برخی مناطق، جولای نشانگر آغاز فصل برداشت است، با کشاورزانی که مشغول برداشت محصولاتی مانند ذرت، گوجه‌فرنگی، توت و سایر میوه‌ها و سبزیجات هستند.

August [اسم]
اجرا کردن

ماه اوت

Ex:

بسیاری از خانواده‌ها از اوت به عنوان فرصتی برای تعطیلات آخر دقیقه قبل از پایان تعطیلات تابستانی استفاده می‌کنند، از پارک‌های تفریحی دیدن می‌کنند، به استراحتگاه‌ها می‌روند یا به سفرهای جاده‌ای می‌روند.

September [اسم]
اجرا کردن

سپتامبر

Ex: September often sees the start of various cultural events and festivals , including harvest festivals , art exhibitions , and music concerts , offering entertainment options for communities .

سپتامبر اغلب شاهد شروع رویدادهای فرهنگی و جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره‌های برداشت، نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی است که گزینه‌های سرگرمی را برای جوامع ارائه می‌دهد.

October [اسم]
اجرا کردن

اکتبر

Ex: In some cultures , October is associated with harvest festivals and agricultural celebrations , where communities come together to give thanks for the bounty of the season and share in traditional foods and rituals .

در برخی فرهنگ‌ها، اکتبر با جشن‌های برداشت محصول و جشن‌های کشاورزی همراه است، جایی که جوامع برای سپاسگزاری از فراوانی فصل و به اشتراک گذاشتن غذاها و مراسم سنتی گرد هم می‌آیند.

November [اسم]
اجرا کردن

نوامبر

Ex: In some regions , November brings the first snowfall of the season , transforming landscapes into winter wonderlands and offering opportunities for outdoor activities like skiing , snowboarding , and building snowmen .

در برخی مناطق، نوامبر اولین بارش برف فصل را به همراه می‌آورد، مناظر را به شگفتی‌های زمستانی تبدیل می‌کند و فرصت‌هایی را برای فعالیت‌های فضای باز مانند اسکی، اسنوبورد و ساختن آدم برفی فراهم می‌کند.

December [اسم]
اجرا کردن

دسامبر

Ex: December is a month of festive celebrations , with many cultures around the world observing holidays such as Christmas , Hanukkah , and Kwanzaa with decorations , gatherings , and gift-giving .

دسامبر ماهی از جشن‌های شاد است، با بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان که تعطیلاتی مانند کریسمس، حنوکا و کوانزا را با تزئینات، گردهمایی‌ها و هدیه دادن جشن می‌گیرند.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

fourth [صفت]
اجرا کردن

چهارم

Ex: Tim is in his fourth year of studying computer science at the university .

تیم در چهارمین سال تحصیل خود در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه است.

fifth [صفت]
اجرا کردن

پنجم

Ex: The recipe calls for adding the spices in the fifth step .

دستور العمل افزودن ادویه‌ها را در مرحله پنجم می‌طلبد.

sixth [صفت]
اجرا کردن

ششم

Ex:

کافی شاپ مورد علاقه ما در گوشه خیابان اوک و خیابان ششم قرار دارد.

seventh [صفت]
اجرا کردن

هفتم

Ex: The seventh floor of the library houses an extensive collection of historical documents .

طبقه هفتم کتابخانه مجموعه‌ای گسترده از اسناد تاریخی را در خود جای داده است.

eighth [صفت]
اجرا کردن

هشتم

Ex: The scientist made a groundbreaking discovery during his eighth year of research .

دانشمند در هشتمین سال تحقیقات خود یک کشف انقلابی انجام داد.

ninth [صفت]
اجرا کردن

نهم

Ex:

جکسون با افتخار روبان مقام نهم خود را از نمایشگاه علوم روی تابلو اعلانات کلاس آویزان کرد.

tenth [صفت]
اجرا کردن

دهم

Ex:

سامانتا با افتخار مدال مقام دهم را در مسابقه ملی هجی کردن دریافت کرد و مهارت زبانی خود را به نمایش گذاشت.

eleventh [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

یازدهم

Ex:

ساعت یازدهم اغلب برای توصیف یک تصمیم یا اقدام در آخرین لحظه استفاده می‌شود.

twelfth [صفت]
اجرا کردن

دوازدهم

Ex: She received her twelfth award for excellence in teaching , highlighting her dedication to education .

او دوازدهمین جایزه خود را برای تعالی در تدریس دریافت کرد که نشان دهنده تعهد او به آموزش است.

thirteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

سیزدهم

Ex:

او در ماراتن در رده سیزدهم به پایان رسید و یک رکورد شخصی ثبت کرد.

fourteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چهاردهم

Ex:

تولد او در چهاردهمین روز هر ماه می‌افتد، که به خاطر سپردن آن را آسان می‌کند.

fifteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

پانزدهم

Ex:

او در مسابقه پانزدهم شد و رتبه خود را نسبت به سال قبل بهبود بخشید.

sixteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

شانزدهم

Ex:

شانزدهم اکتبر سالگرد یک رویداد تاریخی مهم را نشان می‌دهد.

seventeenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هفدهم

Ex:

او در مسابقات تنیس هفدهم شد، که پیشرفت قابل توجهی نسبت به سال گذشته است.

eighteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هجدهم

Ex:

او در مسابقه در جایگاه هجدهم به پایان رسید، که نشان دهنده فداکاری و کار سخت او بود.

nineteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

نوزدهم

Ex:

او در نوزدهمین روز ماه متولد شد، که این باعث می‌شود روز تولدش هر سال یک مناسبت خاص باشد.

twentieth [صفت]
اجرا کردن

بیستم

Ex: He finished in twentieth place in the tournament , which was a great achievement for his first time competing .

او در مسابقه در رده بیستم به پایان رسید، که برای اولین بار رقابت کردنش یک دستاورد بزرگ بود.

اجرا کردن

بیست و یکم

Ex: The twenty-first century has brought about rapid advancements in technology and communication .

قرن بیست و یکم پیشرفت‌های سریعی در فناوری و ارتباطات به همراه داشته است.